پرش به محتوا
Home » معنی That figures؛ قابل پیش‌بینی است؛ معلوم بود همین می‌شود؛ عجب هم شد | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی That figures؛ قابل پیش‌بینی است؛ معلوم بود همین می‌شود؛ عجب هم شد | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

That figures

این درس به تو کمک می‌کند عبارت را در مکالمه تشخیص بدهی، با مثال تمرین کنی و لحن مناسبش را انتخاب کنی.

🎬 ویدئوی درس 264 از مستر کوچ

شناسهٔ تأییدشدهٔ ویدئو: m80350q؛ شناسهٔ عددی API: 4134666

صفحهٔ واقعی ویدئو در آپارات

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

📖 معنی و تلفظ That figures

That figures یک واکنش کوتاه به خبری است که چندان تعجب‌آور نیست. فارسیِ آن بسته به لحن می‌تواند «قابل پیش‌بینی بود»، «معلومه دیگه» یا حتی «عجب، البته که همین شد» باشد. گوینده معمولاً بین دو اتفاق ارتباطی می‌بیند و نتیجه را با شخصیت یا سابقهٔ ماجرا جور می‌داند.

🔊 تلفظ واقعی: That figures /ðæt ˈfɪɡjərz/. Figures اینجا فعل سوم‌شخص figure است و با «ارقام» اشتباه نشود.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

بعد از شنیدن علت یا نتیجه می‌گوییم That figures. اگر بخواهیم صمیمی‌تر و کمی طعنه‌آمیزتر باشیم، کشیدن صدای اول جمله یا مکث کوتاه لحن را عوض می‌کند. That figures الزاماً منفی نیست؛ برای نتیجهٔ خوبِ قابل انتظار هم ممکن است بیاید، هرچند در گفتار بیشتر با خبر ناخوشایند یا کنایه دیده می‌شود.

این عبارت محاوره‌ای است. با لحن خنثی می‌تواند صرفاً «منطقی است» باشد؛ با چشم‌غره یا خنده، معنی «از او/از این موقعیت بعید نبود» می‌دهد. در ایمیل رسمی بهتر است That makes sense یا That is not surprising بنویسید.

نکته‌های کاربردی

نکتهٔ کاربردی 1

برای نتیجهٔ قابل انتظار: He was late again? That figures.

نکتهٔ کاربردی 2

برای تأیید منطقی بودن توضیح: That figures, given the traffic.

نکتهٔ کاربردی 3

برای طعنه، لحن اهمیت زیادی دارد؛ متن به‌تنهایی ممکن است دوپهلو باشد.

نکتهٔ کاربردی 4

برای شگفتی واقعی، That’s surprising یا I didn’t see that coming مناسب‌تر است.

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از موقعیت‌های روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند.

سطح جملهٔ انگلیسی ترجمهٔ فارسی روان
A1 She forgot her umbrella again? That figures. باز هم چترش را فراموش کرد؟ قابل پیش‌بینی بود.
A1 The bus is late because of traffic. That figures. اتوبوس به‌خاطر ترافیک دیر کرده؛ منطقی است.
A2 He ordered dessert before dinner. That figures. او قبل از شام دسر سفارش داد؛ از او بعید نبود.
A2 The printer stopped working on the day we needed it most. That figures. پرینتر همان روزی از کار افتاد که بیشترین نیاز را به آن داشتیم؛ معلوم بود.
B1 That figures. She has been training for this race for months. قابل پیش‌بینی است؛ او ماه‌ها برای این مسابقه تمرین کرده است.
B1 He said he’d be early and arrived twenty minutes late. That figures. گفت زود می‌رسد و بیست دقیقه دیر رسید؛ از او انتظار دیگری نمی‌رفت.
B2 The cheapest option had the longest waiting list. That figures. ارزان‌ترین گزینه طولانی‌ترین فهرست انتظار را داشت؛ قابل انتظار بود.
B2 That figures, considering how little information they had. با توجه به اطلاعات کمی که داشتند، نتیجه قابل فهم است.
C1 She declined the job after learning about the schedule. That figures to me. بعد از فهمیدن برنامهٔ کاری، پیشنهاد شغل را رد کرد؛ برای من قابل درک است.
C1 The one file I didn’t back up was the one that got corrupted. That figures. تنها فایلی که پشتیبان نگرفته بودم همان فایلی بود که خراب شد؛ چه قابل پیش‌بینی.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: گفتن That figure بدون s؛ در این عبارت، فاعل that مفرد است.
✅ درست: عبارت ثابت را به شکل That figures. حفظ کنید.
❌ اشتباه رایج: ترجمهٔ همیشه مثبت «این حساب می‌شود».
✅ درست: اینجا اغلب واکنش به نتیجهٔ قابل انتظار است؛ لحن را همراه جمله ترجمه کنید.
❌ اشتباه رایج: استفاده از آن برای خبر کاملاً غیرمنتظره.
✅ درست: برای غافلگیری واقعی از That’s surprising، Wow یا I didn’t expect that کمک بگیرید.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

Sara: The café is packed again.
سارا: کافه دوباره شلوغ است.

Kian: It’s Friday evening, and they have live music.
کیان: جمعه شب است و موسیقی زنده دارند.

Sara: That figures. Let’s try the place next door.
سارا: معلومه؛ بیا کافهٔ کناری را امتحان کنیم.

⬆ بازگشت به فهرست

📝 تمرین

ابتدا پاسخ را خودتان بسازید؛ سپس پاسخ پیشنهادی را با جملهٔ خودتان مقایسه کنید.

تمرین 1: بعد از شنیدن اینکه همکار همیشه دیر، باز دیر کرده، واکنش کوتاه بدهید.
پاسخ پیشنهادی: That figures.
تمرین 2: برای توضیح ترافیک، جمله را کامل کنید.
پاسخ پیشنهادی: That figures, given the traffic.
تمرین 3: برای یک خبر واقعاً غیرمنتظره، عبارت مناسب‌تری بگویید.
پاسخ پیشنهادی: That’s surprising. / I didn’t see that coming.

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

1. واکنش طبیعی به دیر رسیدن دوبارهٔ یک آدم همیشه دیر چیست؟

2. کدام موقعیت برای این عبارت مناسب‌تر است؟

3. در این عبارت، figures بیشتر به چه معناست؟

4. برای خبر واقعاً غیرمنتظره کدام بهتر است؟

5. لحن طعنه‌آمیز That figures معمولاً چه برداشتی می‌دهد؟

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

آیا That figures بی‌ادبانه است؟

نه، اما اگر دربارهٔ اشتباه شخصی با لحن طعنه‌آمیز گفته شود ممکن است تحقیرکننده به نظر برسد.

فرق آن با That makes sense چیست؟

هر دو می‌توانند «منطقی است» باشند، اما That figures محاوره‌ای‌تر است و گاهی رگهٔ کنایه دارد.

آیا That figures to me درست است؟

گاهی شنیده می‌شود، اما پاسخ کوتاه و رایج‌تر همان That figures است؛ برای نظر شخصی That makes sense to me روشن‌تر است.

⬆ بازگشت به فهرست

🎁 منابع مکمل رایگان سلام‌زبان:
💬 آموزش رایگان مکالمه

🎯 جمع‌بندی درس 264

That figures

قابل پیش‌بینی است؛ معلوم بود همین می‌شود؛ عجب هم شد

دربارهٔ نویسنده

این درس توسط تیم آموزشی سلام‌زبان، با تمرکز بر کاربرد طبیعی، تفاوت لحن و مثال‌های قابل استفاده در مکالمه تدوین شده است.

دیدگاهتان را بنویسید