در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Make a Pitch for Something را یاد میگیری: «عرصۀِ قانعکردن — از پرتابِ توپ تا ارائه» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۹۲۷ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «To Make a Pitch for Something»
«to make a pitch for something» یعنی پیشنهاد را با نفوذِ کلام و اعتمادبهنفس مطرح کن: «she made a strong pitch for the budget increase». فارسیش: «پیشنهادت رو کوبنده ارائه دادن». «pitch» خودش «پرتاب»ه — تصویرِ انداختنِ حرف با وزن و دقّت؛ مثلِ پرتابِ کریکت. این خانواده معناییِ تیز و تند زیاد داره: شیبِ بام، خطایِ دروازبانِ فوتبال، قیرِ چسبنده — و تو این درس، همان عملِ قانعکردن.
گرامرش: همآیندِ فعل «make»ه — «make a pitch»؛ «do a pitch» و «give a pitch» رایج نیستن. برایِ خواسته «for» میاد: «a pitch for a raise»؛ برایِ مخاطب «to»: «a ten-minute pitch to investors». شکلِ امریکاییِ خودمانی، «pitch» را فعل میکنه با دو مفعول: «pitch someone on something» — «they pitched the board on the deal»؛ تو این ساختار «to» بینِ فعل و آدم جا نمیشینه. «elevator pitch» هم صفتِ مرکبِ رایجه: توضیحِ بیستثانیهایِ کارِ تو، به وسعتِ یک آسانسور.
این اصطلاح، پروندۀِ کاغذی نیست — لحظۀِ «فروختنِ حرف»ه. رویِ نردبان: «propose» خنثی و اداری، «lobby» پُرتلاش و در راهروهایِ قدرت، «advocate» بااصول و ایدئولوژیک، «sell» استعارۀِ عام — «are you selling the idea?» — و «pitch» کوتاه و صحنهای. ریسکِ شکست هم تو زبان ثبت شده: «a pitch that fell flat» — حرف زدی، خمیازه جمع کردن. اگر جلسه حسّاسه و میترسی سطحی به نظر برسی، نسخهیِ آرومش «present a proposal»ه — «pitch» انرژی میخواد، وگرنه کلمه جلو میزنه.
کاربرد و لحن
روزهایِ استارتاپ و دموها؛ درخواستِ بودجه: «make a pitch for two more engineers». تو دفتر، به همکارِ خوشبیان میسپاری: «can you make the pitch for me?». برایِ محصول، خبریترش: «he pitched the publishers on the book rights» — ساختارِ امریکایی. در نامۀِ رسمی، «pitch» را بذار کنارِ «submit a proposal»؛ و برایِ «نه» شنیدنِ مؤدبانه: «thanks for the pitch — not for us».
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
To Make a Pitch for Something را یادت بماند: make a pitch for یعنی پیشنهادی رو با شور و اعتمادبهنفس رو میز گذاشتن؛ pitch اینجا همون عملِ قانعکردنه، از خانوادهی پرتابِ محکم؛ چرا فعلش make میمونه و pitchِ ساختارِ امریکایی someone on something؛ فرقش با propose و lobby؛ ده مثالِ سطحبندیشده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها