پرش به محتوا
Home » معنی to scramble؛ به‌هم زدن و دست‌وپا زدن زیر فشار | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی to scramble؛ به‌هم زدن و دست‌وپا زدن زیر فشار | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

to scramble

«to scramble» سه چهرهٔ پرکاربرد دارد: ۱) به‌هم زدن (تخم‌مرغ هم‌زده!) ۲) دست‌وپا زدن و عجلهٔ آشفته زیر فشارِ زمان ۳) به‌هم خوردن نظمِ برنامه‌ها. یک کلمه، سه ابزار روزمره!

معنی to scramble — «to scramble» سه چهرهٔ پرکاربرد دارد: ۱) به‌هم زدن (تخم‌مرغ هم‌زده!) ۲) دست‌وپا زدن و عجلهٔ آشفته زیر فشارِ زمان ۳) به‌هم خوردن نظمِ برنامه‌ها. یک کلمه، سه ابزار روزمره! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۲۹۷ از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

⬆ بازگشت به فهرست

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ to scramble

«to scramble» سه چهرهٔ پرکاربرد دارد:
۱) به‌هم زدن — تخم‌مرغ هم‌زده: scrambled eggs.
۲) دست‌وپا زدن و عجلهٔ آشفته — وقتی زمان کم است و همه‌چیز را ول می‌کنی و می‌دویی: We scrambled to finish.
۳) به‌هم خوردن نظم — برنامه، سیگنال، تصویر: My plans got scrambled.
ریشه: از قرن شانزدهم به معنی «کشمکش و جست‌وجوی دست‌وپا»؛ بعد معنای به‌هم زدن و حرکت شلوغ را هم دربر گرفت. در قرن نوزدهم، مورخان دوران استعمار را the Scramble for Africa نامیدند — هجومِ قدرت‌ها برای تقسیم قاره — و این کلمه را برای همیشه ماندگار کردند.
در هوانوردی هم scramble یعنی برخاستنِ اضطراری جنگنده‌ها!

🔊 تلفظ واقعی: «تُو اسکرَمبِل» /tə ˈskræmbəl/ — صدای æ باز و کشیده است؛ m و b هر دو تلفظ می‌شوند: «اسکرَم-بِل».

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

صبحانه: I scrambled some eggs. عجله: Everyone scrambled when the fire alarm rang. به‌هم خوردن برنامه: The schedule got scrambled. اسمش هم دارد: a scramble یعنی یک دورِ درهم‌وبرهم (the scramble for tickets).

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ ۱۰ مثال سطح‌بندی‌شده

جمله‌ها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شده‌اند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.

سطح English ترجمه

A1
I scrambled two eggs for breakfast. برای صبحانه دو تخم‌مرغ هم‌زدم.

A1
The kids scrambled to find their shoes. بچه‌ها دست‌وپا زدند تا کفش‌هایشان را پیدا کنند.

A2
She scrambled out of bed when the alarm went off. وقتی آلارم به صدا درآمد، از تخت پرید بیرون.

A2
We scrambled to finish the project before midnight. دست‌وپا زدیم تا پروژه را قبل از نیمه‌شب تمام کنیم.

B1
When the boss walked in, everyone scrambled back to their desks. وقتی رئیس آمد، همه شلوغ کردند و سرِ میزهایشان برگشتند.

B1
Our travel plans got scrambled because of the storm. برنامهٔ سفرمان به‌خاطر طوفان به‌هم ریخت.

B2
The company scrambled to respond after the security breach made headlines. شرکت بعد از سرتیترشدنِ خبرِ نفوذ امنیتی، عجله کرد واکنش نشان دهد.

B2
Television signals were scrambled, and millions missed the final minutes of the match. سیگنال تلویزیون‌ها به‌هم ریخت و میلیون‌ها نفر دقایق پایانی بازی را از دست دادند.

C1
In the scramble to digitize, schools discovered that technology supplements teaching rather than replaces it. در شلوغ‌کاریِ دیجیتالی‌شدن، مدرسه‌ها فهمیدند فناوری تدریس را تکمیل می‌کند، نه اینکه جای آن را بگیرد.

C1
Diplomats scrambled behind the scenes to salvage a deal that was publicly collapsing. دیپلمات‌ها در پسِ پرده دست‌وپا می‌زدند تا توافقی را که رسماً در حال فروپاشی بود نجات دهند.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ I ate scramble eggs

✅ I ate scrambled eggs

صفتِ گذشتهٔ scrambled است؛ «scramble eggs» غلطِ رایج منوی رستوران‌هاست.

❌ I scrambled for finishing

✅ I scrambled to finish

بعد از scramble، برای بیان مقصود، مصدر با to می‌آید نه for با فعل ing.

❌ فکر کردنِ فقط «هم زدن»

✅ سه چهره دارد

جملهٔ The players scrambled یعنی بازیکن‌ها شلوغ و عجولانه حرکت کردند — نه اینکه چیزی را هم بزنند!

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه

A: Why do you look so stressed?

چرا این‌قدر استرسی؟

B: I overslept! I scrambled to get here and forgot my lunch.

زیاد خوابیده‌ام! با عجلهٔ شدید رسیدم و ناهارم را یادم رفت.

A: At least you made it on time.

دست‌کم سرِ وقت آمدی.

B: Barely — my whole morning routine got scrambled.

به‌زور! کل برنامهٔ صبحم به‌هم ریخت.

🏋️ تمرین عملی امروز: یک روز شلوغت را روایت کن: سه جمله با سه معنای scramble (تخم‌مرغ هم زدن، دست‌وپا زدن، به‌هم خوردن برنامه) از زندگی واقعی‌ات بساز.

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

تفاوت scrambled eggs با fried eggs چیست؟

scrambled هم‌زده و پیچ‌پیخ‌شده است؛ fried سرخ‌شدهٔ درشت (متل یا نیم‌رو).

scramble با hurry چه فرقی دارد؟

hurry یعنی عجلهٔ کنترل‌شده؛ scramble عجلهٔ آشفته و دست‌وپازدن است.

معنی scrambled در پیام‌ها و سیگنال چیست؟

درهم‌ریخته و رمز‌شده؛ وقتی محتوا یا سیگنال به‌هم بریزد و خوانا نباشد.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس ۲۹۷

to scramble

«to scramble» سه چهرهٔ پرکاربرد دارد: ۱) به‌هم زدن (تخم‌مرغ هم‌زده!) ۲) دست‌وپا زدن و عجلهٔ آشفته زیر فشارِ زمان ۳) به‌هم خوردن نظمِ برنامه‌ها. یک کلمه، سه ابزار روزمره! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید