هر دو را «به موقع» ترجمه میکنیم. تفاوت on time و in time این است: on time یعنی سر ساعت برنامه، تأخیر ندارد. in time یعنی رسیدی قبل از اینکه دیر شود. قطار میتواند on time باشد. تو میتوانی in time برسی به همان قطار — یعنی قبل از حرکت.
📚 لینک پیشنهادی: حروف اضافه in، on، at در سلام زبان توضیح کاربردی و ساده ای دارد.
📑 فهرست مطالب
۶ ایستگاه این یادداشت
هر بخشی که بیشتر گیرت میاندازد، از همان شروع کن:
قاعده
| عبارت | یعنی | مثال |
|---|---|---|
| on time | مطابق برنامه، تأخیر ندارد | Please come on time. |
| in time (for / to) | به موقع تا از دست نرود | We got there in time for the train. |
تست
just in time
just in time یعنی درست سر لبهی آخر: رسیدیم که در بسته نشود. in time هم میتواند کمی زودتر باشد. late ضد on time است. too late یعنی in time نبودی.
| جمله | حس |
|---|---|
| The bus is rarely on time. | طبق جدول نمیآید |
| I arrived just in time to see her. | یک دقیقه دیرتر از دست میرفت |
اشتباهات
نکن
✅ I get to work on time.
❌ The film started in time. اگر منظورت طبق برنامه است.
✅ The film started on time.
آزمون
بعد از هر جواب، دلیلش را همانجا میبینی.
در حال بارگذاری آزمون…
سؤالات متداول
❓ in time تنها؟
بله: Don’t worry, we’ll be in time. یعنی دیر نمیشود.
❓ on time every day؟
عادت سر وقت بودن. مدیر این را میخواهد.
❓ in no time؟
یعنی خیلی سریع. ربطی به in time ندارد.
جمعبندی
- on time = سر برنامه
- in time = به موقع تا دیر نشود
- just in time = لب آخر
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. بیست سال است میگوید زبان را جراحی نکن؛ تفاوت را ببین، دو مثال بساز، برو جلو.
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
🎓 مشاهده کلاسهای آموزش آنلاین
(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصلها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)