پرش به محتوا
Home » معنی To put somebody on؛ دست انداختن و سر کار گذاشتن | مکالمه عامیانه و ویدئو

معنی To put somebody on؛ دست انداختن و سر کار گذاشتن | مکالمه عامیانه و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

To put somebody on

اصطلاح بسیار خودمانی، روزمره و پرکاربرد آمریکایی «To put somebody on» (به ویژه در قالب سؤال مشهور Are you putting me on?) یعنی با گفتن یک ادعای باورنکردنی، شوخی عجیب یا دروغ ساختگی، کسی را سر کار بگذارید و دست بیندازید؛ دقیقاً معادل «کسی را دست انداختن / سر کار گذاشتن / ایسگاه کردن / فیلم کردن کسی» در زبان فارسی است (معادل انگلیسی: to tease, deceive playfully, or joke with someone by making them believe something that is not true).
تفاوت با Deceive / Lie: هدف از to put someone on فریب کلاهبردارانه نیست، بلکه یک شوخی دوستانه و سر کار گذاشتن برای خنده است (کاملاً معادل Pulling someone’s leg).

معنی to put somebody on — اصطلاح بسیار خودمانی، روزمره و پرکاربرد آمریکایی «To put somebody on» (به ویژه در قالب سؤال مشهور Are you putting me on?) یعنی با گفتن یک ادعای باورنکردنی، شوخی عجیب یا دروغ ساختگی، کسی را سر کار بگذارید و دست بیندازید؛ دقیقاً معادل «کسی را دست انداختن / سر کار گذاشتن / ایسگاه کردن / فیلم کردن کسی» در زبان فارسی است (معادل انگلیسی: to tease, deceive playfully, or joke with someone by making them believe something that is not true).
تفاوت با Deceive / Lie: هدف از to put someone on فریب کلاهبردارانه نیست، بلکه یک شوخی دوستانه و سر کار گذاشتن برای خنده است (کاملاً معادل Pulling someone’s leg). در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۲۰۰ از مستر کوچ

ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است

📖 معنی و تلفظ To put somebody on

اصطلاح بسیار خودمانی، روزمره و پرکاربرد آمریکایی «To put somebody on» (به ویژه در قالب سؤال مشهور Are you putting me on?) یعنی با گفتن یک ادعای باورنکردنی، شوخی عجیب یا دروغ ساختگی، کسی را سر کار بگذارید و دست بیندازید؛ دقیقاً معادل «کسی را دست انداختن / سر کار گذاشتن / ایسگاه کردن / فیلم کردن کسی» در زبان فارسی است (معادل انگلیسی: to tease, deceive playfully, or joke with someone by making them believe something that is not true).
تفاوت با Deceive / Lie: هدف از to put someone on فریب کلاهبردارانه نیست، بلکه یک شوخی دوستانه و سر کار گذاشتن برای خنده است (کاملاً معادل Pulling someone’s leg).

🔊 تلفظ واقعی: «تو پوت سام‌بادی آن» /tuː pʊt ˈsʌmbədi ɒn/.

🎯 کاربرد و لحن

وقتی کسی خبری عجیب یا شوخی غیرمنتظره‌ای می‌کند: You’re saying you met Brad Pitt at the local grocery store? Come on, you’re putting me on! (داری میگی برد پیت رو توی بقالی محل دیدی؟! برو بابا، داری منو دست می‌ندازی/سر کار می‌ذاری!).

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 You won the lottery? Are you putting me on? لاتاری بردی؟ داری منو سر کار می‌ذاری؟
A1 Don’t believe him; he’s just putting you on. حرفش رو باور نکن؛ فقط داره دستت می‌ندازه.
A2 I thought she was serious, but she was just putting me on. فکر کردم جدی میگه، اما فقط داشت منو فیلم می‌کرد.
A2 Are you for real, or are you putting me on? واقعاً داری جدی میگی یا داری شوخی می‌کنی و سر کارم می‌ذاری؟
B1 He told the newcomers a ghost story just to put them on. او برای تازه‌واردها یک داستان جن و پری تعریف کرد تا فقط سر کارشون بذاره.
B1 When she claimed she was moving to Alaska, everyone assumed she was putting them on. وقتی ادعا کرد دارد به آلاسکا مهاجرت می‌کند، همه فکر کردند دارد سر کارشان می‌گذارد.
B2 Linguistic anthropologists study how conversational teasing via ‘putting someone on’ reinforces social bonds within peer groups. انسان‌شناسان زبان بررسی می‌کنند که چگونه دست انداختن در مکالمه پیوندهای اجتماعی را در گروه‌های همسالان تقویت می‌کند.
B2 The late-night talk show host frequently puts his celebrity guests on with fabricated trivia questions. مجری برنامه شبانه مکرراً میهمانان سلبریتی خود را با سؤالات اطلاعات عمومی ساختگی سر کار می‌گذارد.
C1 Sociolinguistic conventions require conversational participants to correctly interpret when a speaker is putting them on rather than transmitting factual data. قراردادهای زبان‌شناسی اجتماعی ایجاب می‌کند مخاطبان به درستی تشخیص دهند چه زمانی گوینده شوخی می‌کند تا اطلاعات واقعی.
C1 The satirist masterfully put the pretentious panel on by inventing entirely fictitious literary movements. نویسنده طنزپرداز با ابداع جنبش‌های ادبی کاملاً ساختگی، اعضای پرمدعای میزگرد را به شکلی استادانه دست انداخت.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: اشتباه گرفتن با put on clothes (لباس پوشیدن)

✅ درست: عبارت put on clothes یعنی لباس بر تن کردن، اما to put SOMEONE on یعنی کسی را سر کار گذاشتن و دست انداختن.

💡 نکته: تفاوت معانی چندگانه فعل عبارتی put on.

❌ اشتباه رایج: حذف مفعول در میانه عبارت

✅ درست: مفعول همیشه بین put و on قرار می‌گیرد: put ME on / put HIM on (نه put on me).

💡 نکته: جایگاه مفعول در فعل عبارتی دونیمه‌شونده.

❌ اشتباه رایج: تصور بار معنایی خشن یا کلاهبرداری

✅ درست: این عبارت برای شوخی و سر کار گذاشتن دوستانه است.

💡 نکته: کاربرد در شوخی و کل‌کل دوستانه.

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: Did you hear? The company is giving everyone a brand-new laptop and a two-week paid vacation in Hawaii!

شنیدی؟ شرکت داره به همه یک لپ‌تاپ نو و دو هفته سفر تفریحی به هاوایی با حقوق میده!

B: What!? Are you putting me on!?

چی؟! داری منو سر کار می‌ذاری/دست می‌ندازی؟!

A: Haha, yeah, April Fools!

هاها، آره، دروغ اول آوریل بود!

B: Oh man, you totally had me for a second!

ای وای، رسماً یه لحظه باورش کردم!

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.


❓ سؤالات متداول

مترادف دقیق اصطلاح to put someone on چیست؟

اصطلاح مشهور To pull someone’s leg (پای کسی را کشیدن / سر کار گذاشتن) مترادف مستقیم آن است.

چرا در سؤال می‌گوییم Are you putting me on؟

چون در همان لحظه در حال شنیدن شوخی هستیم و از زمان حال استمراری استفاده می‌شود.

آیا a put-on به عنوان اسم هم به کار می‌رود؟

بله! That’s a put-on یعنی ‘این فقط یه شوخیه / سرکاریه’.

🎯 جمع‌بندی درس ۲۰۰

To put somebody on

اصطلاح بسیار خودمانی، روزمره و پرکاربرد آمریکایی «To put somebody on» (به ویژه در قالب سؤال مشهور Are you putting me on?) یعنی با گفتن یک ادعای باورنکردنی، شوخی عجیب یا دروغ ساختگی، کسی را سر کار بگذارید و دست بیندازید؛ دقیقاً معادل «کسی را دست انداختن / سر کار گذاشتن / ایسگاه کردن / فیلم کردن کسی» در زبان فارسی است (معادل انگلیسی: to tease, deceive playfully, or joke with someone by making them believe something that is not true).
تفاوت با Deceive / Lie: هدف از to put someone on فریب کلاهبردارانه نیست، بلکه یک شوخی دوستانه و سر کار گذاشتن برای خنده است (کاملاً معادل Pulling someone’s leg). — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید