پرش به محتوا
Home » تفاوت price و cost و value | قیمت، هزینه یا ارزش

تفاوت price و cost و value | قیمت، هزینه یا ارزش

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

🎯 price روی برچسب است، cost کل خرجت، value ارزش واقعی

price عددِ روی برچسب است. cost کل چیزی که می‌پردازی — پول، زمان، انرژی. value ارزشی که واقعاً می‌گیری. جملهٔ معروف: قیمت چیزی است که می‌دهی، ارزش چیزی که می‌گیری.

تفاوت price و cost و value سه لایهٔ پول است: price عددی است که فروشنده تعیین می‌کند، cost کل چیزی است که از جیب تو می‌رود (شامل زمان و دردسر)، و value آن چیزی است که به دستت می‌رسد. وارن بافت می‌گوید: Price is what you pay, value is what you get.

📑 فهرست مطالب

۶ ایستگاه این یادداشت

هر بخشی که بیشتر گیرت می‌اندازد، از همان شروع کن:

🏷 معنی و جدول مقایسه

سه سؤال: فروشنده چند می‌خواهد؟ (price) روی‌هم‌رفته چقدر برایم آب می‌خورد؟ (cost) واقعاً چقدر می‌ارزد؟ (value)

The price was low, but the real cost was high — and the value? Almost zero.

↑ price = برچسب — cost = کل خرج — value = ارزش واقعی

کلمه یعنی نکتهٔ گرامری مثال
price قیمتِ تعیین‌شده (برچسب) اسم — What’s the price of…? The price of this phone is high.
cost هزینهٔ کل (پول/زمان/انرژی) اسم و فعل! — It costs $10 The cost of living is rising.
value ارزش واقعی و فایده اسم و فعل Great value for money.

چرا مهم است؟ سؤال قیمت را درست بپرس: How much does it cost یا What’s the price — ولی نگو How much is the cost of this؟ (سنگین و غیرطبیعی). اصطلاح‌های پرکاربرد: cost of living (هزینهٔ زندگی)، value for money (به قیمتش می‌ارزد) و priceless (بی‌قیمت — یعنی آن‌قدر باارزش که قیمت ندارد!).

📚 16 مثال سطح‌بندی‌شده

A1–A2 (پایه)

  • What’s the price of this bag? — قیمت این کیف چند است؟
  • How much does it cost? — چقدر می‌شود؟
  • This watch has great value. — این ساعت ارزش خرید بالایی دارد.
  • The price is on the tag. — قیمت روی برچسب است.

B1–B2 (متوسط)

  • House prices have doubled in five years. — قیمت خانه در پنج سال دو برابر شده است.
  • The trip cost us more than we expected. — سفر بیشتر از انتظارمان برایمان خرج برداشت.
  • This restaurant is good value for money. — این رستوران به قیمتش می‌ارزد.
  • The cost of living keeps rising. — هزینهٔ زندگی مدام بالا می‌رود.
  • They sell quality products at reasonable prices. — آن‌ها جنس باکیفیت را با قیمت منطقی می‌فروشند.
  • The old coin has little monetary value. — آن سکهٔ قدیمی ارزش پولی چندانی ندارد.

C1 (پیشرفته)

  • Oil prices fluctuate with global events. — قیمت نفت با رویدادهای جهانی نوسان می‌کند.
  • The environmental cost of fast fashion is enormous. — هزینهٔ زیست‌محیطی مدِ فوری عظیم است.
  • The company’s shares lost half their value. — سهام شرکت نصف ارزشش را از دست داد.
  • Success came at the cost of his health. — موفقیت به قیمت سلامتی‌اش تمام شد.
  • They price their services competitively. — آن‌ها خدماتشان را رقابتی قیمت‌گذاری می‌کنند.
  • Her advice proved to be of immense value. — توصیه‌اش فوق‌العاده ارزشمند از آب درآمد.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ How much is the price of this shirt?

✅ What’s the price of this shirt? / How much is this shirt?

دو الگو را قاطی نکن: یا What’s the price یا How much is it.

❌ The cost of this phone is written on the tag.

✅ The price of this phone is written on the tag.

عدد روی برچسب price است؛ cost کل هزینه است.

❌ This phone prices $500.

✅ This phone costs $500.

فعلِ «قیمت داشتن» cost است: It costs — price به‌عنوان فعل یعنی قیمت‌گذاری کردن.

📝 آزمون price و cost و value

8 سؤال — روی گزینه‌ها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.

سؤالات متداول

فرق price و cost در یک جمله؟

price عددی است که فروشنده تعیین کرده (روی برچسب)؛ cost کل چیزی است که تو می‌پردازی — که می‌تواند شامل زمان، انرژی و هزینه‌های جانبی هم باشد. ضمناً cost فعل هم هست: It costs $10.

priceless و valueless چه فرقی دارند؟

تلهٔ جالبی است: priceless یعنی بی‌نهایت باارزش (آن‌قدر که قیمت ندارد) ولی valueless یعنی بی‌ارزش! دو کلمهٔ به‌ظاهر مشابه با معنای متضاد.

worth کجای این ماجراست؟

worth یعنی «ارزیدن»: This car is worth $20,000 یعنی این ماشین ۲۰ هزار دلار می‌ارزد. الگویش خاص است: be worth + مبلغ/ing — It’s worth visiting یعنی ارزش دیدن دارد.

جمع‌بندی

  • price = قیمت روی برچسب (price tag)
  • cost = کل هزینه؛ فعل هم هست (It costs $10 · cost of living)
  • value = ارزش واقعی (value for money)
  • priceless = بی‌نهایت باارزش — valueless = بی‌ارزش!
  • worth = ارزیدن (It’s worth it)

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. برچسب، جیب، دل — price و cost و value. جملهٔ بافت را هم قاب کن: قیمت چیزی است که می‌دهی، ارزش چیزی که می‌گیری.

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

🎁 هدیه: مشاهده رایگان درس ۱ و ۶
🎓 مشاهده کلاس‌های آموزش آنلاین

(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصل‌ها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)