پرش به محتوا
Home » معنی make a pitch؛ پیشنهادِ کوبنده دادن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی make a pitch؛ پیشنهادِ کوبنده دادن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۹۲۷
پنجاه ثانیه وقت داری؛ حرفت را بکوب بزن.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Make a Pitch for Something را یاد می‌گیری: «عرصۀِ قانع‌کردن — از پرتابِ توپ تا ارائه» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۹۲۷ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Make a Pitch for Something»

«to make a pitch for something» یعنی پیشنهاد را با نفوذِ کلام و اعتمادبه‌نفس مطرح کن: «she made a strong pitch for the budget increase». فارسیش: «پیشنهادت رو کوبنده ارائه دادن». «pitch» خودش «پرتاب»ه — تصویرِ انداختنِ حرف با وزن و دقّت؛ مثلِ پرتابِ کریکت. این خانواده معناییِ تیز و تند زیاد داره: شیبِ بام، خطایِ دروازبانِ فوتبال، قیرِ چسبنده — و تو این درس، همان عملِ قانع‌کردن.

گرامرش: هم‌آیندِ فعل «make»ه — «make a pitch»؛ «do a pitch» و «give a pitch» رایج نیستن. برایِ خواسته «for» میاد: «a pitch for a raise»؛ برایِ مخاطب «to»: «a ten-minute pitch to investors». شکلِ امریکاییِ خودمانی، «pitch» را فعل می‌کنه با دو مفعول: «pitch someone on something» — «they pitched the board on the deal»؛ تو این ساختار «to» بینِ فعل و آدم جا نمی‌شینه. «elevator pitch» هم صفتِ مرکبِ رایجه: توضیحِ بیست‌ثانیه‌ایِ کارِ تو، به وسعتِ یک آسانسور.

این اصطلاح، پروندۀِ کاغذی نیست — لحظۀِ «فروختنِ حرف»ه. رویِ نردبان: «propose» خنثی و اداری، «lobby» پُرتلاش و در راهروهایِ قدرت، «advocate» بااصول و ایدئولوژیک، «sell» استعارۀِ عام — «are you selling the idea?» — و «pitch» کوتاه و صحنه‌ای. ریسکِ شکست هم تو زبان ثبت شده: «a pitch that fell flat» — حرف زدی، خمیازه جمع کردن. اگر جلسه حسّاسه و می‌ترسی سطحی به نظر برسی، نسخه‌یِ آرومش «present a proposal»ه — «pitch» انرژی می‌خواد، وگرنه کلمه جلو می‌زنه.

🗣 تلفظ: «مِیک اَ پیچ» /meɪk ə pɪtʃ/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

روزهایِ استارتاپ و دموها؛ درخواستِ بودجه: «make a pitch for two more engineers». تو دفتر، به همکارِ خوش‌بیان می‌سپاری: «can you make the pitch for me?». برایِ محصول، خبری‌ترش: «he pitched the publishers on the book rights» — ساختارِ امریکایی. در نامۀِ رسمی، «pitch» را بذار کنارِ «submit a proposal»؛ و برایِ «نه» شنیدنِ مؤدبانه: «thanks for the pitch — not for us».

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

He made a pitch for a raise.—برایِ افزایشِ حقوق، کوبنده حرف زد.A1۱
Five minutes to pitch the idea.—پنج دقیقه برایِ رساندنِ حرف.A1۲
An elevator pitch ends as the doors open.—«pitchِ آسانسوری» وقتی در باز می‌شه تموم می‌شه.A2۳
Pitch me the product in one line.—محصولو تو یه خط بهم بفروش.A2۴
It is make a pitch — not do or give.—«make a pitch»؛ «do/give» بی‌جاست.B1۵
For the ask, to the people.—خواسته با «for»؛ مخاطب با «to».B1۶
Pitch someone on something — American shape.—«they pitched the board on the deal»؛ بدنه‌یِ امریکایی.B2۷
A flat pitch: you talk, they yawn.—pitchِ بی‌اثر: تو حرف می‌زنی، اون‌ها خمیازه.B2۸
Every pitch is a small theater of need.—هر «pitch» تئاترِ کوچیکی‌ه — نیازِ تو در برابرِ نیازِ طرف.C1۹
Pitch sells on rhythm, not on pages.—فروشِ پیشنهاد به ضرباهنگه، نه شمارۀِ صفحه.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ فعلِ اشتباه
غلط: She did a pitch to the board.
درست: She made a pitch to the board.
هم‌آیندِ ثابت «make»ه؛ «give» هم بی‌مزه‌ست.
❌ «to» بینِ pitch و آدم
غلط: They pitched to the board on the deal.
درست: They pitched the board on the deal.
تو ساختارِ امریکایی، مخاطب مفعولِ مستقیمه؛ «to» نچسبون.
❌ ظرفِ رسمی
غلط: Dear committee, I hereby pitch for approval.
درست: Dear committee, I submit this proposal for approval.
«pitch» مالِ جلسه‌ست نه پاکت؛ نامۀِ رسمی «submit» می‌خواد.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Demo day. Ninety seconds, one slide.
روزِ دمو. نود ثانیه، یه اسلاید.
Do not read slides — make your pitch.
اسلاید نخون؛ حرفتو کوبنده ارائه بده.
I pitched the judges on the problem, not the gadget.
من داورا رو به «مسئله» متقاعد کردم، نه گجت.
Wallets opened. Pitch delivered.
کیف‌ها باز شد؛ نشست.
✍️ تمرین شما: سه پیشنهادِ سه‌مخاطب بنویس: افزایشِ حقوق (برایِ مدیر)، همکاریِ پروژه (برایِ همسایۀِ هم‌رشته)، بودجه‌یِ جشن (برایِ مدرسه) — با «made a pitch for … to …». بعد یکی را به سبکِ امریکایی برگردون: «pitched the principal on the festival». چکِ آخر: فعلت «make» باشه، و تو ساختارِ «someone on something»، «to» جا ننداخته باشی.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «make a pitch» یعنی؟
۲. هم‌آیندِ استاندارد کدام است؟
۳. در «pitch the team on the plan» چه خبره؟
۴. «elevator pitch» چیه؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 ربطش با pitch به معنای پرتاب چیه؟
آره؛ «pitch»ِ پیشنهاد هم پرتابه — حرف را با قدرت و دقّت می‌ندازی؛ هم‌خانوادۀِ پرتابِ کریکت.
🔹 با «make a case» فرق داره؟
نزدیکه؛ «case» استدلالِ چیده‌ست و «pitch» لحنِ فروشنده.
🔹 «cold call» همون‌ه؟
نه؛ «pitch» سخنِ قانع‌کردنِ روبروروییه؛ تماسِ سرد، تلاشِ تلفنیِ بی‌قرارداده — اغلب در یک مسیر، دو ابزار.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Make a Pitch for Something را یادت بماند: make a pitch for یعنی پیشنهادی رو با شور و اعتمادبه‌نفس رو میز گذاشتن؛ pitch اینجا همون عملِ قانع‌کردنه، از خانواده‌ی پرتابِ محکم؛ چرا فعلش make می‌مونه و pitchِ ساختارِ امریکایی someone on something؛ فرقش با propose و lobby؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید