این جفت گذشتهاش را خراب میکند، نه معنیاش را. تفاوت lie و lay باز مفعول است.
lie یعنی دراز کشیدن. مفعول ندارد. I lie down after lunch.
lay یعنی چیزی را جایی گذاشتن. مفعول دارد. Lay the book on the table.
سختی اینجاست: گذشتهٔ lie میشود lay. همان کلمهای که در حال، «گذاشتن» است.
📑 فهرست مطالب
۷ ایستگاه این یادداشت
هر بخشی که بیشتر گیرت میاندازد، از همان شروع کن:
سه شکل را جدا بنویس
| معنی | حال | گذشته | شکل سوم |
|---|---|---|---|
| دراز کشیدن | lie | lay | lain |
| گذاشتن | lay | laid | laid |
| دروغ گفتن | lie | lied | lied |
تله
جملههای کنار هم
| lie — دراز کشیدن | lay — گذاشتن |
|---|---|
| I lie down at ten. | I lay the baby in the cot. |
| Yesterday I lay on the grass. | Yesterday I laid the book there. |
| The book was lying on the floor. | Someone had laid it there. |
lie یعنی دروغ
این lie جدا است. گذشتهاش lied است، نه lay.
| جمله | یعنی |
|---|---|
| Don’t lie to me. | دروغ نگو |
| He lied about his age. | دروغ گفت |
از جمله میفهمی کدام lie است. روی مبل = دراز کشیدن. دربارهٔ سن = دروغ.
اشتباهات
نکن
✅ I’m going to lie down.❌ I lied on the sofa yesterday. اگر منظورت دراز کشیدن است.
✅ I lay on the sofa yesterday.❌ Lay down, please. اگر به آدم میگویی دراز بکش.
✅ Lie down, please.
آزمون
بعد از هر جواب، دلیلش را همانجا میبینی.
در حال بارگذاری آزمون…
سؤالات متداول
❓ laying یا lying؟
آدم یا کتاب در حال دراز کشیدن: lying. در حال گذاشتن چیزی: laying the table.
❓ lay the table؟
میز را چیدن. بریتیش رایج است. مفعول دارد — lay درست است.
❓ چرا اینقدر سخت است؟
چون گذشتهٔ یکی، حالِ دیگری است. جدول سه ستونه را یکبار بنویس، تمام.
جمعبندی
- lie = دراز کشیدن — lie / lay / lain
- lay = گذاشتن — lay / laid / laid
- دروغ: lie / lied / lied
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. بیست سال است میگوید زبان را جراحی نکن؛ تفاوت را ببین، دو مثال بساز، برو جلو.
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
🎓 مشاهده کلاسهای آموزش آنلاین
(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصلها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)