Cushy
صفت عامیانه و بسیار جذاب «Cushy» به معنی «کار یا شرایط فوقالعاده راحت، بیدردسر، پردرآمد و بیدغدغه» است (معادل خودمانی در فارسی: کار راحت و لقمهآماده / هلو برو تو گلو / کار تر و تمیز و بیزحمت). پرکاربردترین ترکیب آن «a cushy job» یا «a cushy life» است؛ شغلی که زحمت فیزیکی یا استرس کمی دارد اما حقوق و مزایای عالی نصیب فرد میکند.
ریشه تاریخی شگفتانگیز: این واژه در دوران استعمار بریتانیا در هند از کلمه فارسی و اردو «خوشی» (Khush / Khushi به معنی راحتی و لذت) وارد زبان انگلیسی شد و ملوانان بریتانیایی آن را به cushy تبدیل کردند!
معنی cushy — صفت عامیانه و بسیار جذاب «Cushy» به معنی «کار یا شرایط فوقالعاده راحت، بیدردسر، پردرآمد و بیدغدغه» است (معادل خودمانی در فارسی: کار راحت و لقمهآماده / هلو برو تو گلو / کار تر و تمیز و بیزحمت). پرکاربردترین ترکیب آن «a cushy job» یا «a cushy life» است؛ شغلی که زحمت فیزیکی یا استرس کمی دارد اما حقوق و مزایای عالی نصیب فرد میکند.
ریشه تاریخی شگفتانگیز: این واژه در دوران استعمار بریتانیا در هند از کلمه فارسی و اردو «خوشی» (Khush / Khushi به معنی راحتی و لذت) وارد زبان انگلیسی شد و ملوانان بریتانیایی آن را به cushy تبدیل کردند! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۶۳ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ Cushy
صفت عامیانه و بسیار جذاب «Cushy» به معنی «کار یا شرایط فوقالعاده راحت، بیدردسر، پردرآمد و بیدغدغه» است (معادل خودمانی در فارسی: کار راحت و لقمهآماده / هلو برو تو گلو / کار تر و تمیز و بیزحمت). پرکاربردترین ترکیب آن «a cushy job» یا «a cushy life» است؛ شغلی که زحمت فیزیکی یا استرس کمی دارد اما حقوق و مزایای عالی نصیب فرد میکند.
ریشه تاریخی شگفتانگیز: این واژه در دوران استعمار بریتانیا در هند از کلمه فارسی و اردو «خوشی» (Khush / Khushi به معنی راحتی و لذت) وارد زبان انگلیسی شد و ملوانان بریتانیایی آن را به cushy تبدیل کردند!
🔊 تلفظ واقعی: «کوشی» /ˈkʊʃi/ — با صدای کوتاه /ʊ/ (شبیه کلمه push).
🎯 کاربرد و لحن
برای توصیف مشاغل دفتری راحت با حقوق بالا: He landed a cushy government job with great pension benefits (او یک شغل دولتی راحت و بیدردسر با حقوق بازنشستگی عالی گیر آورد).
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | He has a cushy job where he mostly surfs the internet. | او یک شغل راحت و بیدردسر داره که بیشتر وقتش رو تو اینترنت میچرخه. |
| A1 | After years of manual labor, he finally found a cushy desk position. | بعد از سالها کار یدی و سخت، بالأخره یک پست پشتمیزی راحت و بیزحمت پیدا کرد. |
| A2 | Living in a luxury condo with all expenses paid is a pretty cushy setup. | زندگی در یک آپارتمان لوکس با پرداخت تمام مخارج، شرایط فوقالعاده راحت و بیدغدغهایه. |
| A2 | Don’t complain about your job; you have it pretty cushy compared to others. | از کارت شکایت نکن؛ در مقایسه با بقیه شرایطت خیلی راحت و هلو برو تو گلوئه. |
| B1 | Politicians often retire into cushy advisory roles at major corporations. | سیاستمداران اغلب پس از بازنشستگی به مشاغل مشاورهای راحت و پردرآمد در شرکتهای بزرگ میروند. |
| B1 | She gave up her cushy corporate salary to launch a challenging social nonprofit. | او حقوق پردرآمد و بیدردسر شرکتیاش را رها کرد تا یک سازمان خیریه چالشبرانگیز راه بیندازد. |
| B2 | While frontline workers endured extreme conditions, senior executives enjoyed cushy remote arrangements. | در حالی که کارگران خط مقدم شرایط سختی را تحمل میکردند، مدیران ارشد از دورکاری راحت و بیدغدغه لذت میبردند. |
| B2 | The diplomat’s offspring secured a cushy sinecure through influential family connections. | فرزند دیپلمات از طریق روابط پرنفوذ خانوادگی به یک شغل تشریفاتی پردرآمد و بیزحمت دست یافت. |
| C1 | Entrenched bureaucrats fiercely defend their cushy tenured positions against administrative reforms. | بوروکراتهای جاافتاده با سرسختی از سمتهای مادامالعمر راحت و پرمزایای خود در برابر اصلاحات دفاع میکنند. |
| C1 | Venture funding insulated the early startup team in a remarkably cushy operating environment. | سرمایهگذاری ریسکپذیر، تیم اولیه استارتاپ را در یک محیط کاری فوقالعاده مرفه و بدون دغدغه مالی حفظ کرد. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: اشتباه گرفتن با cushion
✅ درست: cushion اسم است به معنی کوسن و بالشتک مبل؛ اما cushy صفت است به معنی شرایط یا شغل راحت و بیدردسر.
💡 نکته: تفاوت اسم و صفت را رعایت کنید.
❌ اشتباه رایج: تلفظ اشتباه با صدای ‘او’ کشیده
✅ درست: تلفظ با /ʊ/ کوتاه است مانند push (نه کووشی با او کشیده).
💡 نکته: تلفظ: /ˈkʊʃi/
❌ اشتباه رایج: استفاده برای توصیف سختی کار
✅ درست: cushy همیشه نشاندهنده آسانی، راحتی و کمزحمت بودن است و هرگز برای کارهای سخت گفته نمیشود.
💡 نکته: به کاربرد و مفهوم دقیق در بافت جمله توجه کنید.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: I heard Michael got hired as a senior tech consultant.
شنیدم مایکل به عنوان مشاور ارشد فناوری استخدام شده.
B: Oh yeah, it’s the ultimate cushy gig! He only works ten hours a week from home.
اوه آره، تهِ کار راحت و بیدردسره! هفتهای فقط ده ساعت از خونه کار میکنه.
A: And the pay?
حقوقش چطوره؟
B: Six figures plus full health coverage. Talk about hitting the jackpot!
ششرقمی (بالای صد هزار دلار) با بیمه کامل درمان. واقعاً زد به هدف!
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
ریشه واژه cushy از چه زبانی است؟
ریشه آن از کلمه فارسی و هندی «خوشی» (Khush) به معنی شادی، راحتی و آسایش است که وارد انگلیسی بریتانیایی شد.
اصطلاح a cushy number یعنی چه؟
در انگلیسی بریتانیایی دقیقاً مترادف a cushy job است و به شغل بسیار راحت و پردرآمد اشاره دارد.
آیا cushy لحن منفی دارد؟
میتواند حاوی اندکی حسادت شوخطبعانه باشد، اما کلمهای بسیار جذاب، خودمانی و رایج در گفتوگوهای روزمره است.
🎯 جمعبندی درس ۶۳
Cushy
صفت عامیانه و بسیار جذاب «Cushy» به معنی «کار یا شرایط فوقالعاده راحت، بیدردسر، پردرآمد و بیدغدغه» است (معادل خودمانی در فارسی: کار راحت و لقمهآماده / هلو برو تو گلو / کار تر و تمیز و بیزحمت). پرکاربردترین ترکیب آن «a cushy job» یا «a cushy life» است؛ شغلی که زحمت فیزیکی یا استرس کمی دارد اما حقوق و مزایای عالی نصیب فرد میکند.
ریشه تاریخی شگفتانگیز: این واژه در دوران استعمار بریتانیا در هند از کلمه فارسی و اردو «خوشی» (Khush / Khushi به معنی راحتی و لذت) وارد زبان انگلیسی شد و ملوانان بریتانیایی آن را به cushy تبدیل کردند! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.