پرش به محتوا
Home » معنی to dazzle؛ خیره کردن چشم‌ها؛ مسحور کردن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی to dazzle؛ خیره کردن چشم‌ها؛ مسحور کردن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

to dazzle

«to dazzle» یعنی «خیره کردن چشم‌ها؛ مسحور کردن» — دو چهره در یک واژه: چشم‌گیرِ فیزیکی (نورِ روبه‌رو چشمت را خیره می‌کند) و چشم‌گیرِ هنری (اجرای او سالن را مسحور می‌کند). صفتش سرِ زبان‌هاست: dazzling smile — لبخندِ خیره‌کننده! و آخرین درسِ این بسته است — چه بهتر از این پایان: ادامهٔ یادگیری‌ات همه را dazzle کند!

معنی to dazzle — «to dazzle» یعنی «خیره کردن چشم‌ها؛ مسحور کردن» — دو چهره در یک واژه: چشم‌گیرِ فیزیکی (نورِ روبه‌رو چشمت را خیره می‌کند) و چشم‌گیرِ هنری (اجرای او سالن را مسحور می‌کند). صفتش سرِ زبان‌هاست: dazzling smile — لبخندِ خیره‌کننده! و آخرین درسِ این بسته است — چه بهتر از این پایان: ادامهٔ یادگیری‌ات همه را dazzle کند! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۳۶۳ از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

⬆ بازگشت به فهرست

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ to dazzle

«to dazzle» یعنی چشم را خیره کردن؛ کسی را با نور یا شکوه مسحور کردن.
دو چهره: (۱) فیزیکی: نورِ شدید چشم را می‌گیرد — The headlights dazzled me. (۲) مجازی: مهارت، زیبایی یا هوش، تماشاگر را حیرت‌زده می‌کند — She dazzled the audience.
خانواده: to impress (تأثیر گذاشتن — خنثی), to wow (واو! — خودمانی), to stun (مبهوت کردن — شوکِ مثبت), to blind (کور کردن — فقط منفی!), breathtaking (بی‌نفس‌کننده — صفت), dazzling (خیره‌کننده — صفتِ محبوبِ مجله‌ها!).
ساختارها: dazzle + مفعول؛ be dazzled by؛ a dazzling performance.
ریشه: از انگلیسیِ میانه dasen به معنی «مبهوت کردن» + پسوندِ بازتابی -le مثل sizzle؛ از قرن پانزدهم برای نورِ چشم‌گیر. اسمش هم dazzle است — و در تاریخِ نظامی، dazzle camouflage یعنی نقاشیِ گیج‌کنندهٔ کشتی‌ها در جنگِ جهانی!

🔊 تلفظ واقعی: «تو دَزل» /tə ˈdæzəl/ — دا با «اَ» کوتاه، z تیز و l نرم؛ یک جزءِ بازتابی مثل sizzle و drizzle. کوتاه، براق، پرتابی!

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

برای اجرا: The pianist dazzled the crowd. برای ظاهر: a dazzling smile / a dazzling view. برای چهرهٔ منفیِ فیزیکی: The oncoming lights dazzled the driver. صفت dazzling همه‌کاره است — از لبخند تا ویترین.

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ ۱۰ مثال سطح‌بندی‌شده

جمله‌ها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شده‌اند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.

سطح English ترجمه

A1
The stage lights dazzled her. نورهای صحنه چشمانش را خیره کرد.

A1
The city view is dazzling at night. دیدِ شهر در شب خیره‌کننده است.

A2
Do not dazzle the driver with your phone light. با نورِ گوشی راننده را خیره نکن.

A2
Her dazzling smile won everyone over. لبخندِ خیره‌کننده‌اش همه را به دست آورد.

B1
The young violinist dazzled the judges in the second round. ویولونیستِ جوان در دورِ دوم داوران را مسحور کرد.

B1
The review praised the film’s dazzling opening scene. نقد، صحنهٔ آغازینِ خیره‌کنندهٔ فیلم را ستود.

B2
Dazzled by the startup’s pitch, investors overlooked the missing business plan. مسحورِ ارائهٔ استارتاپ، سرمایه‌گذاران طرحِ کسب‌وکارِ غایب را ندیدند.

B2
The report warned that LED headlights can dazzle oncoming drivers for full seconds. گزارش هشدار داد چراغ‌های LED می‌توانند چشمِ رانندگانِ روبه‌رو را برای چند ثانیهٔ کامل خیره کنند.

C1
A career that began by dazzling examiners ended by dazzling the world — and, along the way, quietly dazzling her toughest critic: herself. مسیری که با خیره کردنِ مصححان شروع شد، به مسحور کردنِ دنیا انجامید — و در میانه، سخت‌ترین ناقدش را هم آرام مسحور کرد: خودش را.

C1
The dazzle of talent opens doors, but only discipline keeps them open. برقِ استعداد درها را باز می‌کند، ولی فقط نظم نگهشان می‌دارد.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ dazzle به معنی «چشمک زدن»

✅ dazzle یعنی خیره و مسحور کردن

چشمکِ چشم‌گیر نیست؛ اگر منظور چشمک است: blink یا flash.

❌ گمان کردن که همیشه مثبت است

✅ نه — نورِ خیره‌کنندهٔ راننده خطر است!

dazzling smile تعریف است؛ dazzling headlights هشدارِ ترافیک — زمینه تعیین می‌کند.

❌ املا: dazzeling یا dazling

✅ dazzling

دو z و دو l — مثل sizzle و drizzle؛ قافیهٔ براقِ واژه‌های بازتابی!

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه

A: How was the final performance?

اجرای پایانی چطور بود؟

B: Honestly? She dazzled everyone.

راستش؟ همه را مسحور کرد.

A: Even the strict judge?

حتی داورِ سخت‌گیر؟

B: He gave her a standing ovation!

به او تشویقِ ایستاده داد!

🏋️ تمرین عملی امروز: یک چیزِ dazzling واقعی در روزت را توصیف کن (نور، منظر، اجرا، لبخند!) با سه ساختار: dazzled me / dazzling + اسم / I was dazzled by؛ و یک جملهٔ هشداری از چهرهٔ فیزیکی: Bright lights can dazzle drivers.

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

ریشهٔ dazzle چیست؟

از انگلیسیِ میانه dasen به معنی «مبهوت کردن» + پسوندِ بازتابی -le مثل sizzle؛ از قرن پانزدهم برای نورِ چشم‌گیر.

dazzling فقط برای زیبایی است؟

نه — هر چشم‌گیریِ شدید: لبخند، اجرا، نور، آرایه‌ای از آمار! فقط چهرهٔ فیزیکی‌اش می‌تواند خطر هم باشد — خیره شدنِ راننده.

فرقش با impress چیست؟

impress یعنی تأثیرِ مثبتِ عمومی؛ dazzle یک پله شدیدتر — حیرتِ چشم‌گیر با تصویرِ نور. کسی که dazzle می‌کند فقط تأثیر نمی‌گذارد؛ نگاه را قفل می‌کند!

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس ۳۶۳

to dazzle

«to dazzle» یعنی «خیره کردن چشم‌ها؛ مسحور کردن» — دو چهره در یک واژه: چشم‌گیرِ فیزیکی (نورِ روبه‌رو چشمت را خیره می‌کند) و چشم‌گیرِ هنری (اجرای او سالن را مسحور می‌کند). صفتش سرِ زبان‌هاست: dazzling smile — لبخندِ خیره‌کننده! و آخرین درسِ این بسته است — چه بهتر از این پایان: ادامهٔ یادگیری‌ات همه را dazzle کند! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید