the dump
The dump یعنی محل دفن زبالهٔ شهر؛ چیز بزرگ مثل مبل را خودت میبری آنجا. زبالهٔ معمولی را کامیون میبرد؛ کاغذ و شیشه را بازیافت کن.
معنی the dump — The dump یعنی محل دفن زبالهٔ شهر؛ چیز بزرگ مثل مبل را خودت میبری آنجا. زبالهٔ معمولی را کامیون میبرد؛ کاغذ و شیشه را بازیافت کن. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس 414 از مستر کوچ
🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
📖 معنی و تلفظ the dump
The dump یعنی محل دفن زباله: city dump، county dump، the local dump. زباله معمولی را در سطل میگذاری؛ کامیون میبرد. چیز بزرگ مثل میز و مبل را خودت به dump میبری.
Dump هم فعل است: to dump trash یعنی دور ریختن. اسم با the میآید: the dump. بدون the بیشتر فعل است.
مترادفها: landfill، garbage dump، tip در بریتانیا. Landfill کمی فنی است. The dump خودمانی و آمریکایی است.
🔊 تلفظ واقعی: «دِ دامپ» /ðə dʌmp/ — dump دامپ کوتاه مثل cup. استرس روی dump. The را دِ بگو نه دی.
🎯 کاربرد و لحن
اسبابکشی، خانه تکانی، شوخی با زباله بزرگ. قرارداد شهرداری landfill مینویسد. زمان: Take the sofa to the dump. We went to the dump on Saturday.
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | Take it to the dump. | ببرش محل دفن زباله. |
| A1 | Where are you going? The dump. | کجا میروی؟ محل دفن زباله. |
| A2 | We took the old sofa to the dump. | مبل کهنه را به محل دفن زباله بردیم. |
| A2 | The city dump is closed on Sunday. | محل دفن زباله شهر یکشنبه بسته است. |
| B1 | You got room for some magazines? No. Recycle those. | برای مجله جا داری؟ نه. بازیافتشان کن. |
| B1 | In the country we took trash to the dump every week. | در روستا هر هفته زباله را به dump میبردیم. |
| B2 | A desk goes to the dump; paper goes in the blue bin. | میز به dump میرود؛ کاغذ در سطل آبی. |
| B2 | They closed the county dump and opened a landfill. | dump شهرستان را بستند و landfill باز کردند. |
| C1 | The dump is a place, not a mood; dumps with s is the mood. | The dump مکان است؛ dumps با s حال است. |
| C1 | If the dump takes it, the city has already given up on reuse. | اگر dump قبولش کند، شهر از بازاستفاده گذشته. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: the dumps بهجای the dump برای مکان
✅ درست: مکان مفرد است: the dump. جمع dumps در down in the dumps حال است.
💡 نکته: یک s معنی را عوض میکند.
❌ اشتباه رایج: مجله و باتری را به dump بردن
✅ درست: کوچ میگوید recycle. Dump برای چیز بزرگ و زباله واقعی است.
💡 نکته: کاغذ و شیشه سطل جدا دارند.
❌ اشتباه رایج: حذف the
✅ درست: اسم مکان معمولاً the dump است نه dump تنها.
💡 نکته: Take it to the dump.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: Where are you going?
کجا میروی؟
B: The dump.
محل دفن زباله.
A: You got room for some magazines?
برای چند مجله جا داری؟
B: No. You need to recycle those.
نه. باید بازیافتشان کنی.
🏋️ تمرین عملی امروز: یک چیز بزرگ که این ماه باید دور بریزی نام ببر و یک جمله Take … to the dump بنویس. اگر کاغذ است، recycle بنویس نه dump.
آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید. روی هر گزینه کلیک کنید همان لحظه پاسخ درست نمایش داده میشود.
1) The dump یعنی چه؟
2) مجله را به dump ببریم؟
3) کدام جمله برای مکان درست است؟
4) در شهر معمولاً کی به dump میروی؟
❓ سؤالات متداول
با landfill یکی است؟
تقریباً. Landfill کلمه فنی شهرداری است. The dump حرف روزمره است.
هر هفته باید بروم؟
در شهر معمولاً نه. کامیون میآید. چیز بزرگ یا زندگی روستایی بله.
Dump بدون the؟
فعل: dump the trash. اسم مکان: the dump.
🎯 جمعبندی درس 414
the dump
The dump یعنی محل دفن زبالهٔ شهر؛ چیز بزرگ مثل مبل را خودت میبری آنجا. زبالهٔ معمولی را کامیون میبرد؛ کاغذ و شیشه را بازیافت کن. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.