Pushover
واژه «Pushover» دارای دو معنی کاربردی است:
۱. معنی اول (شخصیتی – بسیار رایج): «آدم پخمه، توسریخور، دهنبین، یا فردی که اراده ضعیفی دارد و به راحتی فریب میخورد یا تسلیم خواسته دیگران میشود» (کسی که به راحتی میتوان او را هل داد و کنار زد: push over). مثلاً: «Don’t let them push you around; you’re not a pushover!» (اجازه نده بهت زور بگن؛ تو توسریخور نیستی!).
۲. معنی دوم (کاری / مسابقهای): «کار فوقالعاده ساده و مثل آبخوردن، یا حریف ضعیف و بازی آسان» (معادل piece of cake یا walk in the park). مثلاً: «The exam was a total pushover» (امتحان مثل آب خوردن بود).
معنی pushover — واژه «Pushover» دارای دو معنی کاربردی است:
۱. معنی اول (شخصیتی – بسیار رایج): «آدم پخمه، توسریخور، دهنبین، یا فردی که اراده ضعیفی دارد و به راحتی فریب میخورد یا تسلیم خواسته دیگران میشود» (کسی که به راحتی میتوان او را هل داد و کنار زد: push over). مثلاً: «Don’t let them push you around; you’re not a pushover!» (اجازه نده بهت زور بگن؛ تو توسریخور نیستی!).
۲. معنی دوم (کاری / مسابقهای): «کار فوقالعاده ساده و مثل آبخوردن، یا حریف ضعیف و بازی آسان» (معادل piece of cake یا walk in the park). مثلاً: «The exam was a total pushover» (امتحان مثل آب خوردن بود). در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۶۱ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ Pushover
واژه «Pushover» دارای دو معنی کاربردی است:
۱. معنی اول (شخصیتی – بسیار رایج): «آدم پخمه، توسریخور، دهنبین، یا فردی که اراده ضعیفی دارد و به راحتی فریب میخورد یا تسلیم خواسته دیگران میشود» (کسی که به راحتی میتوان او را هل داد و کنار زد: push over). مثلاً: «Don’t let them push you around; you’re not a pushover!» (اجازه نده بهت زور بگن؛ تو توسریخور نیستی!).
۲. معنی دوم (کاری / مسابقهای): «کار فوقالعاده ساده و مثل آبخوردن، یا حریف ضعیف و بازی آسان» (معادل piece of cake یا walk in the park). مثلاً: «The exam was a total pushover» (امتحان مثل آب خوردن بود).
🔊 تلفظ واقعی: «پوشاُوور» /ˈpʊʃˌoʊvər/ — به صورت یک کلمه سرهم تلفظ میشود.
🎯 کاربرد و لحن
در مذاکرات، روابط کاری و خانوادگی: He seems nice, but don’t mistake his kindness for being a pushover (او مهربان به نظر میرسد، اما مهربانیاش را با پخمه بودن اشتباه نگیر!).
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | I’m not a pushover; I know how to say no. | من آدم توسریخوری نیستم؛ بلدم چطور بگم نه. |
| A1 | Don’t worry about the final test; it’s a total pushover. | نگران امتحان نهایی نباش؛ مثل آب خوردنه. |
| A2 | My dad is strict, but mom is a pushover when we ask for ice cream. | پدرم سختگیره، ولی مامان وقتی ازش بستنی میخوایم زود کوتاه میاد و قبول میکنه. |
| A2 | The other team thought we were pushovers until we scored three goals. | تیم حریف فکر میکرد ما حریف ضعیف و دستوپا بستهای هستیم تا اینکه سه تا گل زدیم. |
| B1 | If you act like a pushover, toxic coworkers will take advantage of you. | اگر پخمه و منفعل رفتار کنی، همکاران سمی ازت سوءاستفاده میکنند. |
| B1 | He negotiated aggressively because he knew his supplier was a financial pushover. | او با خشونت مذاکره کرد چون میدانست تأمینکنندهاش در تنگنای مالی است و زود تسلیم میشود. |
| B2 | Setting firm boundaries early prevents you from being perceived as a corporate pushover. | تعیین مرزهای قاطع در همان ابتدا مانع از آن میشود که در شرکت به عنوان فردی توسریخور شناخته شوید. |
| B2 | The championship match was expected to be a pushover, but the underdogs fought relentlessly. | انتظار میرفت مسابقه فینال یک بازی آسان و برد بیدردسر باشد، اما تیم ضعیفتر بیوقفه جنگید. |
| C1 | Seasoned diplomats never mistake affable courtesy for geopolitical pushover status. | دیپلماتهای کهنهکار هرگز نزاکت صمیمانه را با ضعف ژئوپلیتیکی و تسلیمپذیری اشتباه نمیگیرند. |
| C1 | In high-stakes corporate acquisitions, target companies must demonstrate robust defense strategies to avoid being treated as pushovers. | در تصاحبهای بزرگ شرکتی، شرکتهای هدف باید استراتژیهای دفاعی مستحکمی نشان دهند تا به عنوان طعمههای آسان تلقی نشوند. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: نوشتن به صورت دو کلمه جدا (push over)
✅ درست: وقتی اسم است باید به صورت یک کلمه سرهم (pushover) نوشته شود. push over جداگانه فعل عبارتی به معنی فیزیکی هل دادن و انداختن است.
💡 نکته: نگارش اسمی: pushover.
❌ اشتباه رایج: ترجمه تحتاللفظی به هل دادن به جلو
✅ درست: این واژه یک استعاره تثبیتشده برای افراد تسلیمپذیر یا کارهای بسیار آسان است.
💡 نکته: معنی درست: آدم توسریخور یا کار راحت.
❌ اشتباه رایج: اشتباه گرفتن با pushy
✅ درست: واژه pushy یعنی آدم پررو، سمج و تحمیلکننده؛ در حالی که pushover دقیقاً برعکس آن یعنی آدم پخمه و دهنبین است!
💡 نکته: تفاوت دو قطب مخالف: pushy vs pushover.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: Did you agree to work this weekend again? That’s your third Saturday in a row!
بازم قبول کردی این آخر هفته بیای سر کار؟ این سومین شنبه متوالیه!
B: My manager begged me and I just couldn’t bring myself to say no.
مدیرم کلی خواهش کرد و منم روم نشد بگم نه.
A: You’re being a pushover, Dave. If you don’t stand up for yourself, he’ll keep piling tasks on you.
داری پخمه و توسریخور بازی درمیاری دیو. اگه پای خودت نایستی، مدام کارها رو میریزه سر تو.
B: You’re right. Starting next week, I’m setting strict boundaries.
حق با توئه. از هفته بعد مرزهای سفتوسختی میذارم.
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
تفاوت pushover با easy target چیست؟
هر دو شبیه هستند؛ pushover بیشتر روی ناتوانی فرد در «نه گفتن» و اراده ضعیف تمرکز دارد، در حالی که easy target یعنی کسی که طعمه راحتی برای کلاهبرداری یا سرزنش است.
آیا pushover واژه توهینآمیزی است؟
لحن انتقادی دارد، اما در مکالمات دوستانه برای تلنگر زدن به رفقا که از حقشان دفاع کنند بسیار رایج است.
مترادف pushover در معنی کار آسان چیست؟
عبارات a piece of cake, a breeze, a cinch, a walk in the park.
🎯 جمعبندی درس ۶۱
Pushover
واژه «Pushover» دارای دو معنی کاربردی است:
۱. معنی اول (شخصیتی – بسیار رایج): «آدم پخمه، توسریخور، دهنبین، یا فردی که اراده ضعیفی دارد و به راحتی فریب میخورد یا تسلیم خواسته دیگران میشود» (کسی که به راحتی میتوان او را هل داد و کنار زد: push over). مثلاً: «Don’t let them push you around; you’re not a pushover!» (اجازه نده بهت زور بگن؛ تو توسریخور نیستی!).
۲. معنی دوم (کاری / مسابقهای): «کار فوقالعاده ساده و مثل آبخوردن، یا حریف ضعیف و بازی آسان» (معادل piece of cake یا walk in the park). مثلاً: «The exam was a total pushover» (امتحان مثل آب خوردن بود). — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.