پرش به محتوا
Home » معنی to stifle something؛ سرکوب کردن خنده، خمیازه و انتقاد | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی to stifle something؛ سرکوب کردن خنده، خمیازه و انتقاد | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

to stifle something

«to stifle something» یعنی «سرکوب کردن و خم به خم نشدن»؛ جلوی چیزی را می‌گیری که در راهِ بیرون آمدن است: خنده، خمیازه، اشک — یا در سطح جدی‌تر، انتقاد و خلاقیت.

معنی to stifle something — «to stifle something» یعنی «سرکوب کردن و خم به خم نشدن»؛ جلوی چیزی را می‌گیری که در راهِ بیرون آمدن است: خنده، خمیازه، اشک — یا در سطح جدی‌تر، انتقاد و خلاقیت. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۲۹۳ از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

⬆ بازگشت به فهرست

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ to stifle something

«to stifle something» یعنی سرکوب کردن؛ نگه داشتن چیزی که در حال بیرون آمدن است: خنده، خمیازه، اشک، عطسه — یا در سطح جدی‌تر: انتقاد، خلاقیت و ابتکار.
ریشه: همان خانوادهٔ درس قبل؛ واژهٔ نورس کهن stífla یعنی «مسدود کردن راه». تصویرش روشن است: جلوی چیزی را می‌گیری که «در راه است» بیرون بیاید.
تفاوت ظریف با suppress: suppress سرد و رسمی‌تر است (اطلاعات، قیام، احساسات)؛ stifle تصویری‌تر و خودمانی‌تر است و با خنده و خمیازه — که suppress تقریباً با آن‌ها نمی‌آید — طبیعی‌ترین انتخاب است.
اسمِ آن هم پرکاربرد است: a stifled laugh یعنی «خندهٔ سرکوب‌شده».

🔊 تلفظ واقعی: «تُو استایفْل سامثینگ» /tə ˈstaɪfl ˈsʌmθɪŋ/ — صدای th در something بین دندانی است؛ e پایانی stifle کاملاً خاموش است و «استایفْل» می‌گوییم.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

جای طلایی این عبارت، موقعیت‌های «باید خنده‌ام را نگه دارم» است: I had to stifle a laugh in the meeting. در اخبار و متن‌های جدی هم برای سرکوب آزادی و ابتکار به کار می‌رود: laws that stifle innovation. برای هوا هم می‌گویی: The air in here stifles.

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ ۱۰ مثال سطح‌بندی‌شده

جمله‌ها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شده‌اند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.

سطح English ترجمه

A1
She covered her mouth to stifle a yawn. برای سرکوب کردن خمیازه دهانش را گرفت.

A1
Try to stifle your sneeze, please! لطفاً سعی کن عطسه‌ات را نگه داری!

A2
He stifled a laugh during the serious speech. در میان سخنرانی جدی، خنده‌اش را سرکوب کرد.

A2
I could not stifle my tears at the wedding. نتوانستم اشک‌هایم را در مراسم عروسی نگه دارم.

B1
The teacher stifled a smile when she saw the drawing. معلم وقتی نقاشی را دید، لبخندش را سرکوب کرد.

B1
Heavy regulations can stifle small businesses before they even start. مقررات سنگین می‌تواند کسب‌وکارهای کوچک را پیش از شروع خفه کند.

B2
Critics argue the new law stifles free expression rather than protecting it. منتقدان می‌گویند قانون جدید به‌جای حمایت از بیان آزاد، آن را سرکوب می‌کند.

B2
She gave a stifled sob and turned away from the camera. او یک نالهٔ سرکوب‌شده کرد و از دوربین روی برگرداند.

C1
A culture of fear stifles the very questions that drive progress. فرهنگ ترس، همان پرسش‌هایی را می‌خشکاند که موتور پیشرفت‌اند.

C1
Managers who stifle dissent often discover, too late, that silence is not agreement. مدیرانی که مخالفت را سرکوب می‌کنند، غالباً دیر می‌فهمند که سکوت به معنای موافقت نیست.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ I stifled to laugh

✅ I stifled a laugh

بعد از stifle اسم می‌آید (a laugh / a yawn)، نه مصدر با to.

❌ He stifled a laughter

✅ He stifled his laughter

laughter غیرقابل‌شمارش است و حرف تعریف a نمی‌گیرد؛ یا laugh شمارش‌پذیر با a، یا his laughter بدون a.

❌ تلفظ «استیفله» یا «استفل»

✅ «استایفْل»

صدای i در stifle بلند است (مثل eye) و e پایانی خاموش است؛ بدون این دو نکته، کلمه شناخته نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه

A: Did you see the boss’s slides? He spelled his own name wrong.

اسلایدهای رئیس را دیدی؟ اسم خودش را غلط املایی نوشته بود.

B: Stop it! I am trying to stifle a laugh over here!

دیگه نگو! دارم این‌جا خنده‌ام را سرکوب می‌کنم!

A: Sorry, sorry. OK, focus — quarterly numbers.

ببخشید، ببخشید. باشه، تمرکز — ارقام فصل.

B: You just made it worse — now I have to stifle a yawn too.

بدترش کردی — حالا باید خمیازه‌ام را هم نگه دارم.

🏋️ تمرین عملی امروز: امروز سه جمله دربارهٔ چیزهایی بنویس که واقعاً سرکوب می‌کنی: یک خنده (I stifled a laugh when…)، یک خمیازه و یک نظر (I stifled my opinion when…). جاهای خالی را از زندگی خودت پر کن.

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

تفاوت stifle و suppress چیست؟

suppress رسمی‌تر و کلی‌تر است (احساسات، اطلاعات، قیام)؛ stifle تصویری‌تر است و با خنده، خمیازه و خلاقیت خیلی طبیعی‌تر جواب می‌دهد.

«خندهٔ سرکوب‌شده» چطور می‌گوییم؟

a stifled laugh: He gave a stifled laugh.

آیا stifle بدون مفعول هم به کار می‌رود؟

بله، دربارهٔ هوا: The air in here stifles. اما کاربرد اصلی آن با مفعول است.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس ۲۹۳

to stifle something

«to stifle something» یعنی «سرکوب کردن و خم به خم نشدن»؛ جلوی چیزی را می‌گیری که در راهِ بیرون آمدن است: خنده، خمیازه، اشک — یا در سطح جدی‌تر، انتقاد و خلاقیت. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید