To have the guts
اصطلاح قدرتمند «To have the guts» یعنی **«جرأت و شهامت انجام کاری که سخت، ترسناک یا پرتنش است را داشتن»** — و چه معادل دقیقی در فارسی دارد: **«دل و جگر داشتن!»** (معادل انگلیسی: to have the courage or nerve to do something difficult or unpleasant).
چرا اینقدر محاورهای قوی است؟ چون guts به معنای «شکم و رودهها» است — احساس دلی که درست از عمق شکم میآید؛ استعارهای بدنی از شجاعت.
الگوهای کلیدی:
– **have the guts to do SMT**: She didn’t have the guts to ask for a raise. (جرأت نکرد حقوق بیشتر بخواد.)
– **not have the guts**: او دیگر نمک جرأت ندارد — تأسف-ای معمول
– **It takes guts**: شهامت میخواهد: It takes guts to start over at fifty. (شروع دوباره توی پنجاهسالگی جگر میخواد.)
– صفت: **gutsy** = جسور: a gutsy decision (تصمیم جسورانه)
مرز با courage: courage رسمی و کتابی است؛ guts زبانِ کوچه و احساس — در محاوره طبیعیتر و پرتوانتر.
معنی to have the guts — اصطلاح قدرتمند «To have the guts» یعنی **«جرأت و شهامت انجام کاری که سخت، ترسناک یا پرتنش است را داشتن»** — و چه معادل دقیقی در فارسی دارد: **«دل و جگر داشتن!»** (معادل انگلیسی: to have the courage or nerve to do something difficult or unpleasant).
چرا اینقدر محاورهای قوی است؟ چون guts به معنای «شکم و رودهها» است — احساس دلی که درست از عمق شکم میآید؛ استعارهای بدنی از شجاعت.
الگوهای کلیدی:
– **have the guts to do SMT**: She didn’t have the guts to ask for a raise. (جرأت نکرد حقوق بیشتر بخواد.)
– **not have the guts**: او دیگر نمک جرأت ندارد — تأسف-ای معمول
– **It takes guts**: شهامت میخواهد: It takes guts to start over at fifty. (شروع دوباره توی پنجاهسالگی جگر میخواد.)
– صفت: **gutsy** = جسور: a gutsy decision (تصمیم جسورانه)
مرز با courage: courage رسمی و کتابی است؛ guts زبانِ کوچه و احساس — در محاوره طبیعیتر و پرتوانتر. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۲۴۹ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ To have the guts
اصطلاح قدرتمند «To have the guts» یعنی **«جرأت و شهامت انجام کاری که سخت، ترسناک یا پرتنش است را داشتن»** — و چه معادل دقیقی در فارسی دارد: **«دل و جگر داشتن!»** (معادل انگلیسی: to have the courage or nerve to do something difficult or unpleasant).
چرا اینقدر محاورهای قوی است؟ چون guts به معنای «شکم و رودهها» است — احساس دلی که درست از عمق شکم میآید؛ استعارهای بدنی از شجاعت.
الگوهای کلیدی:
– **have the guts to do SMT**: She didn’t have the guts to ask for a raise. (جرأت نکرد حقوق بیشتر بخواد.)
– **not have the guts**: او دیگر نمک جرأت ندارد — تأسف-ای معمول
– **It takes guts**: شهامت میخواهد: It takes guts to start over at fifty. (شروع دوباره توی پنجاهسالگی جگر میخواد.)
– صفت: **gutsy** = جسور: a gutsy decision (تصمیم جسورانه)
مرز با courage: courage رسمی و کتابی است؛ guts زبانِ کوچه و احساس — در محاوره طبیعیتر و پرتوانتر.
🔊 تلفظ واقعی: «تو هَو دِ گاتس» /tuː həv ðə ɡʌts/ — guts با u کوتاه مثل buts؛ نه «گوتز».
🎯 کاربرد و لحن
در تمجید شهامت دوستانه: You stood up to the boss in front of everyone? You’ve got guts, man. (جلوی همه با رئیس رو به رو شدی؟ دمت گرم، چه جگری داری!)
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| B1 | She has the guts to speak her mind. | جرأت داره حرف دلش رو بزنه. |
| B1 | It takes guts to quit a safe job. | ترک یه کار مطمئن جگر میخواد. |
| B1 | He didn’t have the guts to tell her the truth. | جرأت نکرد حقیقت رو بهش بگه. |
| B1 | You’ve got guts — I respect that. | دل و جگر داری — برام قابل احترامی. |
| B2 | Nobody had the guts to disagree with the director. | هیچکس جرأت نکرد با مدیر مخالفت کنه. |
| B2 | Starting a business at nineteen took real guts. | شروع کسبوکار توی نوزدهسالگی واقعاً جرأت میخواست. |
| B2 | That was a gutsy call by the young coach. | اون یه تصمیم جسورانه از سرمربی جوون بود. |
| B2 | Do you have the guts to say no to him? | جرأت داری بهش نه بگی؟ |
| C1 | Only she had the guts to challenge the old system. | فقط اون دل و جگر به چالش کشیدن سیستم قدیمی رو داشت. |
| C1 | It takes guts to apologize first after a big fight. | اولِ بعدی از دعوا عذرخواهی جرأت میخواد. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: املا guts بدون s
✅ درست: جمع ثابت است: guts — حتی برای یک نفر. gut بهتنهایی شکم یا حس ششم است: a gut feeling.
💡 نکته: guts با s همیشه.
❌ اشتباه رایج: ترجمهٔ تحتاللفظی و ترس از بدن
✅ درست: فکر نکنید روده واقعی! مثل فارسیِ «دل و جگر» که هیچکس به آناتومی فکر نمیکند — استعارهٔ کامل و طبیعی است.
💡 نکته: استعاره پذیرفته شد.
❌ اشتباه رایج: استفاده در مقالهٔ رسمی دانشگاهی
✅ درست: محاورهای و پرانرژی است؛ در مقاله بنویسید courage یا fortitude — دو رگهٔ زبان را از هم تشخیص دهید.
💡 نکته: ثبت گفتاری مشخص شد.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: You’re really going to tell the committee their plan won’t work?
واقعاً میخوای به کمیته بگی طرحشون کار نمیکنه؟
B: Someone has to. It takes guts, but someone has to say it out loud.
یکی باید بگه. جرأت میخواد، ولی یکی باید بلند بگه.
A: Well… you’ve got guts, I’ll give you that.
خب… جگرت داره، اینو قبول دارم.
B: Guts or foolishness, sir — time will tell which one!
جگر یا احماقت، آقا — زمان نشون میده کدومیکی بود!
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
تفاوت guts با courage چیست؟
courage واژهٔ متشکل و فرم پایه است؛ guts محاورهای، بدنی و احساسی — «دل و جگر». در سخنرانی رسمی courage، در رستیپشی با دوستان guts.
gutsy چیست و کجا میآید؟
صفت آن: جسور. a gutsy performance = اجرای دلیرانهای که تحسین میشود. مثبت و تمجیدآمیز است.
«not have the guts» توهین است؟
بسته به لحن، میتواند سرزنش عمیق بلوزد (بزدلی) — به خود یا نفر سوم ملایمتر است؛ به نفر دوم رو در رو با احتیاط!
🎯 جمعبندی درس ۲۴۹
To have the guts
اصطلاح قدرتمند «To have the guts» یعنی **«جرأت و شهامت انجام کاری که سخت، ترسناک یا پرتنش است را داشتن»** — و چه معادل دقیقی در فارسی دارد: **«دل و جگر داشتن!»** (معادل انگلیسی: to have the courage or nerve to do something difficult or unpleasant).
چرا اینقدر محاورهای قوی است؟ چون guts به معنای «شکم و رودهها» است — احساس دلی که درست از عمق شکم میآید؛ استعارهای بدنی از شجاعت.
الگوهای کلیدی:
– **have the guts to do SMT**: She didn’t have the guts to ask for a raise. (جرأت نکرد حقوق بیشتر بخواد.)
– **not have the guts**: او دیگر نمک جرأت ندارد — تأسف-ای معمول
– **It takes guts**: شهامت میخواهد: It takes guts to start over at fifty. (شروع دوباره توی پنجاهسالگی جگر میخواد.)
– صفت: **gutsy** = جسور: a gutsy decision (تصمیم جسورانه)
مرز با courage: courage رسمی و کتابی است؛ guts زبانِ کوچه و احساس — در محاوره طبیعیتر و پرتوانتر. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.