Picky
صفت «Picky» به معنی «سختپسند، بهانهگیر، وسواسی در انتخاب و مشکلپسند» است. این کلمه از فعل pick (دستچین کردن و گلچین کردن) مشتق شده و کسی را توصیف میکند که در انتخاب غذا، لباس، دوستان، شغل یا رنگ به سادگی راضی نمیشود و مدام بهانهگیری میکند. یکی از پرکاربردترین ترکیبات آن «a picky eater» یعنی «آدم بدغذا و نازنازی در خوردن» است.
معنی picky — صفت «Picky» به معنی «سختپسند، بهانهگیر، وسواسی در انتخاب و مشکلپسند» است. این کلمه از فعل pick (دستچین کردن و گلچین کردن) مشتق شده و کسی را توصیف میکند که در انتخاب غذا، لباس، دوستان، شغل یا رنگ به سادگی راضی نمیشود و مدام بهانهگیری میکند. یکی از پرکاربردترین ترکیبات آن «a picky eater» یعنی «آدم بدغذا و نازنازی در خوردن» است. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۵۵ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ Picky
صفت «Picky» به معنی «سختپسند، بهانهگیر، وسواسی در انتخاب و مشکلپسند» است. این کلمه از فعل pick (دستچین کردن و گلچین کردن) مشتق شده و کسی را توصیف میکند که در انتخاب غذا، لباس، دوستان، شغل یا رنگ به سادگی راضی نمیشود و مدام بهانهگیری میکند. یکی از پرکاربردترین ترکیبات آن «a picky eater» یعنی «آدم بدغذا و نازنازی در خوردن» است.
🔊 تلفظ واقعی: «پیکی» /ˈpɪki/ — با صدای کوتاه /ɪ/ تلفظ میشود.
🎯 کاربرد و لحن
در موقعیتهای روزمره و غذا خوردن: Don’t be so picky! (انقدر بهانهگیر و سختپسند نباش!). She is very picky about what she wears (او در لباس پوشیدن خیلی سختپسند است).
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | Don’t be so picky; just eat your dinner! | انقدر بهانهگیر نباش؛ غذات رو بخور دیگه! |
| A1 | My son is a very picky eater; he only eats pasta. | پسرم خیلی بدغذاست؛ فقط پاستا میخوره. |
| A2 | She’s picky about the shoes she buys. | او در خرید کفش خیلی سختپسند و وسواسیه. |
| A2 | I’m not picky about hotels as long as the bed is clean. | من در مورد هتل سختگیر نیستم به شرطی که تختخوابش تمیز باشه. |
| B1 | Finding a roommate is hard when you are overly picky. | وقتی زیادی سختپسند باشی، پیدا کردن هماتاقی سخته. |
| B1 | He’s picky about coffee and only drinks single-origin pour-overs. | او روی قهوه خیلی وسواس داره و فقط قهوههای تکخاستگاه دمی مینوشه. |
| B2 | When buying a home in this competitive market, you can’t afford to be too picky. | هنگام خرید خانه در این بازار پررقابت، نمیتوانید بیش از حد سختپسند باشید. |
| B2 | The director is notoriously picky regarding casting choices for leading roles. | این کارگردان در انتخاب بازیگران نقش اول به شدت سختپسند و وسواسی مشهور است. |
| C1 | Venture capitalists are becoming increasingly picky about investing in pre-revenue startups. | سرمایهگذاران ریسکپذیر در سرمایهگذاری روی استارتاپهای فاقد درآمد روزبهروز سختگیرتر میشوند. |
| C1 | Connoisseurs are notoriously picky regarding the subtle vintage variations of regional wines. | صاحبنظران حوزه خوراک و نوشیدنی در مورد تفاوتهای ظریف سالهای برداشت به شدت دقیق و سختپسندند. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: اشتباه گرفتن با mean یا strict
✅ درست: strict یعنی سختگیر در قوانین و مقررات؛ اما picky یعنی سختپسند در سلیقه و انتخاب شخصی.
💡 نکته: تفاوت سلیقه با انضباط.
❌ اشتباه رایج: حرف اضافه اشتباه بعد از picky
✅ درست: معمولاً با حرف اضافه about میآید: He is picky ABOUT food.
💡 نکته: اشتباه: picky in food ❌
❌ اشتباه رایج: قاطی کردن با pick
✅ درست: pick فعل است (انتخاب کردن)، picky صفت است (سختپسند).
💡 نکته: ساختار کلمه را بررسی کنید.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: Where do you want to go for dinner tonight?
امشب برای شام کجا دوست داری بریم؟
B: Anywhere is fine, as long as it’s not spicy, has gluten-free options, and plays jazz music.
هر جا باشه اوکیه، فقط تند نباشه، غذای بدون گلوتن داشته باشه و موزیک جاز پخش کنه.
A: Wow, you sure are a picky eater! That leaves us with about two restaurants in the whole city.
عجب، واقعاً آدم بدغذا و سختپسندی هستی! با این حساب کلاً دو تا رستوران تو کل شهر برامون میمونه.
B: Hey, I just know what I like!
هی، من فقط میدونم از چی خوشم میاد!
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
تفاوت picky با fussy و choosy چیست؟
هر سه مترادف هستند؛ picky پرکاربردترین واژه در آمریکاست، fussy در بریتانیا بسیار رایج است و choosy لحن کمی ادبیتر دارد.
اصطلاح picky eater دقیقاً یعنی چه؟
یعنی کودکی یا فردی که هر غذایی را نمیخورد و روی طعم، بو یا بافت غذا بهانهگیری میکند (بدغذا).
آیا picky کلمه منفی است؟
کمی بار منفی و لحن شوخطبعانه دارد، اما توهینآمیز نیست و در جمع دوستانه زیاد گفته میشود.
🎯 جمعبندی درس ۵۵
Picky
صفت «Picky» به معنی «سختپسند، بهانهگیر، وسواسی در انتخاب و مشکلپسند» است. این کلمه از فعل pick (دستچین کردن و گلچین کردن) مشتق شده و کسی را توصیف میکند که در انتخاب غذا، لباس، دوستان، شغل یا رنگ به سادگی راضی نمیشود و مدام بهانهگیری میکند. یکی از پرکاربردترین ترکیبات آن «a picky eater» یعنی «آدم بدغذا و نازنازی در خوردن» است. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.