To solidify something
Solidify دو چهره دارد: موم و بتن میبندد؛ قرارداد، دوستی و صدرنشینی هم «سفت» میشود. در بیزنس امروز معنی دوم را بیشتر میشنوی: قطعی کردن چیزی که هنوز شل است.
معنی To solidify something — Solidify دو چهره دارد: موم و بتن میبندد؛ قرارداد، دوستی و صدرنشینی هم «سفت» میشود. در بیزنس امروز معنی دوم را بیشتر میشنوی: قطعی کردن چیزی که هنوز شل است. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس 389 از مستر کوچ
🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
📖 معنی و تلفظ To solidify something
از solid آمده: محکم کردن یا محکم شدن. فیزیکی: آب یخ میزند، ژله میبندد، بتن set میشود. استعاری: یک توافق را نهایی کردن، یک رابطه را پایدار کردن، یک برتری را تثبیت کردن.
ریشه لاتین solidus یعنی استوار. شیمی و فیزیک وامش دادند به ورزش و تجارت.
نزدیک است به cement، seal و lock in. Cement کمی ساختمانیتر است. Seal یعنی مهر زدن. Solidify حس «از حالت شل به حالت قرص» را بهتر میرساند.
اسم فرآیند: solidification. فعل جعلی solidate یا solidize نداریم.
🔊 تلفظ واقعی: «سُلیدیفای» /səˈlɪdɪfaɪ/ — استرس روی هجای دوم: sə-LID-i-fy. هجای اول را کوتاه و آرام بگو، نه سولیدفای.
🎯 کاربرد و لحن
برای ماده: Leave the wax to solidify. برای کار: We need one more meeting to solidify the plan. لحن قوی و کمی رسمی است؛ در تیتر خبر ورزشی و بیانیه شرکتی زیاد میآید. اگر هنوز هیچچیز شل نیست، این فعل زیادی است — اول باید چیزی در جریان باشد تا بعد سفت شود.
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | Leave the melted wax to solidify. | بگذار موم ذوبشده ببندد و سفت شود. |
| A1 | Water solidifies when it gets very cold. | آب وقتی خیلی سرد شود یخ میزند. |
| A2 | We need one more call to solidify our travel plan. | یک تماس دیگر لازم است تا برنامه سفر را قطعی کنیم. |
| A2 | Working together helped solidify their friendship. | با هم کار کردن دوستیشان را محکم کرد. |
| B1 | That late goal solidified their lead. | آن گل دیرهنگام برتریشان را تثبیت کرد. |
| B1 | Signing the deal will solidify our place in Europe. | امضای قرارداد جایگاهمان را در اروپا محکم میکند. |
| B2 | The product launch solidified the company’s name as an innovator. | عرضه محصول نام شرکت را بهعنوان نوآور تثبیت کرد. |
| B2 | Steady results solidified investor trust this year. | نتیجه پایدار امسال اعتماد سرمایهگذار را محکم کرد. |
| C1 | The signed accord helped solidify defense ties across the region. | پیمان امضاشده پیوندهای دفاعی منطقه را تحکیم کرد. |
| C1 | Her new book solidified the link between language study and brain maps. | کتاب تازهاش پیوند مطالعه زبان و نقشه مغز را استوار کرد. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: ساختن فعل غلط solidate یا solidize
✅ درست: فقط solidify استاندارد است.
💡 نکته: اسم: solidification.
❌ اشتباه رایج: استرس روی هجای اول
✅ درست: بگو sə-LID-i-fy نه SOLID-ify.
💡 نکته: هجای اول کوتاه است.
❌ اشتباه رایج: فقط معنی یخ زدن را دانستن
✅ درست: در خبر اقتصادی بیشتر یعنی تثبیت جایگاه و قرارداد.
💡 نکته: نزدیک به cement در معنی استعاری.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: Where do talks with the German suppliers stand?
مذاکره با تأمینکنندههای آلمانی کجاست؟
B: We agreed on price and timing this morning.
امروز صبح روی قیمت و زمان توافق کردیم.
A: When do the papers get signed?
کاغذها کی امضا میشود؟
B: Tomorrow in Berlin. That will solidify the multi-year partnership.
فردا در برلین. آن همکاری چندساله را تثبیت میکند.
🏋️ تمرین عملی امروز: یک چیز شل در هفتهات انتخاب کن — برنامه سفر، تقسیم کار، یا یک قرار — و یک جمله با solidify برای قطعی کردنش بساز.
آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید. روی هر گزینه کلیک کنید همان لحظه پاسخ درست نمایش داده میشود.
1) در بیزنس، solidify the partnership یعنی چه؟
2) استرس تلفظ solidify کجاست؟
3) کدام فعل ساختگی است و نباید بگویی؟
4) Leave the wax to solidify یعنی چه؟
❓ سؤالات متداول
با confirm چه فرقی دارد؟
Confirm یعنی تأیید. Solidify یعنی از حالت شل به حالت محکم درآوردن؛ کمی عمیقتر است.
لازم است مفعول بیاید؟
بله معمولاً. Solidify the plan. برای ماده گاهی بدون مفعول: The jelly solidified.
صفت چیست؟
از خود solid استفاده کن. Solidified هم بهعنوان صفت مفعولی میآید: a solidified alliance.
🎯 جمعبندی درس 389
To solidify something
Solidify دو چهره دارد: موم و بتن میبندد؛ قرارداد، دوستی و صدرنشینی هم «سفت» میشود. در بیزنس امروز معنی دوم را بیشتر میشنوی: قطعی کردن چیزی که هنوز شل است. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.
دیدگاهها بسته شدهاند.