He’s slick (Slick)
صفت بسیار جذاب و چندوجهی «Slick» دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «آدم چربزبان، زبل، حقهباز ماهر و لغزنده»: کسی که ظاهری بسیار شیک، اتوکشیده و کلامی گیرا و فریبنده دارد، اما نمیتوان به او کاملاً اعتماد کرد زیرا ممکن است سرتان کلاه بگذارد (مانند فروشندگان چربزبان خودروهای دست دوم: a slick salesperson / a slick politician).
۲. در معنای مثبت فنی و هنری: «بسیار تمیز، بینقص، حرفهای و صیقلی» در توصیف طراحی سایت، تدوین ویدیو یا مانورهای ورزشی (معادل: polished / smooth / skillful). مثلاً: «That was a slick pass!» (عجب پاس تمیز و روانی داد!).
معنی he’s slick — صفت بسیار جذاب و چندوجهی «Slick» دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «آدم چربزبان، زبل، حقهباز ماهر و لغزنده»: کسی که ظاهری بسیار شیک، اتوکشیده و کلامی گیرا و فریبنده دارد، اما نمیتوان به او کاملاً اعتماد کرد زیرا ممکن است سرتان کلاه بگذارد (مانند فروشندگان چربزبان خودروهای دست دوم: a slick salesperson / a slick politician).
۲. در معنای مثبت فنی و هنری: «بسیار تمیز، بینقص، حرفهای و صیقلی» در توصیف طراحی سایت، تدوین ویدیو یا مانورهای ورزشی (معادل: polished / smooth / skillful). مثلاً: «That was a slick pass!» (عجب پاس تمیز و روانی داد!). در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۱۳۳ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ He’s slick (Slick)
صفت بسیار جذاب و چندوجهی «Slick» دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «آدم چربزبان، زبل، حقهباز ماهر و لغزنده»: کسی که ظاهری بسیار شیک، اتوکشیده و کلامی گیرا و فریبنده دارد، اما نمیتوان به او کاملاً اعتماد کرد زیرا ممکن است سرتان کلاه بگذارد (مانند فروشندگان چربزبان خودروهای دست دوم: a slick salesperson / a slick politician).
۲. در معنای مثبت فنی و هنری: «بسیار تمیز، بینقص، حرفهای و صیقلی» در توصیف طراحی سایت، تدوین ویدیو یا مانورهای ورزشی (معادل: polished / smooth / skillful). مثلاً: «That was a slick pass!» (عجب پاس تمیز و روانی داد!).
🔊 تلفظ واقعی: «سلیک» /slɪk/ — با صدای کوتاه /ɪ/ تلفظ میشود.
🎯 کاربرد و لحن
در توصیف فروشندگان فریبنده یا کارهای طراحی مدرن: Watch out for that broker; he’s slick and talks fast (مواظب اون دلال باش؛ خیلی زبل و چربزبانه و سریع حرف میزنه).
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | Be careful doing business with him; he’s very slick. | توی معامله باهاش حواست رو جمع کن؛ خیلی زبل و چربزبانه. |
| A1 | The company unveiled a slick new website design. | این شرکت از یک طراحی سایت بسیار تمیز، شیک و روان رونمایی کرد. |
| A2 | He managed to talk his way out of a speeding ticket—he’s slick! | تونست با چربزبونی خودش رو از جریمه سرعت غیرمجاز نجات بده؛ خیلی زبله! |
| A2 | Don’t let that slick salesperson pressure you into signing. | اجازه نده اون فروشنده چربزبان با زبونبازی مجبورت کنه امضا کنی. |
| B1 | The magician performed a slick series of sleight-of-hand card tricks. | شعبدهباز مجموعهای از تردستیهای بسیار تمیز و ماهرانه با کارت را اجرا کرد. |
| B1 | Voters grew weary of slick campaign ads that lacked concrete substance. | رأیدهندگان از تبلیغات انتخاباتی اتوکشیده و توخالی خسته شدند. |
| B2 | The corporate restructuring presentation was undeniably slick, yet evasive on budget realities. | ارائه ساختار سازمانی بیچونوچرا صیقلی و شیک بود، اما واقعیتهای بودجه را لاپوشانی میکرد. |
| B2 | Cybercriminals deploy slick phishing portals that convincingly mirror legitimate banking interfaces. | مجرمان سایبری درگاههای فیشینگ فوقالعاده شیک و شبیهسازیشدهای طراحی میکنند. |
| C1 | Diplomatic observers noted that behind the envoy’s slick persona lay calculated realpolitik. | ناظران دیپلماتیک اشاره کردند پشت ظاهر چربزبان و شیک نماینده، سیاستورزی حسابشده نهفته است. |
| C1 | Cinematic auteurs balance slick high-budget CGI aesthetics with raw emotional narrative depth. | کارگردانان سینما جلوههای ویژه بصری بسیار شیک و صیقلی را با عمق احساسی روایت ترکیب میکنند. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: تصور اینکه slick فقط منفی است
✅ درست: برای اشیاء، وبسایتها و مهارتهای ورزشی کاملاً مثبت و به معنی «تمیز، حرفهای و روان» است.
💡 نکته: تفاوت کاربرد شخصیتی (چربزبان) با فنی (شیک و تمیز).
❌ اشتباه رایج: اشتباه گرفتن با silk
✅ درست: silk یعنی پارچه ابریشم؛ slick یعنی لغزنده، زبل و چربزبان.
💡 نکته: تفاوت املایی و معنایی.
❌ اشتباه رایج: تلفظ اشتباه با صدای کشیده
✅ درست: تلفظ با /ɪ/ کوتاه است: /slɪk/ (سلیک).
💡 نکته: به کاربرد و مفهوم دقیق در بافت جمله توجه کنید.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: That car salesman offered to waive the registration fee if I bought the warranty package.
اون فروشنده ماشین پیشنهاد داد اگه بسته گارانتی رو بخرم هزینه شمارهگذاری رو حذف میکنه.
B: Did you calculate the numbers?
حسابکتابش رو کردی؟
A: Yeah, the warranty actually costs double the registration fee!
آره، هزینه گارانتی در واقع دو برابر پول شمارهگذاری درمیاد!
B: See? He’s slick! Always read the fine print before shaking hands.
دیدی؟ خیلی زبل و حقهبازه! همیشه قبل از دست دادن بندهای ریز قرارداد رو بخون.
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
معنی فیزیکی اولیه slick چیست؟
به معنی «لیز، لغزنده و صیقلی» است (مانند: Roads are slick with ice = جادهها از یخ لیز هستند).
اصطلاح oil slick چیست؟
لکه بزرگ روغن یا نفت شناور روی سطح آب دریا.
مترادفهای slick در توصیف شخص چیست؟
smooth-talking, crafty, shrewd, cunning, wily.
🎯 جمعبندی درس ۱۳۳
He’s slick (Slick)
صفت بسیار جذاب و چندوجهی «Slick» دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «آدم چربزبان، زبل، حقهباز ماهر و لغزنده»: کسی که ظاهری بسیار شیک، اتوکشیده و کلامی گیرا و فریبنده دارد، اما نمیتوان به او کاملاً اعتماد کرد زیرا ممکن است سرتان کلاه بگذارد (مانند فروشندگان چربزبان خودروهای دست دوم: a slick salesperson / a slick politician).
۲. در معنای مثبت فنی و هنری: «بسیار تمیز، بینقص، حرفهای و صیقلی» در توصیف طراحی سایت، تدوین ویدیو یا مانورهای ورزشی (معادل: polished / smooth / skillful). مثلاً: «That was a slick pass!» (عجب پاس تمیز و روانی داد!). — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.