تفاوت principal و principle از سختترین جفتهای همآوای انگلیسی است — حتی خود انگلیسیزبانها هم قاطی میکنند! تلفظ هر دو یکی است، پس تنها راه، شناختن نقش و معنا در جمله است.
📑 فهرست مطالب
۶ ایستگاه این یادداشت
هر بخشی که بیشتر گیرت میاندازد، از همان شروع کن:
🏫 معنی و جدول مقایسه
ترفند معروف: The principal is your pal — مدیر مدرسه رفیق (pal) توست، پس principal به pal ختم میشود. principle هم مثل rule به le ختم میشود — هر دو یعنی قاعده!
The school principal is a woman of strong principles.
↑ principal = مدیر (آدم) — principles = اصول اخلاقی (قاعده)
| کلمه | نقش | معنی | مثال |
|---|---|---|---|
| principal | اسم | مدیر مدرسه؛ اصلِ پول (بانکی) | the school principal |
| principal | صفت | اصلی، عمده | the principal reason |
| principle | فقط اسم | اصل، قاعده، ارزش اخلاقی | the principles of physics |
چرا مهم است؟ در رایتینگ آکادمیک این دو مدام لازم میشوند: the principal cause (علت اصلی) ولی the principles of economics (اصول اقتصاد). جابهجاییشان در مقاله و رزومه خطای جدی محسوب میشود — و غلطگیر هم نمیگیردش چون هر دو کلمهٔ درستی هستند.
📚 16 مثال سطحبندیشده
A1–A2 (پایه)
- The principal spoke to the students. — مدیر با دانشآموزان صحبت کرد.
- Honesty is an important principle. — صداقت اصل مهمی است.
- Our school has a new principal. — مدرسهٔ ما مدیر جدیدی دارد.
- What is the principal city of this region? — شهر اصلی این منطقه کدام است؟
B1–B2 (متوسط)
- The principal reason for the delay was the weather. — دلیل اصلی تأخیر، هوا بود.
- He refused to lie — it was against his principles. — او حاضر نشد دروغ بگوید — خلاف اصولش بود.
- The principal called my parents yesterday. — مدیر دیروز به والدینم زنگ زد.
- The machine works on a simple principle. — دستگاه بر اساس یک اصل ساده کار میکند.
- Tourism is the island’s principal source of income. — گردشگری منبع اصلی درآمد جزیره است.
- She’s a woman of principle. — او زنی بااصول است.
C1 (پیشرفته)
- The principal shareholders approved the merger. — سهامداران عمده، ادغام را تصویب کردند.
- The theory rests on the principle of natural selection. — این نظریه بر اصل انتخاب طبیعی استوار است.
- You must repay both the principal and the interest. — باید هم اصل پول و هم بهره را بازپرداخت کنی.
- In principle, I agree — but the details worry me. — علیالاصول موافقم — ولی جزئیات نگرانم میکند.
- She resigned on a matter of principle. — او بهخاطر یک مسئلهٔ اصولی استعفا داد.
- The principal violinist led the orchestra. — نوازندهٔ اصلی ویلن، ارکستر را رهبری کرد.
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
❌ The school principle punished him.
✅ The school principal punished him.
مدیر مدرسه آدم است و pal توست: principal.
❌ It’s against my principals to cheat.
✅ It’s against my principles to cheat.
اصول اخلاقی مثل rule به le ختم میشود: principles.
❌ The principle goal of the project is safety.
✅ The principal goal of the project is safety.
صفتِ «اصلی» فقط principal است؛ principle هرگز صفت نمیشود.
📝 آزمون principal و principle
8 سؤال — روی گزینهها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.
سؤالات متداول
ترفند حفظ principal و principle چیست؟
دو تا: ۱) The principal is your pal — مدیر رفیقت است، پس principal با pal تمام میشود. ۲) principle مثل rule به le ختم میشود و هر دو یعنی قاعده.
principal غیر از مدیر مدرسه چه معنایی دارد؟
بهعنوان صفت یعنی «اصلی و عمده» (the principal reason). در بانکداری هم یعنی اصل پول وام (جدا از بهره). در ارکستر هم نوازندهٔ اصلی هر ساز principal است.
in principle یعنی چه؟
یعنی «علیالاصول، بهطور کلی»: In principle I agree یعنی در کلیات موافقم، هرچند شاید در جزئیات نه. با on principle فرق دارد: on principle یعنی بهخاطر اصول اخلاقی.
جمعبندی
- principal = مدیر مدرسه (اسم) یا اصلی/عمده (صفت)
- principle = فقط اسم: اصل، قاعده، ارزش اخلاقی
- ترفند: The principal is your pal · principle مثل rule
- in principle = علیالاصول — on principle = بنا بر اصول
📚 درسهای مرتبط:
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. مدیر رفیق توست (pal)، قاعده مثل rule است (le). دو جمله، یک تلهٔ بستهشده.
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
🎓 مشاهده کلاسهای آموزش آنلاین
(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصلها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)