⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیهای
«to mold A into B» یعنی «A را به B قالبزدن؛ به شکلِ دلخواه درآوردن» — وسطِ کارگاهِ کوزهگری: گلِ خام (A) در دستِ هنرمند، کوزه (B) روی چرخ! حسِ گرمی هم دارد: معلمِ خوب دانشآموزِ خام را به پژوهشگر قالب میزند؛ ویراستار پیشنویسِ آشفته را به مقالهٔ درخشان. mold هم یعنی «قالب» هم «شکل دادن» — کارگاهِ کامل در یک واژه!
معنی to mold A into B — «to mold A into B» یعنی «A را به B قالبزدن؛ به شکلِ دلخواه درآوردن» — وسطِ کارگاهِ کوزهگری: گلِ خام (A) در دستِ هنرمند، کوزه (B) روی چرخ! حسِ گرمی هم دارد: معلمِ خوب دانشآموزِ خام را به پژوهشگر قالب میزند؛ ویراستار پیشنویسِ آشفته را به مقالهٔ درخشان. mold هم یعنی «قالب» هم «شکل دادن» — کارگاهِ کامل در یک واژه! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۳۶۲ از مستر کوچ
🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است.
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ to mold A into B
«to mold A into B» یعنی A را به شکلِ B درآوردن؛ قالبزدن و شکل دادنِ تدریجی.
دو میدان: (۱) فیزیکی: گل را به کوزه، پلاستیکِ ذوبشده را به قطعه، شکلات را به قالبِ دلخواه. (۲) مجازی — و رایجتر: تربیت و ساختن — تجربهها آدم را قالب میزند، مربی تیمِ پراکنده را به خانواده تبدیل میکند.
ساختار: mold + مفعول + into + نتیجه.
خانواده: to shape (شکل دادن — عمومی), to form (به وجود آوردن — رسمیتر), to forge (آهنگری — سخت و با آتش!), to sculpt (مجسمهسازی — هنری), to transform (دگرگونیِ کلی — بزرگتر از قالبزدن).
ریشه: از فرانسهٔ قدیم modle و لاتین modulus به معنی «الگو و مقیاس» — خویشاوندِ model و module؛ قالبگریِ هزارساله!
نکتهٔ املا: آمریکایی mold / بریتانیایی mould — هر دو درست.
🔊 تلفظ واقعی: «تو مولد ای اینتو بی» /tə ˈmoʊld ə ˈɪntuː ˈbiː/ — mold با «اوُ» کشیده و ld پایانی؛ تکیه روی MOLD. صدای قالب است: محکم، بسته، تمام.
🎯 کاربرد و لحن
برای تربیت: The coach molded a group of strangers into a team. برای داستان: She molded the interview notes into a beautiful essay. برای صنعت: The machine molds plastic into bottles. با مالکیت هم میآید: mold your career into what you want — مسیرِ کاریات را خودت قالب بزن!
✍️ ۱۰ مثال سطحبندیشده
جملهها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شدهاند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
❌ mold A to B
✅ mold A into B
حرف اضافهٔ into برای تبدیل است — مثل turn A into B؛ to فقط جهت است، into تغییرِ شکل.
❌ mould غلط است؟
✅ mold (آمریکایی) و mould (بریتانیایی) هر دو درست
در متنِ آمریکایی mold بنویس؛ در متونِ بریتانیایی mould رایج است — سلیقهٔ اقیانوسی، نه غلط املایی!
❌ معادل گرفتن با build
✅ build یعنی ساختن از پایه؛ mold یعنی قالبزدنِ مادهای که هست
گلولهٔ برف را که میسازی mold میکنی نه build — ماده هست، فقط شکل عوض میشود!
💬 دیالوگ کوتاه
A: Your team plays like family now.
تیمتان حالا مثلِ خانواده بازی میکند.
B: Two years ago they were strangers.
دو سال پیش غریبه بودند.
A: What changed?
چه چیزی عوض شد؟
B: Time, trust, and a coach who molds people.
زمان، اعتماد، و مربیای که آدمها را قالب میزند.
🏋️ تمرین عملی امروز: یک «مادهٔ خام» واقعی در زندگیت را بنویس (وقتِ آزاد، پیشنویسِ ناتمام، ایدهٔ خام) و سه جمله بساز: ماده و هدف (mold X into Y)، ابزار (With practice, I will mold it into…)، و یک تعریف از کسی که تو را قالب زده است.
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
ریشهٔ mold چیست؟
از فرانسهٔ قدیم modle و لاتین modulus به معنی «الگو و مقیاس» — خویشاوندِ model و module؛ قالبگیریِ هزارساله در کارگاهها و ذهنها!
فرق mold با shape چیست؟
تقریباً هممعنا؛ shape عمومیتر است؛ mold رنگِ «قالب و مادهٔ نرم» دارد — گل، خمیر، آدمِ در حالِ رشد؛ شکل دادنِ عمیقتر و تدریجیتر.
بریتانیاییاش mould است؟
بله — mould با u؛ معنا یکی، املا دو. متنِ آمریکایی mold، متنِ بریتانیایی mould؛ هیچکدام غلط نیست.
🎯 جمعبندی درس ۳۶۲
«to mold A into B» یعنی «A را به B قالبزدن؛ به شکلِ دلخواه درآوردن» — وسطِ کارگاهِ کوزهگری: گلِ خام (A) در دستِ هنرمند، کوزه (B) روی چرخ! حسِ گرمی هم دارد: معلمِ خوب دانشآموزِ خام را به پژوهشگر قالب میزند؛ ویراستار پیشنویسِ آشفته را به مقالهٔ درخشان. mold هم یعنی «قالب» هم «شکل دادن» — کارگاهِ کامل در یک واژه! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟