پرش به محتوا
Home » معنی actionable؛ قابلِ اقدام (چیزی که بشود انجامش داد) | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی actionable؛ قابلِ اقدام (چیزی که بشود انجامش داد) | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۹۳۵
یا کاری‌ش کن، یا بی‌خیالش.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Actionable را یاد می‌گیری: «داده‌ای که دستان را به کار می‌اندازد» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۹۳۵ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Actionable»

«actionable» برایِ حرف و شماره‌ای‌ست که می‌شود رویش کار را راه انداخت: «the feedback was specific and actionable». فارسیش: «قابلِ اقدام»، «عملیاتی». داده‌یِ خام که بگه فروش کم شده، «actionable» نیست؛ بگه فروشِ سهشنبۀِ مغزۀِ شمالی بیست‌درصد از هدف عقبه، هست — چون دستِ مدیر را می‌فرستد سرِ کار.

دو شهر دارد. در دفتر: صفتِ قبلِ اسم با «data, insights, feedback, steps, report»؛ بعدِ «make» هم میاد: «make the report actionable» — یعنی آخرش بنویس که چه‌کار، کی، کِی. در حقوق، معنایِ جدّی‌ش: «actionable defamation» یعنی موجِبِ طرحِ دعوایی؛ آنجا «قابلِ پیگرد» ترجمه‌ش‌ه و با لحنِ اداری قاطی‌اش نکن.

ثبت و هشدارِ مد: این واژه تو دهۀِ نود تو جلسه‌ها مثلِ «synergy» ریشه دوئید و کلیشه شد؛ بعضی جاها خندۀِ تمسخر هم می‌گیره، چون بعضی‌ها با گفتنش، به‌جای گفتنِ تکلیف، فقط فضا پُر می‌کنن. بی‌نیازی‌ات را نشان بده: «tell us who does what, by when» همان کاری را می‌کند که «make it actionable» ادعا داره. نردبان: «useful» عمومی‌ه، «practical» به‌شدتِ امکان را می‌گه، «actionable» مختصِ داده و بازخُنده — و مُدِ جلسه‌ها، نه مُدِ زبانِ روزمره.

🗣 تلفظ: «اَک‌شنَبِل» /ˈækʃənəbl̩/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

در جمع‌بندیِ جلسه: «two actionable items, with owners and dates». در مربی‌گری و ترمیمِ کارآموز: «give actionable feedback — not moods». در نگارشِ گزارش: عددِ مقایسه‌ای، نه ستونِ توصیف. اگر مخاطبت غیرمتخصصه، همین را فارسی‌تر بگو: «کاری که از همین فردا شروع می‌شه». تو ایمیلِ شخصی لازم نیست؛ «helpful» همه‌کاره‌ست.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Give me one actionable step.—یک قدمِ قابلِ اجرا بده.A1۱
The note is short but actionable.—یادداشت کوتاهه ولی کاری‌ه.A1۲
Numbers become insights when they name the who.—عدد وقتی «actionable» می‌شه که کی و کجا رو بگه.A2۳
Make the report end with owners and dates.—گزارش رو با صاحبِ کار و موعد تموم کن.A2۴
Before a noun, not after be.—قبل از اسم رایجه؛ «the man is actionable» معنای دیگه‌ای می‌گیره.B1۵
In law: actionable means suing is possible.—در حقوق: «قابلِ پیگرد» — دعوایِ محتمل.B1۶
A meeting jargon with an expiry date.—واژۀِ مُدِ جلسه‌ها که تاریخِ انقضا هم داره؛ بی‌مزه به کارش نبر.B2۷
Plain English sells the same point.—همین را ساده بگو: «چه‌کار، کی، کِی».B2۸
Data is raw; information is sorted; actionable is shaped for hands.—داده خامه، اطلاعات مرتب، «actionable» دست‌گیر — برایِ دست.C1۹
Buzzwords fade; owners and deadlines stay.—مُدها می‌رن، صاحبِ کار و موعد می‌مونن.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ برایِ آدم به کار بردن
غلط: She is very actionable.
درست: Her checklist was actionable.
«actionable» عنِ کار و داده‌ست، نه عنِ آدم؛ برایِ آدم، «efficient» یا «reliable».
❌ فراموشیِ معنایِ حقوقی
غلط: His comment was actionable — meaning rude.
درست: His comment was actionable — meaning legally contestable.
در دادگاه، «actionable» یعنی موجِبِ دعوا؛ با «بی‌ادبانه» یکی نیست.
❌ کلیشه‌یِ زورکی در گفتارِ عادی
غلط: Thanks for the soup — so actionable!
درست: Thanks for the soup — exactly what I needed.
در زندگی، «قابلِ اقدام» گفتن خنده داره؛ همان «useful» کافی‌ه.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

The survey says people are unhappy. Great.
نظرسنجی میگه مردم ناراضیان. عالی، پس چیکار کنیم؟
That is data without hands. Sort it: which day, which shift?
این داده‌یِ بی‌دست‌ه. مرتبش کن: کدوم روز، کدوم شیفت؟
Tuesday night, front desk. Then one fix, one owner.
سه‌شبِ سه‌شنبه، میزِ پذیرش. بعد یه اصلاح، یه صاحب.
Now it is actionable — and shorter than the memo.
الان «actionable» شد — و کوتاه‌تر از یادداشتِ اول.
✍️ تمرین شما: سه جمله از «بازخوردِ مبهم» به «بازخوردِ actionable» برگردون: «the design is off» را با بندِ «change X, ship by Y» عوض کن؛ برایِ دو تای دیگه خودت سناریو بساز. بعد یک خط «actionable» حقوقی بخوان («the post was actionable as defamation») و یادداشت کن معنی کجا سنگین می‌شه. چکِ آخر: در هیچ جمله، «actionable person» ننویس — آدم «قابل‌اقدام» نمی‌شه؛ کار و داده می‌شن.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «actionable feedback» یعنی؟
۲. معنایِ حقوقی‌اش چیه؟
۳. کدام ترکیب رایجه؟
۴. جایگزینِ ساده در فارسیِ روزمره؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 چرا بعضی‌ها مسخره‌اش می‌کنن؟
چون در بعضی جلسه‌ها، «actionable» به‌جای خودِ اقدام به کار می‌ره — واژه‌ای که جایِ کار رو پر می‌کنه، مستهجن می‌شه.
🔹 در مقاله‌یِ رسمی چطور؟
میاد، ولی یک‌بار و دقیق؛ بعدی‌ها را با «specific, with owners and dates» بنویس.
🔹 اسمش هم هست؟
«actionability» در ترجمه‌هایِ ماشینی و متونِ شرکتی دیده می‌شه؛ معیارش نگارشِ تمیز نیست.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Actionable را یادت بماند: actionable یعنی آن‌قدر روشن و کاری که بشود رویش اقدام کرد: داده، بازخورد، بینش؛ واژۀِ پرطرفدارِ جلسه‌های مدیریتی و هشدارِ کلیشه‌شدنش؛ معنایِ دومش در حقوق، قابلِ پیگرد؛ فرقش با useful و practical؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید