to tank
To tank یعنی انرژی یا انگیزهات ته بکشد و برسد به صفر. تصویر باک خالی است؛ ماشین میایستد.
معنی to tank — To tank یعنی انرژی یا انگیزهات ته بکشد و برسد به صفر. تصویر باک خالی است؛ ماشین میایستد. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس 454 از مستر کوچ
🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
📖 معنی و تلفظ to tank
To tank یعنی چیزی خالی شود و برسد به صفر. باک ماشین را تصور کن: بنزین تمام میشود، ماشین میایستد. انرژی، انگیزه، حوصله، حتی تحمل آدم هم میتواند همینطور ته بکشد.
اینجا فعل است. My energy has tanked یعنی دیگر انرژی ندارم. My enthusiasm has tanked یعنی شور و شوقم رفته.
مترادفها: go empty، hit zero، run out of steam. در خبر بورس to tank یعنی سقوط کردن؛ کوچ روی خالی شدن انرژی و انگیزه کار میکند.
🔊 تلفظ واقعی: «تو تَنک» /tu tæŋk/ — tank مثل tank انگلیسی. استرس روی tank.
🎯 کاربرد و لحن
خستگی، درس، کار، اخلاق. نامه: my motivation has dropped to zero. گفتار: My motivation has tanked. My energy has tanked.
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | My motivation has tanked. | انگیزهام ته کشیده. |
| A1 | Keep going. | ادامه بده. |
| A2 | My energy has tanked. | انرژیم تمام شده. |
| A2 | Studying feels so hard today. | امروز درس خواندن خیلی سخت است. |
| B1 | When your tank is empty, rest, then start small. | وقتی باکت خالی است، استراحت کن، بعد کوچک شروع کن. |
| B1 | His patience has tanked after three delays. | بعد از سه تأخیر، صبرش ته کشید. |
| B2 | Enthusiasm tanks if you only measure speed, not hours. | اگر فقط سرعت را بسنجی نه ساعت کار را، شور و شوق ته میکشد. |
| B2 | The stock tanked overnight, but that is money, not mood. | سهم یکشبه سقوط کرد؛ آن پول است، نه حال. |
| C1 | Treat a tanked week as an empty gauge, not a failed character. | هفتهٔ خالی را باک خالی ببین، نه شکست شخصیت. |
| C1 | Refill sleep and food before you accuse the language of tanking you. | قبل از اینکه زبان را مقصر بدانی، خواب و غذا را پر کن. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: فکر کردن یعنی تانک جنگی
✅ درست: اینجا فعل است: خالی شدن. تانک نظامی اسم دیگری است.
💡 نکته: فعل، نه اسلحه.
❌ اشتباه رایج: My motivation tank بدون has
✅ درست: معمولاً has tanked میگویند؛ کار تمام شده.
💡 نکته: Has tanked.
❌ اشتباه رایج: فقط برای پول و بورس
✅ درست: کوچ بیشتر دربارهٔ انرژی و انگیزه حرف میزند.
💡 نکته: حال آدم هم tank میکند.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: Hey! How is your English studying going?
هی! انگلیسیات چطور پیش میرود؟
B: Ugh. My motivation has tanked.
آخ. انگیزهام ته کشیده.
A: Why? Keep going!
چرا؟ ادامه بده!
B: But sometimes it is so hard. I do not think I am progressing.
ولی گاهی خیلی سخت است. حس نمیکنم جلو میروم.
🏋️ تمرین عملی امروز: بنویس: My … has tanked because … بعد یک جمله که چطور باکت را پر میکنی.
آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید. روی هر گزینه کلیک کنید همان لحظه پاسخ درست نمایش داده میشود.
1) To tank در این درس یعنی چه؟
2) در دیالوگ چه چیزی tank کرده؟
3) معمولیترین شکل چیست؟
4) کدام جمله طبیعی است؟
❓ سؤالات متداول
مودب است؟
برای حال خودت کاملاً عادی است. به رئیس نگو you have tanked مگر شوخی نزدیک باشد.
با tired چه فرقی دارد؟
Tired خستهای. Tanked یعنی به صفر رسیدهای؛ دیگر چیزی نمانده.
چطور برش گردانم؟
کوچ میگوید از خودت مراقبت کن تا tank نکنی: خواب، غذا، قدم کوچک.
🎯 جمعبندی درس 454
to tank
To tank یعنی انرژی یا انگیزهات ته بکشد و برسد به صفر. تصویر باک خالی است؛ ماشین میایستد. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.