پرش به محتوا
Home » معنی Have No Call to Do It؛ «هیچ دلیلی نداشت این‌طور حرف بزنی» | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی Have No Call to Do It؛ «هیچ دلیلی نداشت این‌طور حرف بزنی» | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۷۸۳
call اینجا تلفن نیست؛ «مکالمۀ اخلاقی»ست: کسی اجازه/دلیلِ این رفتار را نداشته — You had no call to speak to her like that.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Have No Call to Do Something را یاد می‌گیری: «have no call to» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۷۸۳ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Have No Call to Do Something»

call در این ساختار یعنی «دعوتِ درونی/مجوز»: شغلِ روحانی هم از همین‌جا آمده (the call). have no call to do something یعنی «هیچ بهانه/مجوزی نداشتی که فلان کار را بکنی» — جمله‌ای با ترمزِ اخلاقی، معمولاً برای توبیخِ لحن یا رفتارِ بی‌مورد: “He had no call to open my mail.”

منطقِ جمله را ببین: نه می‌گوید ممنوع، نه می‌گوید جرم — می‌گوید «دلیلش را نداری»؛ پس از no reason قاطع‌تر و از forbidden ملایم‌تر است، و بارش رویِ مسئولیتِ گوینده است. در دعواهای واقعی انگلیسی، این جمله آب‌سرد کن است: طرف با آن «حقِ حرف‌زدن» را از طرف مقابل می‌گیرد بدونِ دادزدن.

بافت‌ها: با had (گذشته) برای بازخواستِ رفتۀ انجام‌شده؛ با have برای مرزگذاریِ حال: “I have no call to defend their rumor — I’ll say what I saw.” شکلِ پرسشی‌اش هم سلاح است: “And what call did you have to do that?” (خب، تو چی دلیل داشتی؟) — کمی ادبی/قدیمی‌مزه، ولی کوبنده. هم‌خانواده‌ها: no business doing sth (کارِ تو نیست/نبود)، no need to (خنثی‌تر)، no right to (سنگین‌ترین).

🗣 تلفظ: کلمه‌به‌کلمه: «هَیو نُو کال تو دو سامتینگ» — رویِ call تأکید، چون وزنِ اخلاقیِ جمله اینجاست.

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

توبیخِ مؤدبانه اما صریح؛ در خانواده، تیم، و ستون‌نویسیِ اجتماعی. برای شکایتِ حقوقی نه — آن‌جا no right / unauthorized می‌نویسند.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

You have no call to lie.—هیچ دلیلی نداره دروغ بگی.A1۱
I have no call to worry today.—امروز دلیلی برای نگرانیم نیست.A1۲
She had no call to read his notes.—هیچ مجوزی نداشت یادداشتاشو بخونه.A2۳
We have no call to spread that rumor.—دلیلی نداریم شایعه رو دست‌به‌دست کنیم.A2۴
He had no call to be so loud at 6 a.m.—شیش صبح هیچ توجیهی برای اون همه سر‌وصدا نداشت.B1۵
What call had they to decide for us?—چه مجوزی داشتن واسه تصمیم‌گیری به‌جایِ ما؟B1۶
Boundaries in one sentence: “I have no call to guess; ask me.”—مرزگذاری تو یه جمله: «حدس‌زدن وظیفهٔ من نیست؛ بپرس.»B2۷
Polite society runs on people who resist the call they had no call to take.—ادبِ جمعی یعنی کسی به «فراخوانی» که حقش نبوده جواب نده.B2۸
Having no call to judge is the loudest judgment on offer.—نداشتنِ دلیلِ قضاوت، بلندترین قضاوت میز است.C1۹
The phrase works because it asks for a reason — and reasons are borrowable; rudeness isn’t.—این جمله می‌بره چون «دلیل» می‌خواد؛ دلیل قابلِ وام‌گرفتنه، بی‌ادبی نه.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ تلفن‌دیدنِ call
غلط: You can call me — I have no call to argue.
درست: I have no call to argue = دلیل/مجوز ندارم (ربطی به تماس ندارد)
این call «مکالمۀ اخلاقی»ست، نه زنگِ تلفن؛ دو «call» را قاطی نکن.
❌ ساختارِ فعلِ غلط
غلط: He had no call for shout.
درست: He had no call to shout.
بعد از no call، to + فعلِ مصدر؛ for + ing نه.
❌ به‌کاربردنش برای «من نمی‌خواهم» ساده
غلط: I have no call to eat dessert.
درست: I don’t want dessert / I’m skipping dessert.
این ساختار جایِ «توجیه» را باز می‌کند، نه بی‌میلی؛ برای سلیقه، phrase ساده.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

You moved my box. Any reason on your side of the desk?
جعبه‌مو جابه‌جا کردی. طرفِ میزت دلیل داره؟
I had no call to guess it was yours — it had no name.
حدس نمی‌زدم مالِ توئه — اسم روش نبود.
Fair. My bad, no call either — I should’ve labeled it.
درسته. من مقصرم، منم دلیلِ گله‌ای ندارم — باید لیبل می‌زد.
Truce: labels first, lectures never.
آتش‌بس: اول لیبل، بعدش هیچ سرمشق‌دادنی نه.
✍️ تمرین شما: یک «مرزگذاریِ بی‌دعوا» با قالب بساز: “You had no call to ___; next time, just ___.” — و برعکسش را برای خودت: “I had no call to react like that.” همین دو جهت، تمرینِ ادبِ انگلیسی و ادبِ فارسی هر دو‌ست.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. معنای call اینجا؟
۲. ساختارِ بعدی درست؟
۳. کدام «سنگین‌ترین» است؟
۴. کاربردِ اصلیِ جمله:

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 قدیمی نیست؟
کمی ادبی‌طبع است — و همین بهش وقارِ توبیخ می‌دهد؛ در دعواهایِ اینستاغرامی کمتر می‌آید، در نامه و گفت‌وگویِ جدی، سوزناک‌تر از no reason.
🔹 فرقش با no business doing؟
no business قلمرو را خط می‌کشد («سرِ تو نبود»)، no call دلیل را؛ می‌توان سرِ تو نبود ولی دلیلِ موجه داشت.
🔹 در آزمون رایتینگ نمره دارد؟
بله — برای متنِ استدلالیِ مؤدب؛ امتحان راضی‌کردنِ معلم با تنوعِ ساختار است، نه فقط واژهٔ سخت.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Have No Call to Do Something را یادت بماند: معنی have no call to do something در انگلیسی؛ نه «زنگ خوردن»، نه «تماس تلفنی» — call یعنی حقِ حرف‌زدن و دلیل. ساختار، لحن، ده مثال و آزمون. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید