پرش به محتوا
Home » معنی come around؛ قانع شدن، به خود آمدن، سر زدن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی come around؛ قانع شدن، به خود آمدن، سر زدن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۶۲
یه فعل، سه مسیر: قانع شدن، به خود آمدن، رسیدنِ فصل.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Come Around را یاد می‌گیری: «سه چهرۀ «come around»: نرم‌شدن، هوشیاری، دیدار» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۸۶۲ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Come Around»

«come around» فعلِ چرخش است — و سه بار می‌چرخد. یک: نظر: آدمِ لجباز بالاخره می‌آید سمتِ حرفِ تو: «he came around to our idea» — نرم‌شدن، نه تحویل. دو: هوشیاری: بعد از بیهوشی یا مَستی، «به خود آمدن»: «she came around an hour after surgery». سه: مکان: «come around tonight» = سری بزن؛ و در تقویم: «my birthday comes around» = از راه می‌رسد. یک فعلِ دو‌کلمه‌ای، سه بهاء.

گرامرش را رویِ همون چرخش یاد بگیر: جدایی‌ناپذیر است — مفعولِ اسمی را وسط نمی‌اندازند («came the plan around» نشدنی)؛ ضمیر هم آخر می‌آید. برایِ «قانع کردن»ِ دیگری، سببی‌ش می‌آید: «bring someone around» — «we finally brought him around». حرفِ اضافه‌یِ نظر: «come around to + اسم/ing» («to the plan», «to seeing reason»). و اگر «به خود‌آمدن» را بخواهی، «come to» هم همان کار را می‌کند و کوتاه‌تر است؛ «come around» آهسته‌تر و با «چرخیدن» آمدنش را حس می‌کند.

لحن‌شناسی‌اش برایِ دعواها مهم است: «he came around» یعنی قبول کرد، اما بدونِ سرِ خم کردن — تفاوتش با «give in» (تن‌دادن) همین‌جاست: «come around» نرم است، «give in» شکست. به همین دلیل در مذاکره‌هایِ سیاسی و کاری «he came around on the issue» آبرودارانه‌ترین پیروزیِ ممکن است: طرف عوض شد، تحقیر هم نشد. و معادلِ فارسیِ خودمانی‌اش برایِ همین است: «آدمش شد»، «قانع شد» — نه «باخت».

🗣 تلفظ: «کام اَراءِند» /kʌm əˈraʊnd/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

سه خانه‌اش را تفکیک کن: «come around to the idea» برایِ نظر؛ «come around after the faint» برایِ حال؛ «come around for coffee» برایِ دیدار. برایِ فشارآوردنِ قناعت، «bring him around» را داری، ولی افراطش دست‌کاری در ذهنت تلقی می‌شود — «give him time» مؤدبانه‌تر است. در جمله‌هایِ تقویمی («every summer comes around») فعل درنگالیِ شیرینی داره: تکرارِ بی‌پایانِ سال.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

He finally came around.—آخر اومد سمتِ حرفِ ما.A1۱
Come around tonight!—امشب سر بزن!A1۲
She came around after the faint.—بعد از غش، به خودش اومد.A2۳
The winter always comes around again.—زمستون دوباره از راه می‌رسه.A2۴
It’s never separable — mind the pronoun.—هیچ‌وقت جدا نمی‌شه؛ «came around to it».B1۵
«Bring him around» is the causative twin.—سببی‌ش «bring him around» — قانع‌کردنِ دیگری.B1۶
«Came around» saves face; «gave in» ends it.—«قانع شدن» آبرو نگه می‌داره؛ «tan دادن» آبرو می‌بره.B2۷
Use «to» for minds, «after» for wake-ups.—برایِ نظر «to»، برایِ هوشیاری «after».B2۸
Persuasion is a circle you walk twice.—قانع‌کردن دایره‌ایه که دو بار طی می‌شه.C1۹
Every opinion that turns comes around eventually.—هر نظری که بچرخه، یه روز می‌رسه به اینجا.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ جداکردنِ مفعول از phrasal verb
غلط: He came the plan around.
درست: He came around to the plan.
«come around» جدایی‌ناپذیره؛ مفعولِ فکری هم با «to» میاد نه وسطِ دو تکه.
❌ قاطی با «get around»
غلط: She got around after the anesthesia.
درست: She came around after the anesthesia.
«get around» یعنی شایعه پخش شدن یا آن‌ور‌ور‌زدن؛ به‌خود‌آمدنِ خاصِ «come around»ه.
❌ فخرفروشیِ مذاکره
غلط: They surrendered; they came around.
درست: They came around to the compromise.
«come around» پیروزیِ بی‌تحقیره؛ اگر بویِ تسلیم بدی، همون «gave in» رو برگردان که راستگوتره.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Any luck with the neighbor about the fence?
حرف زدی با همسایه راجع به حصار؟
Two months of no — then he came around.
دو ماه «نه»؛ بعد آدمش شد.
Did you push?
هل دادی؟
Gently; people come around on their own legs.
آروم؛ آدم‌ها با پاهای خودشون میان.
✍️ تمرین شما: برایِ یک مخالفتِ واقعی که ته‌اش تمام‌شده، سه جمله با سه معنی بنویس: نظر («he came around to …»)، حال («… came around after …»)، دیدار («come around this weekend»). تمرینِ دوم: «they brought me around» را با «I came around» مقایسه کن و برایِ هرکدام بگو کدام‌ش توپِ تغییر را به زمینِ دیگری می‌اندازد.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «he came around» در بحث یعنی؟
۲. کدام برایِ «قانع کردن» درسته؟
۳. «come around after…» کجا می‌آد؟
۴. کدام جمله برایِ دیداره؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 «come over» هم یعنی سر زدن؛ فرق؟
هر دو دیداره؛ «come over» برایِ آمدن به خانه‌یِ طرف محوری‌تره و امری‌اش نرم‌تر؛ «come around» کمی قدیمی‌تر و در بریتیش برایِ مهمونیِ سرزده‌یِ خودمونی می‌درخشد.
🔹 «around» اینجا چی‌کارست؟
همان چرخش را بسازد — «دور زدن و رسیدن». به همین دلیل سه معنایِ اصطلاح همه یک منطق دارند: نظر می‌چرخد، هوشیاری برمی‌گردد، مهمان از راه می‌رسد.
🔹 «came round» بدونِ «a»?
در بریتیش «round» تنها هم می‌نشیند: «he came round to the idea» — همان معنی، لهجه‌یِ سبک‌نویس؛ در نوشتارِ آمریکایی، «around» کامل را بردار.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Come Around را یادت بماند: come around یعنی نظر آدم عوض بشه و بیاد سمتِ حرفِ تو؛ همچنین به‌خود‌آمدن بعد بیهوشی و سرزدنِ مهمونی؛ «bring someone around»ِ سببی، «on» و «to» و «around» در نقش‌هایِ مختلف، و چرخشِ سالِ تقویمی؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید