پرش به محتوا
Home » معنی Harder than you think در انگلیسی | کاربرد و ۳۰ مثال

معنی Harder than you think در انگلیسی | کاربرد و ۳۰ مثال

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

🎯 معنی Harder than you think در انگلیسی

عبارت Harder than you think یعنی «از چیزی که فکر می‌کنی سخت‌تر است». تفاوتش با harder than I thought را با مثال و ویدئو یاد بگیرید.

Harder than you think یعنی «از چیزی که فکر می‌کنی سخت‌تر است». از این عبارت وقتی استفاده می‌کنیم که بخواهیم بگوییم انجام‌دادن یک کار، فهمیدن یک موضوع یا عبور از یک موقعیت، آن‌قدر که در نگاه اول به نظر می‌رسد آسان نیست.

کلیپ آموزش عبارت Harder than you think

مشاهده در آپارات

معنی و ساختار Harder than you think

harder + than + subject + think

در این ساختار، harder شکل مقایسه‌ای hard است. بعد از آن than می‌آید و سپس فردی که تصور یا انتظار دارد.

✨ نکتهٔ طلایی: وقتی دربارهٔ تجربهٔ خودتان در گذشته حرف می‌زنید، طبیعی‌تر است بگویید: It was harder than I thought.

↑ بازگشت به فهرست

کاربرد و تفاوت با Harder than I thought

Harder than you think معمولاً برای هشدار، توصیه یا بیان یک واقعیت عمومی است. اما Harder than I thought دربارهٔ تجربهٔ تمام‌شدهٔ خود گوینده صحبت می‌کند.

عبارت کاربرد
It is harder than you think. هشدار یا نظر دربارهٔ اکنون/آینده
It was harder than I thought. تجربهٔ گذشته
⚠️ اشتباه رایج: نگوید harder that you think. برای مقایسه همیشه از than استفاده کنید.

↑ بازگشت به فهرست

۳۰ مثال از A1 تا C1

مثال‌ها را با صدای بلند بخوانید و به تفاوت you think و I thought دقت کنید.

This exam is harder than you think.این آزمون از چیزی که فکر می‌کنی سخت‌تر است.
Learning to drive is harder than you think.یادگرفتن رانندگی از آنچه فکر می‌کنی سخت‌تر است.
The puzzle is harder than you think.این پازل سخت‌تر از چیزی است که فکر می‌کنی.
Speaking in public is harder than you think.صحبت‌کردن در جمع سخت‌تر از چیزی است که فکر می‌کنی.
The recipe looks easy, but it is harder than you think.دستور غذا آسان به نظر می‌رسد، اما سخت‌تر از چیزی است که فکر می‌کنی.
Starting a new habit is harder than you think.شروع یک عادت جدید از چیزی که فکر می‌کنی سخت‌تر است.
Finding a good apartment is harder than you think in this city.پیدا کردن آپارتمان خوب در این شهر سخت‌تر از چیزی است که فکر می‌کنی.
The job interview was harder than I thought.مصاحبهٔ شغلی از چیزی که فکر می‌کردم سخت‌تر بود.
Writing a natural email in English can be harder than you think.نوشتن ایمیل طبیعی به انگلیسی می‌تواند سخت‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کنی.
Keeping a conversation going is harder than it looks.ادامه‌دادن یک مکالمه از چیزی که به نظر می‌رسد سخت‌تر است.
Negotiating the contract was much harder than we expected.مذاکره دربارهٔ قرارداد بسیار سخت‌تر از انتظار ما بود.
The climb became harder than we had imagined.صعود از آنچه تصور کرده بودیم سخت‌تر شد.
Pronouncing connected speech is harder than you think at first.تلفظ گفتار پیوسته در ابتدا سخت‌تر از چیزی است که فکر می‌کنی.
It is harder than you think to sound polite and natural at the same time.این‌که هم‌زمان مؤدب و طبیعی به نظر برسید، سخت‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید.
The project turned out to be harder than expected.پروژه دشوارتر از انتظار از آب درآمد.
Maintaining motivation is often harder than making a plan.حفظ انگیزه اغلب از برنامه‌ریزی سخت‌تر است.
The task is more challenging than it first appears.کار از آنچه در ابتدا به نظر می‌آید چالش‌برانگیزتر است.
The legal process is considerably more complex than most people assume.فرایند حقوقی به‌مراتب پیچیده‌تر از چیزی است که بیشتر مردم تصور می‌کنند.
Admitting a mistake can be harder than you think.پذیرفتن اشتباه می‌تواند سخت‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کنی.
The transition was more demanding than anticipated.تغییر شرایط از انتظار دشوارتر بود.
A: Is the course easy? B: It is harder than you think.الف: دوره آسان است؟ ب: از چیزی که فکر می‌کنی سخت‌تر است.
A: Can I finish it in one day? B: That is harder than you think.الف: می‌توانم در یک روز تمامش کنم؟ ب: این کار از چیزی که فکر می‌کنی سخت‌تر است.
A: Why did you stop? B: The assignment was harder than I thought.الف: چرا متوقف شدی؟ ب: تکلیف از چیزی که فکر می‌کردم سخت‌تر بود.
A: Is fluency just about learning words? B: No, it is harder than that.الف: روانی فقط یادگرفتن واژه‌هاست؟ ب: نه، از این سخت‌تر است.
A: Will the move be simple? B: It may be harder than you think.الف: اسباب‌کشی ساده خواهد بود؟ ب: شاید سخت‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کنی.
The presentation was not impossible; it was simply harder than expected.ارائه غیرممکن نبود؛ فقط از انتظار سخت‌تر بود.
Do not give up just because it is harder than you thought.فقط چون کار از تصورت سخت‌تر است، تسلیم نشو.
For a beginner, understanding jokes is harder than you think.برای مبتدی، فهمیدن شوخی‌ها از چیزی که فکر می‌کنی سخت‌تر است.
The first week is usually harder than the rest.هفتهٔ اول معمولاً از بقیه سخت‌تر است.
This sentence is harder to translate than it seems.ترجمهٔ این جمله از آنچه به نظر می‌رسد سخت‌تر است.

↑ بازگشت به فهرست

اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

  1. استفاده از that به جای than.
  2. گفتن more harder؛ خود harder مقایسه‌ای است.
  3. استفاده از think برای تجربهٔ تمام‌شدهٔ خود؛ در گذشته از thought استفاده کنید.
A: Can I become fluent in a month?
B: It is harder than you think, but regular practice helps.Translation: «می‌توانم در یک ماه روان شوم؟» — «از چیزی که فکر می‌کنی سخت‌تر است، اما تمرین منظم کمک می‌کند.»

برای بیان تجربهٔ گذشته، معمولاً از
Harder than I thought
استفاده می‌کنیم؛ اما
Harder than you think
بیشتر برای هشدار یا توضیح دشواری یک کار در زمان حال و آینده کاربرد دارد.

سؤالات متداول

Harder than you think یعنی چه؟
یعنی «از چیزی که فکر می‌کنی سخت‌تر است».
تفاوت think و thought چیست؟
think برای زمان حال و thought برای گذشته به کار می‌رود.
آیا more harder درست است؟
خیر. شکل درست فقط harder است.
آیا این عبارت رسمی است؟
بله، لحن آن خنثی است و در مکالمه و نوشتار کاربرد دارد.

آزمون تعاملی ۳۰ سؤالی

پاسخ درست را انتخاب کنید.

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

🎁 هدیه: مشاهده رایگان درس ۱ و ۶🎓 مشاهده کلاس‌های آموزش آنلاین

(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصل‌ها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان و کارشناس آموزش زبان انگلیسی با بیش از ۲۰ سال تجربه در تدریس و طراحی روش‌های نوین یادگیری است. او از سال ۱۳۸۲ و با راه‌اندازی نخستین وب‌سایت آموزش آنلاین زبان در ایران، به هزاران زبان‌آموز کمک کرده تا کاربردی‌تر، سریع‌تر و بدون اتلاف وقت یاد بگیرند.

دیدگاهتان را بنویسید