It doesn’t measure up (Measure up)
اصطلاح کاربردی و انتقادی «It doesn’t measure up» (یا «To measure up to something») به معنی «به پای آن نرسیدن / به حد نصاب و استاندارد لازم نرسیدن / چنگی به دل نزدن در مقایسه با انتظار / برآورده نکردن استانداردها» است (معادل: falls short of expectations / fails to meet the standard). این اصطلاح هم برای کیفیت کالاها، خدمات و فیلمها و هم برای سنجش عملکرد کاری داوطلبان به کار میرود: «The movie sequel didn’t measure up to the original masterpiece» (قسمت دوم فیلم اصلاً به پای شاهکار قسمت اول نرسید!).
معنی measure up — اصطلاح کاربردی و انتقادی «It doesn’t measure up» (یا «To measure up to something») به معنی «به پای آن نرسیدن / به حد نصاب و استاندارد لازم نرسیدن / چنگی به دل نزدن در مقایسه با انتظار / برآورده نکردن استانداردها» است (معادل: falls short of expectations / fails to meet the standard). این اصطلاح هم برای کیفیت کالاها، خدمات و فیلمها و هم برای سنجش عملکرد کاری داوطلبان به کار میرود: «The movie sequel didn’t measure up to the original masterpiece» (قسمت دوم فیلم اصلاً به پای شاهکار قسمت اول نرسید!). در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۱۵۲ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ It doesn’t measure up (Measure up)
اصطلاح کاربردی و انتقادی «It doesn’t measure up» (یا «To measure up to something») به معنی «به پای آن نرسیدن / به حد نصاب و استاندارد لازم نرسیدن / چنگی به دل نزدن در مقایسه با انتظار / برآورده نکردن استانداردها» است (معادل: falls short of expectations / fails to meet the standard). این اصطلاح هم برای کیفیت کالاها، خدمات و فیلمها و هم برای سنجش عملکرد کاری داوطلبان به کار میرود: «The movie sequel didn’t measure up to the original masterpiece» (قسمت دوم فیلم اصلاً به پای شاهکار قسمت اول نرسید!).
🔊 تلفظ واقعی: «ایت دازِنت مِژِر آپ» /ɪt ˈdʌzənt ˈmeʒər ʌp/ — کلمه measure با صدای /ʒ/ (ژ).
🎯 کاربرد و لحن
در ارزیابی کالاها، عملکرد کاری و مقایسهها: We tested the new software, but it simply doesn’t measure up to industry standards (نرمافزار جدید را تست کردیم، اما واقعاً به استانداردهای صنعت نمیرسد).
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | The sequel was okay, but it didn’t measure up to the original movie. | قسمت دوم بد نبود، اما اصلاً به پای فیلم اصلی نرسید. |
| A1 | His performance didn’t measure up to the coach’s high expectations. | عملکرد او به پای انتظارات بالای مربی نرسید. |
| A2 | This cheap smartphone doesn’t measure up in camera quality. | این گوشی ارزانقیمت از نظر کیفیت دوربین چنگی به دل نمیزند و به رقبا نمیرسد. |
| A2 | I tried their new recipe, but it doesn’t measure up to grandma’s cooking. | دستورپخت جدیدشان را امتحان کردم، اما اصلاً به پای دستپخت مادربزرگ نمیرسد. |
| B1 | Applicants whose credentials do not measure up are filtered out automatically. | متقاضیانی که مدارکشان به حد نصاب لازم نرسد به طور خودکار حذف میشوند. |
| B1 | The hotel’s amenities failed to measure up to its luxury five-star rating. | امکانات هتل نتوانست با رتبه پنجستاره لوکس آن برابری کند و به حد نصاب برسد. |
| B2 | Legacy manufacturing facilities struggle to measure up to modern automated precision benchmarks. | کارخانههای سنتی در دستیابی به معیارهای دقت خودکار مدرن به سختی برابری میکنند. |
| B2 | Corporate earnings reports that do not measure up to Wall Street consensus trigger rapid sell-offs. | گزارشهای درآمد شرکتی که به پای اجماع والاستریت نرسند موجب افت سریع سهام میشوند. |
| C1 | In epistemological rigor, preliminary anecdotal observations do not measure up to peer-reviewed empirical data. | از نظر دقت شناختشناسی، مشاهدات نقلی اولیه هرگز به پای دادههای تجربی داوریشده نمیرسند. |
| C1 | The proposed legislative compromise does not measure up to constitutional standards of equal protection. | توافق قانونی پیشنهادی به حد نصاب استانداردهای قانون اساسی در حمایت برابر دست نمییابد. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: ترجمه به متر کردن با خطکش فیزیکی
✅ درست: فعل measure up در اینجا به معنی برابری با استاندارد و سنجش کیفی است نه اندازهگیری طول با متر!
💡 نکته: معنی درست: به پای چیزی نرسیدن و برابری نکردن.
❌ اشتباه رایج: حذف حرف اضافه to هنگام مقایسه
✅ درست: وقتی با چیز دیگری مقایسه میکنید حتماً to میآید: measure up TO expectations.
💡 نکته: درست: measure up TO something.
❌ اشتباه رایج: تلفظ اشتباه حرف s در measure
✅ درست: حرف s صدای /ʒ/ (ژ) میدهد: /ˈmeʒər/ (مِژِر).
💡 نکته: به کاربرد و مفهوم دقیق در بافت جمله توجه کنید.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: How was the new luxury steakhouse downtown that everyone’s been hyping up?
استیکفروشی لوکس جدید مرکز شهر که همه انقدر ازش تعریف میکردند چطور بود؟
B: To be honest, it didn’t measure up to the hype. The meat was dry and overpriced.
راستش رو بخوای، اصلاً به پای اون همه تبلیغ نرسید و چنگی به دل نزد. گوشتش خشک و گرون بود.
A: What a disappointment! Good steak is so hard to find.
چه ناامیدکننده! پیدا کردن استیک خوب واقعاً سخته.
B: Let’s stick to our favorite neighborhood grill.
بیا به همون کبابی محبوب محله خودمون پایبند بمونیم.
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
تفاوت measure up با fall short چیست؟
بسیار شبیه هستند؛ fall short یعنی کسری آوردن و نرسیدن به هدف، measure up یعنی برابری کیفی با استاندارد.
آیا measure up در جملات مثبت هم کاربرد دارد؟
بله! مثلاً He measured up to all our hopes (او به تمام امیدها و انتظارات ما پاسخ مثبت داد و برابری کرد).
مترادفهای دیگر آن کدامند؟
Match up to, live up to, equal, meet the mark.
🎯 جمعبندی درس ۱۵۲
It doesn’t measure up (Measure up)
اصطلاح کاربردی و انتقادی «It doesn’t measure up» (یا «To measure up to something») به معنی «به پای آن نرسیدن / به حد نصاب و استاندارد لازم نرسیدن / چنگی به دل نزدن در مقایسه با انتظار / برآورده نکردن استانداردها» است (معادل: falls short of expectations / fails to meet the standard). این اصطلاح هم برای کیفیت کالاها، خدمات و فیلمها و هم برای سنجش عملکرد کاری داوطلبان به کار میرود: «The movie sequel didn’t measure up to the original masterpiece» (قسمت دوم فیلم اصلاً به پای شاهکار قسمت اول نرسید!). — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.