پرش به محتوا
Home » معنی Slick؛ آدم زبل، چرب‌زبان و حقه‌باز | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی Slick؛ آدم زبل، چرب‌زبان و حقه‌باز | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

He’s slick (Slick)

صفت بسیار جذاب و چندوجهی «Slick» دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «آدم چرب‌زبان، زبل، حقه‌باز ماهر و لغزنده»: کسی که ظاهری بسیار شیک، اتوکشیده و کلامی گیرا و فریبنده دارد، اما نمی‌توان به او کاملاً اعتماد کرد زیرا ممکن است سرتان کلاه بگذارد (مانند فروشندگان چرب‌زبان خودروهای دست دوم: a slick salesperson / a slick politician).
۲. در معنای مثبت فنی و هنری: «بسیار تمیز، بی‌نقص، حرفه‌ای و صیقلی» در توصیف طراحی سایت، تدوین ویدیو یا مانورهای ورزشی (معادل: polished / smooth / skillful). مثلاً: «That was a slick pass!» (عجب پاس تمیز و روانی داد!).

معنی he’s slick — صفت بسیار جذاب و چندوجهی «Slick» دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «آدم چرب‌زبان، زبل، حقه‌باز ماهر و لغزنده»: کسی که ظاهری بسیار شیک، اتوکشیده و کلامی گیرا و فریبنده دارد، اما نمی‌توان به او کاملاً اعتماد کرد زیرا ممکن است سرتان کلاه بگذارد (مانند فروشندگان چرب‌زبان خودروهای دست دوم: a slick salesperson / a slick politician).
۲. در معنای مثبت فنی و هنری: «بسیار تمیز، بی‌نقص، حرفه‌ای و صیقلی» در توصیف طراحی سایت، تدوین ویدیو یا مانورهای ورزشی (معادل: polished / smooth / skillful). مثلاً: «That was a slick pass!» (عجب پاس تمیز و روانی داد!). در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۱۳۳ از مستر کوچ

ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است

📖 معنی و تلفظ He’s slick (Slick)

صفت بسیار جذاب و چندوجهی «Slick» دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «آدم چرب‌زبان، زبل، حقه‌باز ماهر و لغزنده»: کسی که ظاهری بسیار شیک، اتوکشیده و کلامی گیرا و فریبنده دارد، اما نمی‌توان به او کاملاً اعتماد کرد زیرا ممکن است سرتان کلاه بگذارد (مانند فروشندگان چرب‌زبان خودروهای دست دوم: a slick salesperson / a slick politician).
۲. در معنای مثبت فنی و هنری: «بسیار تمیز، بی‌نقص، حرفه‌ای و صیقلی» در توصیف طراحی سایت، تدوین ویدیو یا مانورهای ورزشی (معادل: polished / smooth / skillful). مثلاً: «That was a slick pass!» (عجب پاس تمیز و روانی داد!).

🔊 تلفظ واقعی: «سلیک» /slɪk/ — با صدای کوتاه /ɪ/ تلفظ می‌شود.

🎯 کاربرد و لحن

در توصیف فروشندگان فریبنده یا کارهای طراحی مدرن: Watch out for that broker; he’s slick and talks fast (مواظب اون دلال باش؛ خیلی زبل و چرب‌زبانه و سریع حرف می‌زنه).

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 Be careful doing business with him; he’s very slick. توی معامله باهاش حواست رو جمع کن؛ خیلی زبل و چرب‌زبانه.
A1 The company unveiled a slick new website design. این شرکت از یک طراحی سایت بسیار تمیز، شیک و روان رونمایی کرد.
A2 He managed to talk his way out of a speeding ticket—he’s slick! تونست با چرب‌زبونی خودش رو از جریمه سرعت غیرمجاز نجات بده؛ خیلی زبله!
A2 Don’t let that slick salesperson pressure you into signing. اجازه نده اون فروشنده چرب‌زبان با زبون‌بازی مجبورت کنه امضا کنی.
B1 The magician performed a slick series of sleight-of-hand card tricks. شعبده‌باز مجموعه‌ای از تردستی‌های بسیار تمیز و ماهرانه با کارت را اجرا کرد.
B1 Voters grew weary of slick campaign ads that lacked concrete substance. رأی‌دهندگان از تبلیغات انتخاباتی اتوکشیده و توخالی خسته شدند.
B2 The corporate restructuring presentation was undeniably slick, yet evasive on budget realities. ارائه ساختار سازمانی بی‌چون‌وچرا صیقلی و شیک بود، اما واقعیت‌های بودجه را لاپوشانی می‌کرد.
B2 Cybercriminals deploy slick phishing portals that convincingly mirror legitimate banking interfaces. مجرمان سایبری درگاه‌های فیشینگ فوق‌العاده شیک و شبیه‌سازی‌شده‌ای طراحی می‌کنند.
C1 Diplomatic observers noted that behind the envoy’s slick persona lay calculated realpolitik. ناظران دیپلماتیک اشاره کردند پشت ظاهر چرب‌زبان و شیک نماینده، سیاست‌ورزی حساب‌شده نهفته است.
C1 Cinematic auteurs balance slick high-budget CGI aesthetics with raw emotional narrative depth. کارگردانان سینما جلوه‌های ویژه بصری بسیار شیک و صیقلی را با عمق احساسی روایت ترکیب می‌کنند.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: تصور اینکه slick فقط منفی است

✅ درست: برای اشیاء، وب‌سایت‌ها و مهارت‌های ورزشی کاملاً مثبت و به معنی «تمیز، حرفه‌ای و روان» است.

💡 نکته: تفاوت کاربرد شخصیتی (چرب‌زبان) با فنی (شیک و تمیز).

❌ اشتباه رایج: اشتباه گرفتن با silk

✅ درست: silk یعنی پارچه ابریشم؛ slick یعنی لغزنده، زبل و چرب‌زبان.

💡 نکته: تفاوت املایی و معنایی.

❌ اشتباه رایج: تلفظ اشتباه با صدای کشیده

✅ درست: تلفظ با /ɪ/ کوتاه است: /slɪk/ (سلیک).

💡 نکته: به کاربرد و مفهوم دقیق در بافت جمله توجه کنید.

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: That car salesman offered to waive the registration fee if I bought the warranty package.

اون فروشنده ماشین پیشنهاد داد اگه بسته گارانتی رو بخرم هزینه شماره‌گذاری رو حذف می‌کنه.

B: Did you calculate the numbers?

حساب‌کتابش رو کردی؟

A: Yeah, the warranty actually costs double the registration fee!

آره، هزینه گارانتی در واقع دو برابر پول شماره‌گذاری درمیاد!

B: See? He’s slick! Always read the fine print before shaking hands.

دیدی؟ خیلی زبل و حقه‌بازه! همیشه قبل از دست دادن بندهای ریز قرارداد رو بخون.

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

❓ سؤالات متداول

معنی فیزیکی اولیه slick چیست؟

به معنی «لیز، لغزنده و صیقلی» است (مانند: Roads are slick with ice = جاده‌ها از یخ لیز هستند).

اصطلاح oil slick چیست؟

لکه بزرگ روغن یا نفت شناور روی سطح آب دریا.

مترادف‌های slick در توصیف شخص چیست؟

smooth-talking, crafty, shrewd, cunning, wily.

🎯 جمع‌بندی درس ۱۳۳

He’s slick (Slick)

صفت بسیار جذاب و چندوجهی «Slick» دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «آدم چرب‌زبان، زبل، حقه‌باز ماهر و لغزنده»: کسی که ظاهری بسیار شیک، اتوکشیده و کلامی گیرا و فریبنده دارد، اما نمی‌توان به او کاملاً اعتماد کرد زیرا ممکن است سرتان کلاه بگذارد (مانند فروشندگان چرب‌زبان خودروهای دست دوم: a slick salesperson / a slick politician).
۲. در معنای مثبت فنی و هنری: «بسیار تمیز، بی‌نقص، حرفه‌ای و صیقلی» در توصیف طراحی سایت، تدوین ویدیو یا مانورهای ورزشی (معادل: polished / smooth / skillful). مثلاً: «That was a slick pass!» (عجب پاس تمیز و روانی داد!). — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید