پرش به محتوا
Home » معنی Not up to the task؛ از عهده کار برنیامدن | کاربرد کاری و صلاحیتی، ویدئو

معنی Not up to the task؛ از عهده کار برنیامدن | کاربرد کاری و صلاحیتی، ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

Is not up to task

اصطلاح بسیار پرکاربرد و اداری «Not up to the task» (یا در حالت مثبت: To be up to the task) برای بیان این به کار می‌رود که یک شخص، گروه، ابزار، سیستم نرم‌افزاری یا قطعه مکانیکی فاقد شایستگی، توانایی فنی، قدرت بدنی یا مهارت لازم برای مدیریت موفقیت‌آمیز یک چالش سخت است؛ دقیقاً معادل «از عهدهٔ کار برنیامدن / مرد این میدان نبودن / کشش و توان انجام وظیفه را نداشتن» در زبان فارسی است (معادل انگلیسی: not having the necessary skills, strength, stamina, or ability to handle a difficult job or situation).
تفاوت با Incompetent: این اصطلاح محترمانه‌تر است و لزوماً به معنی بی‌عرضگی نیست، بلکه نشان می‌دهد ابعاد چالش بسیار فراتر از ظرفیت فعلی فرد یا ابزار است.

معنی is not up to task — اصطلاح بسیار پرکاربرد و اداری «Not up to the task» (یا در حالت مثبت: To be up to the task) برای بیان این به کار می‌رود که یک شخص، گروه، ابزار، سیستم نرم‌افزاری یا قطعه مکانیکی فاقد شایستگی، توانایی فنی، قدرت بدنی یا مهارت لازم برای مدیریت موفقیت‌آمیز یک چالش سخت است؛ دقیقاً معادل «از عهدهٔ کار برنیامدن / مرد این میدان نبودن / کشش و توان انجام وظیفه را نداشتن» در زبان فارسی است (معادل انگلیسی: not having the necessary skills, strength, stamina, or ability to handle a difficult job or situation).
تفاوت با Incompetent: این اصطلاح محترمانه‌تر است و لزوماً به معنی بی‌عرضگی نیست، بلکه نشان می‌دهد ابعاد چالش بسیار فراتر از ظرفیت فعلی فرد یا ابزار است. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۱۹۹ از مستر کوچ

ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است

📖 معنی و تلفظ Is not up to task

اصطلاح بسیار پرکاربرد و اداری «Not up to the task» (یا در حالت مثبت: To be up to the task) برای بیان این به کار می‌رود که یک شخص، گروه، ابزار، سیستم نرم‌افزاری یا قطعه مکانیکی فاقد شایستگی، توانایی فنی، قدرت بدنی یا مهارت لازم برای مدیریت موفقیت‌آمیز یک چالش سخت است؛ دقیقاً معادل «از عهدهٔ کار برنیامدن / مرد این میدان نبودن / کشش و توان انجام وظیفه را نداشتن» در زبان فارسی است (معادل انگلیسی: not having the necessary skills, strength, stamina, or ability to handle a difficult job or situation).
تفاوت با Incompetent: این اصطلاح محترمانه‌تر است و لزوماً به معنی بی‌عرضگی نیست، بلکه نشان می‌دهد ابعاد چالش بسیار فراتر از ظرفیت فعلی فرد یا ابزار است.

🔊 تلفظ واقعی: «ایز نات آپ تو دِ تَسک» /ɪz nɒt ʌp tuː ðə tæsk/.

🎯 کاربرد و لحن

در ارزیابی‌های شغلی، سیستم‌های کامپیوتری و مسابقات ورزشی: The legacy server is simply not up to the task of handling Black Friday traffic (سرور قدیمی کشش و توانایی مدیریت ترافیک خرید جمعه سیاه را ندارد).

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 He tried his best, but he was not up to the task. او نهایت تلاشش را کرد، اما از عهده کار برنیامد.
A1 Are you sure you’re up to the task of leading the team? مطمئنی توانایی و کشش رهبری تیم را داری؟
A2 This small vehicle is not up to the task of towing a heavy boat. این ماشین کوچک توان کشیدن یک قایق سنگین را ندارد.
A2 After recovering from surgery, she felt she was not yet up to the task of working full-time. پس از بهبودی از عمل جراحی، احساس کرد هنوز کشش کار تمام‌وقت را ندارد.
B1 The committee concluded that the junior manager was not up to the task of overseeing the merger. کمیته به این نتیجه رسید که مدیر کم‌تجربه توانایی نظارت بر فرایند ادغام را ندارد.
B1 Our current cybersecurity protocols are simply not up to the task against advanced threats. پروتکل‌های امنیت سایبری فعلی ما در برابر تهدیدات پیشرفته کشش و توان لازم را ندارند.
B2 Organizational audits revealed that regional infrastructure was fundamentally not up to the task of handling rapid urban expansion. حسابرسی‌های سازمانی فاش کرد که زیرساخت‌های منطقه‌ای اصولاً توان مدیریت گسترش سریع شهری را ندارند.
B2 The clinical trial proved that first-generation antivirals were not up to the task of neutralizing mutant viral strains. کارآزمایی بالینی اثبات کرد که داروهای ضدویروس نسل اول توان خنثی‌سازی سویه‌های جهش‌یافته را نداشتند.
C1 Macroeconomic analysis demonstrated that fragmented fiscal mechanisms were decidedly not up to the task of stabilizing the currency. تحلیل‌های کلان اقتصادی نشان داد سازوکارهای مالی پراکنده قطعاً توان تثبیت پول ملی را نداشتند.
C1 The judicial inquiry found the appointed regulatory ombudsman was manifestly not up to the task of enforcing statutory compliance. تحقیقات قضایی نشان داد بازرس نظارتی منصوب‌شده آشکارا از عهده اعمال انطباق قانونی برنمی‌آمد.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: ترجمه کلمه به ‘بالا به سمت وظیفه نیست’!

✅ درست: اصطلاح be up to something یعنی توانایی و صلاحیت انجام کاری را داشتن؛ not up to یعنی از عهده برنیامدن.

💡 نکته: معنی درست: از عهده کار برنیامدن.

❌ اشتباه رایج: حذف حرف تعریف the قبل از task

✅ درست: در حالت استاندارد عبارت به صورت not up to THE task گفته می‌شود.

💡 نکته: فرم استاندارد: not up to the task.

❌ اشتباه رایج: تصور این که این اصطلاح فقط برای انسان‌هاست

✅ درست: این عبارت برای سرورها، ماشین‌آلات، الگوریتم‌ها و قوانین هم به وفور استفاده می‌شود.

💡 نکته: کاربرد برای ابزارها و ماشین‌آلات.

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: We need someone to manage the enterprise software deployment across fifty branches.

ما به کسی نیاز داریم که استقرار نرم‌افزار سازمانی رو در پنجاه شعبه مدیریت کنه.

B: What about Mark? He volunteered for the role.

نظرت درباره مارک چیه؟ خودش داوطلب شد.

A: Honestly, with his limited experience, he’s just not up to the task.

صادقانه بگم، با تجربه محدودش، اصلاً از عهده این کار سنگین برنمیاد.

B: You’re right. Let’s assign our senior project architect instead.

حق با توئه. بیا به جای اون معمار ارشد پروژه‌مون رو مسئول کنیم.

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.


❓ سؤالات متداول

حالت مثبت این اصطلاح چه معنایی دارد؟

To be up to the task یعنی ‘مرد این میدان بودن / توانایی و صلاحیت کامل انجام کار را داشتن’ (She is fully up to the task).

تفاوت not up to the task با not qualified چیست؟

not qualified یعنی فرد مدرک یا شرایط اسمی را ندارد؛ not up to the task بر توانایی عملی، استقامت و کشش در مواجهه با چالش تمرکز دارد.

آیا می‌توان گفت not up to it؟

بله! عبارت I’m not up to it یعنی ‘حوصله یا توانش رو ندارم’.

🎯 جمع‌بندی درس ۱۹۹

Is not up to task

اصطلاح بسیار پرکاربرد و اداری «Not up to the task» (یا در حالت مثبت: To be up to the task) برای بیان این به کار می‌رود که یک شخص، گروه، ابزار، سیستم نرم‌افزاری یا قطعه مکانیکی فاقد شایستگی، توانایی فنی، قدرت بدنی یا مهارت لازم برای مدیریت موفقیت‌آمیز یک چالش سخت است؛ دقیقاً معادل «از عهدهٔ کار برنیامدن / مرد این میدان نبودن / کشش و توان انجام وظیفه را نداشتن» در زبان فارسی است (معادل انگلیسی: not having the necessary skills, strength, stamina, or ability to handle a difficult job or situation).
تفاوت با Incompetent: این اصطلاح محترمانه‌تر است و لزوماً به معنی بی‌عرضگی نیست، بلکه نشان می‌دهد ابعاد چالش بسیار فراتر از ظرفیت فعلی فرد یا ابزار است. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید