پرش به محتوا
Home » فرق Jealousy و Envy؛ دو چهرهٔ حسادت در انگلیسی | کاربرد، مثال و ویدئو

فرق Jealousy و Envy؛ دو چهرهٔ حسادت در انگلیسی | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۷۶۷
شکسپیر envy را «هیولایِ سبزچشم» صدا می‌زد؛ و right هم بود — چون انگلیسیِ دقیق، این دو حس را از هم جدا می‌کند: یکی چشم‌به‌سینیِ دیگری، آن یکی چشم‌به‌دستِ دیگران رویِ سفرهٔ خودت.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Jealousy vs Envy را یاد می‌گیری: «فرق jealousy و envy» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۷۶۷ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Jealousy vs Envy»

تفکیکِ کلاسیک این‌طور است: envy یعنی «کاش من هم آن را داشتم» — حسرتِ چیزی که کسی دارد و تو نداری: his promotion, her car, their vacation. jealousy اما «کاش کسی آن را از من نگیرد» — ترس‌از‌دست‌دادنِ چیزی که داری، معمولاً آدمی که دوستش داری؛ به همین‌خاطر در داستان‌های عاشقانه، مردِ شکاک jealous است، نه envious.

ترکیب‌های دستوری مهم‌تر از تعریف‌اند: هر دو با of می‌آیند — envious of your success / jealous of your boyfriend — ولی فعلِ to envy مستقیم و شیک‌تر است: I don’t envy him — «حسرتش را نمی‌خورم» (و تأییدِ ظریفی که حالِ طرف هم خوب نیست: I wouldn’t envy him that either). صفت‌ها: envious بیشتر «آرزو‌محور»، jealous بیشتر «ترس‌محور و شکاک»؛ و در عامیانه، jealous بی‌خیالیِ قاعده هم می‌شود — خیلی‌ها به‌جای envious همان jealous می‌گویند، غلطِ فاحشی نیست.

ادبیاتِ اصطلاح: the green-eyed monster لقبِ شکسپیریِ خودِ jealousy است (Othello) — «هیولایِ سبزچشم»؛ در انگلیسیِ فرهنگی، green eyes = سوزاندنِ حسرت، و این تصویر را در ستون‌نویسی و پادکست زیاد می‌بینی. یادت بماند: در آزمونِ واژگانِ پیشرفته، تفکیکِ این دو، سؤالِ تضمینی است.

🗣 تلفظ: «جِلوس» /ˈdʒɛləs/ — اولش «جِ» کوتاه؛ «جیلاس» نگویید. «اِنو» /ˈɛnvi/ و «اِنوِیِس» /ˈɛnviəs/ — تأکیدِ envious رویِ هجای اول.

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

envy در تعریف و تمجیدِ مؤدبانه هم می‌آید: “I envy your discipline” یعنی ستایش، نه کینه؛ jealousy وقتی واردِ گفت‌وگو می‌شود که بحثِ رابطه، رقابت یا سوءظن است — لحنش سنگین‌تر و شخصی‌تر.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

She was happy, not envious.—خوشحال بود، نه حسرت‌خورده.A1۱
I don’t envy his busy life.—زندگیش را چشمم نمی‌گیرد.A1۲
He’s jealous of his little brother.—به برادر کوچیکش حسودی می‌کنه (چون توجه رو می‌گیره).A2۳
Don’t be jealous — it’s your phone, right?—حسودی نکن — گوشیت که سرِ جاشه، نه؟A2۴
Half the office was envious of that promotion.—نیمی از شرکت چشم به ترفیعش دوخته بودند.B1۵
Jealousy says “take it from them”; envy says “give it to me.”—jealousy می‌گه «ازش بگیر»، envy می‌گه «بده به من».B1۶
The green-eyed monster visits everyone — the smart ones lock the door.—هیولایِ سبزچشم به همه سری می‌زنه؛ باهوش‌ها در قفل می‌کنن.B2۷
Good teams turn envy into a roadmap; bad ones into gossip.—تیم خوب حسرتو می‌کنه نقشهٔ راه؛ تیم بد می‌کنه غیبت.B2۸
Admiration and envy can wear the same face; intent tells them apart.—ستایش و حسادت می‌تونن همون قیافه رو بزنن؛ نیت، تفکیک‌شون می‌کنه.C1۹
Name the feeling precisely: are you mourning what you lack, or fearing what you hold?—احساستو دقیق اسم بذار: عزایِ نداشته‌هات می‌کنی یا ترسِ داشته‌هات داری؟C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ برعکس‌کردنِ مفاهیم در متنِ جدی
غلط: He was envious that his wife danced with someone else.
درست: He was jealous that his wife danced with someone else.
ترس‌از‌دست‌دادنِ آدم = jealous؛ envy برای «کاش من هم داشته باشم» است.
❌ فراموش‌کردنِ of بعدِ صفت
غلط: I’m jealous your result.
درست: I’m jealous of your result.
صفت‌ها of می‌خوان؛ فقط فعلِ envy مستقیم مفعول می‌گیرد: I envy you.
❌ «حسادت» را همیشه توهین گرفتن
غلط: Calling someone envious is an insult.
درست: In praise: “I envy your focus!” — that’s a compliment.
envy در قالبِ I envy… ستایشِ مؤدبانه است؛ کینه وقتی است که آرزویِ خرابیِ طرف را بکنی.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

You keep staring at my new laptop. Jealous?
همیشه به لپ‌تاپِ جدیده‌م زل می‌زنی. حسودیت شد؟
Envious, technically. You picked the right screen for editing.
دقیق‌تر: به «envy» مربوطه — صفحه رو درست انتخاب کردی.
Ha. Want to borrow it this weekend? The monster shrinks when things are shared.
ها. آخر هفته قرضش می‌گیری؟ هیولا وقتی چیزها مشترکی، کوچیک می‌شه.
Now I don’t envy you your tidy desk — that’s real power.
حالا دیگه اون میزِ مرتبتو چشمم نمی‌گیره — این قدرتِ واقعیه.
✍️ تمرین شما: آخرین «حسِ دوکلمه‌ایِ» هفته‌ات را دقیق نام‌گذاری کن: اگر داشتهٔ دیگری را می‌خواستی → “I was envious of ___.”؛ اگر از دست‌رفتنِ چیزی می‌ترسیدی → “___ made me jealous.” همین دقتِ کوچک، هم رایتینگ را حرفه‌ای می‌کند هم خودآگاهی را.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. تعریفِ دقیقِ envy؟
۲. ترکیبِ درست؟
۳. «هیولایِ سبزچشم» اثرِ کیست؟
۴. کدام یک ستایش مؤدبانه است؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 چرا در عامیانه همه‌جا jealous می‌گویند؟
چون در زبانِ زنده، مرزها ساییده می‌شوند؛ برای گپِ دوستانه، “I’m jealous of those shoes!” طبیعی و رایج است. برای متن و آزمون، تفکیک را نگه دار.
🔹 اسمِ هر دو چیست؟
envy بی‌شمارِ انتزاعی (sometimes: a twinge of envy)؛ jealousy معمولاً بی‌شمار، ولی با a وقتی نوع/مورد بگویی: a jealousy he never admitted.
🔹 در فارسی چه تفکیکی دارد؟
envy ≈ «چشم‌دیدن / حسرت‌خوردن»؛ jealousy ≈ «حساسیت و سوءظنِ مالکانه». همان فرقِ «حسرت» و «شک» در فیلم‌های ایرانی.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Jealousy vs Envy را یادت بماند: jealousy و envy در انگلیسی یکی نیستند: envy آرزویِ داشته‌هایِ دیگری، jealousy ترس‌از‌دست‌دادنِ داشته‌هایِ خودت. فرق، ترکیب‌ها و ده مثال کاربردی. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید