در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Elbow Grease را یاد میگیری: «تمیزکاریِ زوریِ دست — صابونِ اصلی، هیچ ابزارِ نوتر از آرنج» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۹۱۳ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «Elbow Grease»
«elbow grease» یعنی «چربیِ آرنج» — لقبِ طنزآمیز برایِ مالیدنِ سختِ دستی، بدونِ ابزارِ نو و مادهیِ شیمیایی: «a little elbow grease and it shines again». فارسیش: «به زورِ بازو»، «کفِ دست رو به سنگ مالیدن». تصویرش از روزگارِ بیواکس است: پارچه و چوب را با سایشِ آستین و آرنج براق میکردند و همان «چربیِ طبیعیِ پوست»، نامِ اصطلاح شد؛ پس این تعبیر، شوخیِ سهصدسالهایست که میگوید تنها «محلولِ» مؤثر، بازویِ خودت است.
گرامرش دو قفل دارد. یک: اسمِ بیشمارشه — «some elbow grease»، «a lot of elbow grease»؛ «an elbow grease» و «elbow greases» هیچجا درست نیستن. دو: اسم میمونه، فعل نمیشه: «elbow grease the floor» غلطه؛ فعلِ واقعی «scrub»ه و اصطلاح تو عبارتِ کمکی میاد: «use/apply/put in some elbow grease». همنشینهایِ معنایی را سرِ جا بشناس: «scrub» کندنِ لکه با سایشه، «polish» براقکردن (دستی یا با ماشین)، «buff» پرداختِ نهاییه — و «elbow grease» چترِ همۀِ اینهاست رویِ بخشِ زورِ بازوییشان.
لحنش حالتِ تبلیغیِ خودمانی دارد، نه اصطلاحِ فنی: سرکارگر که میگوید «hard work and elbow grease» یعنی هیچ ترفند و گجتی در کار نیست. در دنیایِ اسپریها و رباتها، به کار بردنش یه موضعگیریه — تمجیدِ کارِ دستی در برابرِ فرهنگِ ابزار. در آگهیهایِ کارِ قدیمی هم دیده میشه: «elbow grease required» یعنی انتظارِ دفترِ خنک رو نداشته باش. اگر لحنِ تمسخر لازم شد، همون «زورِ بازو» مؤدبانهتر از فحش است و بامزهتر از سرزنش.
کاربرد و لحن
وقتی صاحبخانه قولِ «deep clean» میدهد و تو میدونی یعنی مالیدنِ دستی با «elbow grease». برایِ زنگِ پارکینگ، درزِ کاشیِ حمّام، قابلمۀِ سوخته و سنبلهیِ چوب — سه موردِ کلاسیکش. به بچهها که میخواهی مسئولیتِ دوچرخهشان را یاد بدهی: «your bike needs some elbow grease». در فرومهایِ دستسازباش، «before buying a machine, try a little elbow grease» حکمِ ضربالمثل را میخواند.
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
Elbow Grease را یادت بماند: elbow grease یعنی همان مالیدنِ سختِ دستی که هیچ اسپریای جایش را نمیگیرد؛ لقبِ سهقرنیِ چربیِ آرنج برایِ کارِ یدی؛ چرا جمع نمیگیره، با چه فعلهایی میاد و فرقش با scrub و polish چیه؛ ده مثالِ سطحبندیشده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها