پرش به محتوا
Home » معنی flab؛ هم چربیِ شل، هم از هوش رفتن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی flab؛ هم چربیِ شل، هم از هوش رفتن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۹۲۶
دو معنا، یک صدا: چربی یا حیرت؟

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Lose One's Flab را یاد می‌گیری: «یک واژه، دو دنیایِ بی‌ربط — و اصطلاحِ حیرت» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۹۲۶ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Lose One's Flab»

«flab» دو چهره داره. یک: گوشتِ نرمی که میاد و می‌ره — «the flab around my waist»؛ فارسیش: «چربیِ شل». دو: تو اصطلاحِ «to lose one's flab» یعنی از هوش رفتن — حیرتِ عامیانه؛ «the verdict lost the courtroom its flab». چهرۀِ دوم، کوتاه‌کردۀِ «flabbergast» حساب می‌شه؛ یعنی حیرتِ درسِ دیروز، تو کوچه کوتاه شده و خودی.

گرامرش دو راه می‌ره. «flab»ِ لغوی — چربی — بی‌شماره و بی‌حرف‌تعریفه: «too much flab»، «cut the flab». «flab»ِ اصطلاحی ملکی می‌خواد و فعلِ «lose»: «I lost my flab»، «the news lost my flab» — حرفِ تعریف و جمع، هیچ‌کدوم تو کار نمیان. و گاهی بویِ «باور نمی‌کنم» می‌ده: «he says he quit? I will lose my flab if I see it» — یعنی آن‌وقت باورم می‌شه که مُنده بمونم.

دو هشدار. یک: «flabby» هم‌ریشه‌یِ ظاهری‌ه ولی معنایش بافتِه — «شل و بی‌کشش» — «flabby muscles» زبونِ تناسب‌اندامه، «a flabby belly» توهینِ وزنه، و «flabby leadership» کنایۀِ ضعفِ تصمیم. پس صفت را با حیرت اشتباه نگیر — «the result left me flabby» مسخره‌ست. دو: اصطلاحِ حیرت، کمیِ قدیمیه و بریتانیایی‌مزه؛ جوان‌ترها جای‌اش «gobsmacked» را گرفتن. شک که کردی، «flabbergasted» را بردار — تمیزتر و همه‌فهم.

🗣 تلفظ: «فَلَب» /flæb/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

تو باشگاه: «say goodbye to the flab» — با خنده، نه تحقیر. حیرتِ تعریفی: «the comeback lost my whole family its flab». برایِ شک و تردید: «if they announce it before summer, I will lose my flab». هرگز «flab» را عنِ عنوانِ آدم به کار نبر؛ تو وزن‌شوخی‌ها آستانه باریکه — تعریفِ «flab» فقط وقتی اخلاق داره که مالکِ «flab»، خودِ گوینده باشه.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

The news lost my flab.—خبر، از هوشم برد.A1۱
Too much flab after winter.—بعدِ زمستون، چربیِ اضافه.A1۲
I lost my flab at the results.—از نتیجه، مُنده موندم.A2۳
Gym Mondays: fight the flab.—دوشنبۀِ باشگاه: نبرد با شلی‌ها.A2۴
Lose your flab — old slang for stunned.—«lose your flab» همون حیرته — عامیانه و کمی قدیمی.B1۵
Flabby is texture, not wonder.—«flabby» بافت رو می‌گه، حیرت نه.B1۶
The wonder-flab descends from flabbergast.—«flab»ِ حیرت از «flabbergast» کوتاه اومده — پیوندِ خاندانی.B2۷
Young ears meet it rarely.—گوشِ جوان کمترش می‌شنوه؛ «gobsmacked» جایشه.B2۸
One sound, two bodies of meaning.—یک صدا، دو پیکرۀِ معنا؛ مرز را جمله می‌کشه.C1۹
Self-directed flab stays comedy.—تا «flab» مالِ خودت باشه، شوخیه؛ عنِ دیگران، توهین.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ حرفِ تعریف تو اصطلاح
غلط: It was a real lose of flab.
درست: It was enough to lose my flab.
«flab»ِ حیرت، بی‌«a» با ملکی و فعل میاد.
❌ توهینِ وزنی
غلط: Look at all that flab of yours!
درست: Mind your own gym — flab is a joke about yourself.
دربارۀِ بدنِ دیگران، این واژه تیغ داره؛ طنزش بی‌مالک، مصداق نداره.
❌ قاطی با flabby
غلط: The verdict left us flabby.
درست: The verdict left us flabbergasted.
«flabby» یعنی شل و بی‌ثبات؛ حیرت را با «flabbergasted» یا «lose one's flab» بگو.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Engagement in three weeks. With whom?
سه هفته دیگه نامزدی. با کی؟
The old colleague. My flab is gone.
همکارِ قدیمی. مُنده موندم.
Blame the gym — that is the other flab.
تقصیرِ باشگاه هم هست؛ اون یکی «flab» می‌مونه.
Today wonder burns calories, not the treadmill.
امروز حیرت کالری می‌سوزونه، نه تردمیل.
✍️ تمرین شما: دو «flab»ِ لغوی برایِ خودت بنویس — یکی طنزِ ورزشی، یکی طنزِ آخرِ تعطیلات — با فعل‌هایِ «cut/lose». بعد دو «lose one's flab» بساز: یکی برایِ خبرِ سورپرایزِ خانوادگی، یکی برایِ نتیجه‌یِ فوتبال. چکِ آخر: جمله‌ای بساز که «flabby» را برایِ تصمیم‌گیریِ بی‌ثباتِ مدیرت به کار ببرد — تا سه واژۀِ هم‌آوا از هم جدا بمانن.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «lose your flab» یعنی؟
۲. «flab»ِ لغوی چیه؟
۳. «flabby leadership» یعنی؟
۴. رابطه‌اش با flabbergasted؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 دو flab داریم یا یکی؟
فرهنگ‌ها «flab»ِ حیرت را کوتاهِ «flabbergast» می‌دونن؛ «flab»ِ چربی، جدا و کهنال — هم‌نامیِ دو خانوادگی.
🔹 بی‌ادبانه‌ست؟
عنِ بدنِ دیگران، آره؛ عنِ خودت و عنِ حیرت، با لبخند.
🔹 «my flab was on the floor» چی می‌شه؟
شنیده می‌شه — اختلاطِ استعاره با «jaw on the floor»؛ درستِ ساده همون «lost my flab»ه.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Lose One's Flab را یادت بماند: flab دو چهره داره: چربیِ نرمِ بدن و حیرت در قالبِ lose your flab؛ چرا تو اصطلاح حرف تعریف نمی‌گیره، چطور کوتاهه‌ی flabbergasted حساب می‌شه و چرا flabby هم‌خانوادۀِ ظاهری‌ه؛ لحن عامیانه و خودزنیِ سالم؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید