پرش به محتوا
Home » معنی Picky؛ سخت‌پسند و بهانه‌گیر | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی Picky؛ سخت‌پسند و بهانه‌گیر | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

Picky

صفت «Picky» به معنی «سخت‌پسند، بهانه‌گیر، وسواسی در انتخاب و مشکل‌پسند» است. این کلمه از فعل pick (دست‌چین کردن و گلچین کردن) مشتق شده و کسی را توصیف می‌کند که در انتخاب غذا، لباس، دوستان، شغل یا رنگ به سادگی راضی نمی‌شود و مدام بهانه‌گیری می‌کند. یکی از پرکاربردترین ترکیبات آن «a picky eater» یعنی «آدم بدغذا و نازنازی در خوردن» است.

معنی picky — صفت «Picky» به معنی «سخت‌پسند، بهانه‌گیر، وسواسی در انتخاب و مشکل‌پسند» است. این کلمه از فعل pick (دست‌چین کردن و گلچین کردن) مشتق شده و کسی را توصیف می‌کند که در انتخاب غذا، لباس، دوستان، شغل یا رنگ به سادگی راضی نمی‌شود و مدام بهانه‌گیری می‌کند. یکی از پرکاربردترین ترکیبات آن «a picky eater» یعنی «آدم بدغذا و نازنازی در خوردن» است. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۵۵ از مستر کوچ

ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است

📖 معنی و تلفظ Picky

صفت «Picky» به معنی «سخت‌پسند، بهانه‌گیر، وسواسی در انتخاب و مشکل‌پسند» است. این کلمه از فعل pick (دست‌چین کردن و گلچین کردن) مشتق شده و کسی را توصیف می‌کند که در انتخاب غذا، لباس، دوستان، شغل یا رنگ به سادگی راضی نمی‌شود و مدام بهانه‌گیری می‌کند. یکی از پرکاربردترین ترکیبات آن «a picky eater» یعنی «آدم بدغذا و نازنازی در خوردن» است.

🔊 تلفظ واقعی: «پیکی» /ˈpɪki/ — با صدای کوتاه /ɪ/ تلفظ می‌شود.

🎯 کاربرد و لحن

در موقعیت‌های روزمره و غذا خوردن: Don’t be so picky! (انقدر بهانه‌گیر و سخت‌پسند نباش!). She is very picky about what she wears (او در لباس پوشیدن خیلی سخت‌پسند است).

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 Don’t be so picky; just eat your dinner! انقدر بهانه‌گیر نباش؛ غذات رو بخور دیگه!
A1 My son is a very picky eater; he only eats pasta. پسرم خیلی بدغذاست؛ فقط پاستا می‌خوره.
A2 She’s picky about the shoes she buys. او در خرید کفش خیلی سخت‌پسند و وسواسیه.
A2 I’m not picky about hotels as long as the bed is clean. من در مورد هتل سخت‌گیر نیستم به شرطی که تختخوابش تمیز باشه.
B1 Finding a roommate is hard when you are overly picky. وقتی زیادی سخت‌پسند باشی، پیدا کردن هم‌اتاقی سخته.
B1 He’s picky about coffee and only drinks single-origin pour-overs. او روی قهوه خیلی وسواس داره و فقط قهوه‌های تک‌خاستگاه دمی می‌نوشه.
B2 When buying a home in this competitive market, you can’t afford to be too picky. هنگام خرید خانه در این بازار پررقابت، نمی‌توانید بیش از حد سخت‌پسند باشید.
B2 The director is notoriously picky regarding casting choices for leading roles. این کارگردان در انتخاب بازیگران نقش اول به شدت سخت‌پسند و وسواسی مشهور است.
C1 Venture capitalists are becoming increasingly picky about investing in pre-revenue startups. سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر در سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌های فاقد درآمد روزبه‌روز سخت‌گیرتر می‌شوند.
C1 Connoisseurs are notoriously picky regarding the subtle vintage variations of regional wines. صاحب‌نظران حوزه خوراک و نوشیدنی در مورد تفاوت‌های ظریف سال‌های برداشت به شدت دقیق و سخت‌پسندند.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: اشتباه گرفتن با mean یا strict

✅ درست: strict یعنی سخت‌گیر در قوانین و مقررات؛ اما picky یعنی سخت‌پسند در سلیقه و انتخاب شخصی.

💡 نکته: تفاوت سلیقه با انضباط.

❌ اشتباه رایج: حرف اضافه اشتباه بعد از picky

✅ درست: معمولاً با حرف اضافه about می‌آید: He is picky ABOUT food.

💡 نکته: اشتباه: picky in food ❌

❌ اشتباه رایج: قاطی کردن با pick

✅ درست: pick فعل است (انتخاب کردن)، picky صفت است (سخت‌پسند).

💡 نکته: ساختار کلمه را بررسی کنید.

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: Where do you want to go for dinner tonight?

امشب برای شام کجا دوست داری بریم؟

B: Anywhere is fine, as long as it’s not spicy, has gluten-free options, and plays jazz music.

هر جا باشه اوکیه، فقط تند نباشه، غذای بدون گلوتن داشته باشه و موزیک جاز پخش کنه.

A: Wow, you sure are a picky eater! That leaves us with about two restaurants in the whole city.

عجب، واقعاً آدم بدغذا و سخت‌پسندی هستی! با این حساب کلاً دو تا رستوران تو کل شهر برامون می‌مونه.

B: Hey, I just know what I like!

هی، من فقط می‌دونم از چی خوشم میاد!

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

❓ سؤالات متداول

تفاوت picky با fussy و choosy چیست؟

هر سه مترادف هستند؛ picky پرکاربردترین واژه در آمریکاست، fussy در بریتانیا بسیار رایج است و choosy لحن کمی ادبی‌تر دارد.

اصطلاح picky eater دقیقاً یعنی چه؟

یعنی کودکی یا فردی که هر غذایی را نمی‌خورد و روی طعم، بو یا بافت غذا بهانه‌گیری می‌کند (بدغذا).

آیا picky کلمه منفی است؟

کمی بار منفی و لحن شوخ‌طبعانه دارد، اما توهین‌آمیز نیست و در جمع دوستانه زیاد گفته می‌شود.

🎯 جمع‌بندی درس ۵۵

Picky

صفت «Picky» به معنی «سخت‌پسند، بهانه‌گیر، وسواسی در انتخاب و مشکل‌پسند» است. این کلمه از فعل pick (دست‌چین کردن و گلچین کردن) مشتق شده و کسی را توصیف می‌کند که در انتخاب غذا، لباس، دوستان، شغل یا رنگ به سادگی راضی نمی‌شود و مدام بهانه‌گیری می‌کند. یکی از پرکاربردترین ترکیبات آن «a picky eater» یعنی «آدم بدغذا و نازنازی در خوردن» است. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید