پرش به محتوا
Home » 0702: come to terms with (myself)

come to terms with (myself) (با خودم کنار آمدن؛ پذیرفتنِ حقیقتِ تلخ (come to terms with sth))






معنی come to terms with (myself)؛ «با حقیقتِ تلخ کنار آمدن؛ پذیرفتن چیزی که دوست نداری باور کنی» | کاربرد، مثال و ویدئو



خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 702: come to terms with (myself)

come to terms with (myself) (با خودم کنار آمدن؛ پذیرفتنِ حقیقتِ تلخ (come to terms with sth))

معنی come to terms with (myself) — «با حقیقتِ تلخ کنار آمدن؛ پذیرفتن چیزی که دوست نداری باور کنی» — come to terms with یعنی دیگر انکار نکنی و واقعیتِ ناخوشایند را بپذیری. الگو: come to terms with something/someone/مخصوصاً myself: I’ve finally come to terms with myself یعنی بالاخره با واقعیتِ خودم کنار آمدم. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس 702 از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

⬆ بازگشت به فهرست

📖 معنی و تلفظ come to terms with (myself)

«با حقیقتِ تلخ کنار آمدن؛ پذیرفتن چیزی که دوست نداری باور کنی» — come to terms with یعنی دیگر انکار نکنی و واقعیتِ ناخوشایند را بپذیری. الگو: come to terms with something/someone/مخصوصاً myself: I’ve finally come to terms with myself یعنی بالاخره با واقعیتِ خودم کنار آمدم.

🔊 تلفظ واقعی: «کام تو تِرمز ویت» /kʌm tə tɜːrmz wɪð/

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد

مثال خود Shane: تا دو سال پیش آرزویش ستارهٔ هالیوود شدن بود؛ هر روز جلوی آینه می‌ایستاد (خودش می‌گوید خیلی خوش‌تیپم!) تا اینکه فهمید موهایش دارد می‌ریزد — و با این واقعیت کنار آمد که هرگز ستارهٔ سینما نخواهد شد. I’ve come to terms with reality.

مثال دومش هم خواهرش است: همیشه از او متنفر بود چون مامان‌بابا او را بیشتر دوست داشتند؛ حالا با این حقیقت کنار آمده که خواهرش ستارهٔ خانواده است و خودش Cinderella! وقتی بزرگ می‌شویم باید بپذیریم که «برف‌برفکِ» خاصی نیستیم و شازده‌ای هم ما را نجات نمی‌دهد!

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 I’ve finally come to terms with myself. I’m getting too old! بالاخره با خودم کنار آمده‌ام. زیادی پیر می‌شوم!
A1 He came to terms with the fact that he’ll never be a movie star. او با این واقعیت کنار آمد که هرگز ستارهٔ فیلم نخواهد شد.
A2 You need to come to terms with reality and stop dreaming. باید با واقعیت کنار بیایی و دست از خیال‌پردازی برداری.
A2 She has come to terms with her sister being the star of the family. او با این کنار آمده که خواهرش ستارهٔ خانواده است.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: I came to terms to my problem.

✅ درست: I came to terms with my problem.

💡 نکته: همیشه with بعد از come to terms می‌آید.

❌ اشتباه رایج: I terms with myself.

✅ درست: I came to terms with myself.

💡 نکته: فعل come to terms است؛ terms به تنهایی فعل نیست.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: Are you gonna do the triathlon in April?

آیا توی مسابقهٔ سه‌گانه در آوریل شرکت می‌کنی؟

B: No. Probably not.

نه. احتمالاً نه.

A: Why not? You love triathlons.

چرا که نه؟ تو عاشق مسابقه‌های سه‌گانه‌ای.

B: Yeah, but I’ve finally come to terms with myself. I’m getting too old!

آره، ولی بالاخره با خودم کنار آمده‌ام. زیادی پیر می‌شوم!

🏋️ تمرین عملی امروز: یک جملهٔ کامل بنویس که در آن come to terms with (myself) به‌کار رفته باشد.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید. روی هر گزینه کلیک کنید همان لحظه پاسخ درست نمایش داده می‌شود.

1) «I’ve come to terms with myself» یعنی چه؟

2) کدام جمله درست است؟

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

❓ come to terms with یعنی دقیقاً چه؟

یعنی «پذیرفتنِ حقیقتِ تلخ و کنار آمدن با آن» — واقعیتی که دوست نداری ولی باید بپذیری.

❓ با myself چه معنی می‌دهد؟

come to terms with myself یعنی با واقعیتِ خودم (مثل سن، توانایی‌ها، محدودیت‌ها) کنار آمدم.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس 702

come to terms with (myself)

«با حقیقتِ تلخ کنار آمدن؛ پذیرفتن چیزی که دوست نداری باور کنی» — come to terms with یعنی دیگر انکار نکنی و واقعیتِ ناخوشایند را بپذیری. الگو: come to terms with something/someone/مخصوصاً myself: I’ve finally come to terms with myself یعنی بالاخره با واقعیتِ خودم کنار آمدم. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

⬆ بازگشت به فهرست

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟ همین حالا بپرسید؛ مشاوره کوتاه است و مسیر را روشن می‌کند.

آموزش رایگان مکالمه
📱 ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹
💬 پیام در واتساپ
🎓 مشاهده کلاس‌های آموزش آنلاین

با سلام‌زبان روان صحبت کن؛ محسن متین بنیان‌گذار سلام‌زبان — اصطلاح‌ها را حفظ نکن، با ویدئو ببین و دو مثال از زندگی خودت بساز. زبان را جراحی نکن.



دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.