پرش به محتوا
Home » معنی Intense؛ شدید، نفس‌گیر و پرفشار | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی Intense؛ شدید، نفس‌گیر و پرفشار | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

INTENSE

صفت بسیار قدرتمند، غنی و پرکاربرد «Intense» دارای سه کاربرد اساسی در زبان انگلیسی است:
۱. «شدید، حاد، فوق‌العاده قوی و پرحرارت» در توصیف احساسات، درد، نور، گرما یا فشار (معادل: extreme / acute / fierce). مثلاً: «intense pain» (درد شدید) / «intense heat» (گرمای طاقت‌فرسا).
۲. «سنگین، پرفشار، نفس‌گیر و طاقت‌فرسا» در توصیف مسابقات، تمرینات ورزشی، بحث‌ها یا امتحانات: «That workout was so intense!» (اون تمرین ورزشی چقدر سنگین و نفس‌گیر بود!).
۳. در توصیف «شخصیت یک فرد بسیار جدی، عمیق، پرحرارت، سخت‌گیر و احساساتی که همه چیز را به شدت جدی می‌گیرد»: «He’s a very intense guy» (او آدم فوق‌العاده جدی و پرحرارتی است).

معنی intense — صفت بسیار قدرتمند، غنی و پرکاربرد «Intense» دارای سه کاربرد اساسی در زبان انگلیسی است:
۱. «شدید، حاد، فوق‌العاده قوی و پرحرارت» در توصیف احساسات، درد، نور، گرما یا فشار (معادل: extreme / acute / fierce). مثلاً: «intense pain» (درد شدید) / «intense heat» (گرمای طاقت‌فرسا).
۲. «سنگین، پرفشار، نفس‌گیر و طاقت‌فرسا» در توصیف مسابقات، تمرینات ورزشی، بحث‌ها یا امتحانات: «That workout was so intense!» (اون تمرین ورزشی چقدر سنگین و نفس‌گیر بود!).
۳. در توصیف «شخصیت یک فرد بسیار جدی، عمیق، پرحرارت، سخت‌گیر و احساساتی که همه چیز را به شدت جدی می‌گیرد»: «He’s a very intense guy» (او آدم فوق‌العاده جدی و پرحرارتی است). در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۱۳۰ از مستر کوچ

ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است

📖 معنی و تلفظ INTENSE

صفت بسیار قدرتمند، غنی و پرکاربرد «Intense» دارای سه کاربرد اساسی در زبان انگلیسی است:
۱. «شدید، حاد، فوق‌العاده قوی و پرحرارت» در توصیف احساسات، درد، نور، گرما یا فشار (معادل: extreme / acute / fierce). مثلاً: «intense pain» (درد شدید) / «intense heat» (گرمای طاقت‌فرسا).
۲. «سنگین، پرفشار، نفس‌گیر و طاقت‌فرسا» در توصیف مسابقات، تمرینات ورزشی، بحث‌ها یا امتحانات: «That workout was so intense!» (اون تمرین ورزشی چقدر سنگین و نفس‌گیر بود!).
۳. در توصیف «شخصیت یک فرد بسیار جدی، عمیق، پرحرارت، سخت‌گیر و احساساتی که همه چیز را به شدت جدی می‌گیرد»: «He’s a very intense guy» (او آدم فوق‌العاده جدی و پرحرارتی است).

🔊 تلفظ واقعی: «اینتِنس» /ɪnˈtens/ — با صدای زیر و تکیه روی سیلاب دوم.

🎯 کاربرد و لحن

در ورزش، سینما، تجارت و توصیف شخصیت: The movie finale was so intense I forgot to breathe (پایان فیلم چنان نفس‌گیر و پرتنش بود که نفسم بند آمده بود).

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 The sun was so intense that we had to stay in the shade. آفتاب چنان شدید و تند بود که مجبور شدیم در سایه بمانیم.
A1 We had an intense workout at the gym this morning. امروز صبح در باشگاه یک تمرین بسیار سنگین و نفس‌گیر داشتیم.
A2 She felt an intense relief when she passed the exam. وقتی در امتحان قبول شد، آرامش عمیق و شدیدی را حس کرد.
A2 The championship tennis match was an intense three-hour battle. مسابقه فینال تنیس یک نبرد نفس‌گیر سه ساعته بود.
B1 He is an intense director who demands absolute perfection from his actors. او کارگردانی بسیار جدی و کمال‌گراست که از بازیگرانش بی‌نقص‌ترین اجرا را می‌طلبد.
B1 The intense competition between the two tech giants drove rapid innovation. رقابت شدید و فشرده میان دو غول فناوری موجب نوآوری سریع شد.
B2 Emergency trauma surgeons operate under intense psychological and temporal pressure. جراحان تروما اورژانس تحت فشار روانی و زمانی فوق‌العاده شدیدی جراحی می‌کنند.
B2 Intense forest fires exacerbated by arid winds forced mass residential evacuations. آتش‌سوزی‌های شدید جنگلی ناشی از بادهای خشک موجب تخلیه گسترده مناطق مسکونی شد.
C1 Astrophysicists study the intense magnetic fields generated by rapidly spinning neutron stars. اخترفیزیکدانان میدان‌های مغناطیسی فوق‌العاده شدیدی را که ستارگان نوترونی ایجاد می‌کنند بررسی می‌نمایند.
C1 The diplomatic summit concluded amid intense multilateral negotiations over carbon emission quotas. اجلاس دیپلماتیک در بحبوحه مذاکرات چندجانبه فشرده و نفس‌گیر بر سر سهمیه‌های کربن پایان یافت.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: اشتباه گرفتن intense با intensive

✅ درست: intense یعنی دارای شدت و قدرت بالا (an intense workout)؛ intensive یعنی متمرکز، فشرده و همه‌جانبه در زمان کوتاه (an intensive course = دوره فشرده).

💡 نکته: تفاوت شدید (intense) با فشرده (intensive).

❌ اشتباه رایج: تلفظ اشتباه به صورت اینتِنسه

✅ درست: حرف e در انتهای کلمه ساکت است: /ɪnˈtens/ (اینتِنس).

💡 نکته: تلفظ صحیح: /ɪnˈtens/.

❌ اشتباه رایج: تصور اینکه intense فقط بار منفی دارد

✅ درست: intense می‌تواند برای احساسات مثبت فوق‌العاده عمیق مثل intense joy (شادی وصف‌ناپذیر) نیز به کار رود.

💡 نکته: به کاربرد و مفهوم دقیق در بافت جمله توجه کنید.

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: Panting heavily: How was your first Crossfit training session?

نفس‌نفس‌زنان: جلسه اول تمرین کراس‌فیتت چطور بود؟

B: Wiping sweat: Dude, it was insanely intense! We did hundred burpees and deadlifts with zero rest!

پاک کردن عرق: پسر، به طرز دیوانه‌واری سنگین و نفس‌گیر بود! صد تا برپی و ددلیفت بدون استراحت زدیم!

A: Are you going back tomorrow?

فردا دوباره میری؟

B: After my muscles stop screaming, absolutely!

بعد از اینکه عضلاتم دست از جیغ کشیدن برداشتند، ۱۰۰٪!

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

❓ سؤالات متداول

قید مشتق شده از intense چیست؟

واژه intensely به معنی «به شدت، با تمام قوا و به طور عمیق» (He worked intensely).

اسم مشتق شده از intense چیست؟

واژه Intensity به معنی «شدت، حدت، پرفشاری و قدرت» (The intensity of the storm).

فعل آن چیست؟

فعل To intensify به معنی «تشدید شدن یا تشدید کردن» (The conflict intensified).

🎯 جمع‌بندی درس ۱۳۰

INTENSE

صفت بسیار قدرتمند، غنی و پرکاربرد «Intense» دارای سه کاربرد اساسی در زبان انگلیسی است:
۱. «شدید، حاد، فوق‌العاده قوی و پرحرارت» در توصیف احساسات، درد، نور، گرما یا فشار (معادل: extreme / acute / fierce). مثلاً: «intense pain» (درد شدید) / «intense heat» (گرمای طاقت‌فرسا).
۲. «سنگین، پرفشار، نفس‌گیر و طاقت‌فرسا» در توصیف مسابقات، تمرینات ورزشی، بحث‌ها یا امتحانات: «That workout was so intense!» (اون تمرین ورزشی چقدر سنگین و نفس‌گیر بود!).
۳. در توصیف «شخصیت یک فرد بسیار جدی، عمیق، پرحرارت، سخت‌گیر و احساساتی که همه چیز را به شدت جدی می‌گیرد»: «He’s a very intense guy» (او آدم فوق‌العاده جدی و پرحرارتی است). — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید