پرش به محتوا
Home » معنی flabbergasted؛ از هوش رفتن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی flabbergasted؛ از هوش رفتن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۹۲۵
ان‌قدر که هوش بَرَد — با یه کلمۀِ قشنگ.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Flabbergasted را یاد می‌گیری: «حیرتِ باوقار و طنزآمیز — مبهوتیِ دهان‌باز» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۹۲۵ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Flabbergasted»

«I was flabbergasted» یعنی کاملاً و دهان‌باز مبهوت شدم. فارسیش: «از هوش رفتم»، «مُنده موندم». واژه‌ای که اندازه‌یِ معنا، بزرگ و پُراداست — سه هجا، دو «b» — و همینه که حیرت را نمایشی می‌کنه. ریشه‌اش مهِم است: شکلِ قدیمی «flabbagast» از اواخرِ قرنِ هجده ثبت شده و فرهنگ‌ها منشأش را «ناشناس» زده‌ان؛ بعضی حدس می‌زنن خودِ واژه، ساختگی و طنزآمیز بوده — صدایی که حالتِ مغزِ قفل‌شده را تقلید می‌کنه.

گرامرش: صفتِ حال بعد از «be/get» — «you look flabbergasted»، «we were flabbergasted by the news». علت را با «by» می‌گه و متعلق را با «at»: «flabbergasted at the price». پله‌یِ شدّت روش سوار نمی‌شه: «very flabbergasted» گوش می‌خِشد چون خودِ صفت «کمال» را در معنایِ خودش داره؛ برایِ تأکید «absolutely/utterly» را بردار. فعلِ نادرش هم هست — «to flabbergast» — که بیشتر تو تیتر می‌درخشه: «the result flabbergasted the pundits».

ثبتِ کلمه لایه‌لایه‌ست: بینِ «dumbfounded» و «stunned» که رسمی‌تر و جدّی‌ترن، این یکی خوش‌مشرب و لبخندداره — تعریف هم داره و گلایه. برایِ ترس و فاجعه به کارش نبر؛ آن‌جا «stunned» می‌مونه. و اگر دنبالِ هم‌وزنِ کوچه‌ایِ بریتانیایی می‌گردی: «gobsmacked» — مشت‌دهن — که بی‌رسمی‌تره. نردبانِ حیرت: «surprised» ملایم، «astonished» دهان‌باز، «stunned» بی‌حرکت، «flabbergasted» با ادا — و یادِ طنزش باش: واژه‌ای که می‌خنده، نباید برِ سوگ نشست.

🗣 تلفظ: «فَلَبِرگَستِد» /ˈflæbəɡɑːstɪd/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

برایِ عددی که درنمی‌گنجد: «we were flabbergasted by the final bill». چهرۀِ مربی پس از خطایِ بحث‌برانگیز. در نقدِ فیلم: «the sequel flabbergasted the critics». در عذرخواهیِ صمیمی: «sorry I gasped — the news flabbergasted me». در نامۀِ رسمی، «utterly surprised» امن‌تر و بی‌اداته. اگر خبرِ خوش هم بزرگ باشه، همین کلمه با ذوق می‌چرخه — تعریفِ غافلگیری‌هاش یه‌طرفه نیست.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

I was totally flabbergasted.—کاملاً از هوش رفتم.A1۱
Her face said flabbergasted.—چهره‌اش یعنی مبهوت.A1۲
The price left us flabbergasted.—قیمت، بی‌هوش‌مون کرد.A2۳
News by, decision at — both fit.—خبر با «by»، تصمیم با «at»؛ هر دو جور درمیاد.A2۴
It already means complete; skip very.—خودش کمال را تو‌اشه؛ «very» روش نمی‌شینه — «absolutely» آره.B1۵
The verb exists — headline business.—فعلش هم داریم: «flabbergast»؛ کارِ تیتر، نه چت.B1۶
Gobsmacked is its British cousin with a slap.—«gobsmacked» پسرعمویِ بریتانیایی‌شه — مشت‌دهن.B2۷
Never for tragedy — that stays stunned.—برایِ فاجعه نه؛ آن‌جا «stunned» می‌مونه.B2۸
Unknown roots suit an overdone word.—ریشۀِ حل‌نشده، به واژۀِ حل‌نشدگی میاد.C1۹
Mouth-open wonder, dressed in three syllables.—حیرتِ دهان‌باز، لباسی از سه هجا.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ پله گذاشتن رو کمال
غلط: I am very flabbergasted.
درست: I am absolutely flabbergasted.
معنا از قبلِ پر است؛ تأکیدِ درست: «absolutely/utterly».
❌ انتخاب برایِ صحنۀِ هولناک
غلط: The crash left the kids flabbergasted.
درست: The crash left the kids stunned.
برایِ فاجعه، لبخندِ کلمه گزند می‌زنه؛ «stunned» را بردار.
❌ خوردنِ ed
غلط: We were total flabbergast by it.
درست: We were totally flabbergasted by it.
حالت با «ed» بسته می‌شه؛ ریشه فقط تو فعلِ کمیابِ تیترها میاد.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

They gave the promotion to whom?
ارتقا رو دادن به کی؟
To the intern. I am flabbergasted.
به کارآموز. از هوش رفتم.
Mouth open, coffee cold.
دهان باز، قهوه سرد.
In the serious meeting, take dumbfounded — it has no smile.
تو جمعِ جدّی، «dumbfounded» را بردار — بی‌اداتره.
✍️ تمرین شما: سه حیرتِ سه‌رنگ بنویس: خبرِ خوشِ غیرمنتظره، قبضِ شوکه‌کننده، تصمیمِ عجیبِ مدیر — سه تا «flabbergasted» با «by/at»هایِ درست. بعد برایِ هرکی، نسخه‌یِ رسمیِ بی‌ادا بساز («utterly surprised») تا فرقِ ثبت دستت بیاد. چکِ آخر: هیچ‌جای متن «very flabbergasted» نباشه؛ تأکید فقط با «absolutely».

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. چه قدر حیرت تو این کلمه‌ست؟
۲. کدام تأکید درست است؟
۳. کدام جایِ فعل درسته؟
۴. برایِ گزارشِ سانحه؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 ریشه‌اش واقعاً مجهوله؟
آره؛ فرهنگ‌ها «ناشناس» نوشته‌ان — شکلِ «flabbagast» از ۱۷۷۳؛ خودِ ابهام به شخصیتِ طنزآمیزش می‌چربه.
🔹 باخنده هم می‌شه گفت؟
نصفِ کارِ واژه همین‌ه: حیرت را نرم و شوخ می‌کنه — بی‌خطر برایِ تعریف.
🔹 قید هم داره؟
«flabbergastingly» نادره؛ روان‌ترش شکستن به بندِ جدا‌ست.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Flabbergasted را یادت بماند: flabbergasted یعنی کامل و دهان‌باز مبهوت شدن؛ کلمه‌ای سه‌هجایی با ریشۀِ حل‌نشده؛ چرا very روش سوار نمی‌شه و absolutely آره؛ فرقش با stunned و dumbfounded و gobsmacked؛ و چرا برایِ خبرِ فاجعه به کارش نمیارن؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید