پرش به محتوا
Home » معنی To get the edge on someone؛ یک دست بالاتر از کسی | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی To get the edge on someone؛ یک دست بالاتر از کسی | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۷۴۵
در رقابت‌های نفس‌گیر، برنده کسی نیست که دو برابر کار می‌کند؛ کسی‌ست که یک لبه جلوتر است — همان edge. To get the edge on someone یعنی همین لبه‌ی باریک را به دست آوردن: زودتر بیدار شدن، دقیق‌تر خواندن، سریع‌تر فرستادن.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To get the edge on someone را یاد می‌گیری: «get the edge on» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۷۴۵ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To get the edge on someone»

edge یعنی «لبه»؛ لبه‌ی چاقو برنده است چون فقط چند میکرون جابه‌جا می‌شود. در رقابت هم برتریِ کوچک را edge می‌گویند: get the edge on (یا over) somebody یعنی یک قدم/یک لبه جلو افتادن. توجه کن که این برتری، غالباً ظریف است — نه دوچندان، بلکه ۵ درصدِ سرنوشت‌ساز.

در کسب‌وکارِ انگلیسی‌زبان پرانقلاب است: pricing edge، speed edge، information edge. فعل‌های هم‌خانواده‌اش: gain the edge، keep the edge، lose the edge. حروفِ اضافه‌اش هم یادداشت شود: edge on somebody (رقیبِ مشخص) و edge over (معمولاً بینِ گروه‌ها) — هر دو درست‌اند؛ the را نیانداز که «an edge» با a هم بسیار رایج است.

مترادف‌ها: an advantage (خنثی و کلی)، a leg up (کمکِ صعودگونه، عامیانه)، a head start (شروعِ زودتر، از مسابقه). فرق: edge همیشه حسِ بُرندگیِ ظریف دارد؛ advantage فقط برتری است.

🗣 تلفظ: «گِت دی اِج آن سام‌وَن» — edge تک‌هجاست با j نرم: اِج.

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

از رختکن و میزِ مذاکره تا بحث‌های سرمایه‌گذاری؛ نیمه‌رسمی‌ست و در گزارشِ مدیریتی هم جا دارد. جمله‌های کلیددار: speed gives us an edge؛ small data gave them the edge. اگر منظورت «یکم» برتری است، حتماً little را اضافه کن: a slight edge.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Speaking two languages gets you the edge on other candidates.—دوزبانه‌بودن، یه دست بالاترت می‌ذاره از بقیه‌ی متقاضیا.A1۱
Their faster shipping gave them the edge over the rival store.—ارسالِ سریع‌تر، نسبت به رقبا جلو انداختشون.A1۲
He gains the edge by sleeping at five.—پنج بیدار شدن، لبه‌ی بردن رو بهش می‌ده.A2۳
Do not lose the edge you worked a year for in one careless email.—لبه‌ای که یک سال براش کار کردی رو تو یه ایمیل بی‌دقت از دست نده.A2۴
The slight edge went to the team that tested first.—اون لبه‌ی اندک، تیمی بود که زودتر تست کرد.B1۵
Price is competition; speed is the edge.—قیمت، رقابت رو می‌چرخونه؛ سرعت، لبه‌ی بردنه.B1۶
A head start is not an edge unless you keep it.—جلو‌زدنِ اولِ مسابقه، تا وقتی نگهش نداری لبه نیست.B2۷
The startup’s real moat is a tiny, compounding edge.—خندقِ واقعیِ این استارتاپ، همون لبه‌ی ریزیه که هر روز تیزتر می‌شه.B2۸
Markets punish the slow and reward the early — that is where edges live.—بازار کندا رو تنبیه می‌کنه و زودرس‌ها رو پاداش؛ لبه همینه.C1۹
Reputation gives an edge that no budget can buy out.—اعتبار، لبه‌ای‌ه که هیچ بودجه‌ای نمی‌خرتش.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ حرفِ تعریفِ حذفی
غلط: It gave me edge on them.
درست: It gave me the edge / an edge on them.
edge در این معنا شمارشیه؛ a/the لازم داره.
❌ بزرگ‌نماییِ معنی
غلط: the edge = برتریِ کامل
درست: لبه، برتریِ اندک و سرنوشت‌سازه.
اگر شکافِ عظیم است، overwhelming advantage را بگو.
❌ جاانداختنِ someone
غلط: get the edge (بدون رقیب)
درست: get the edge on the competition.
معمولاً رقیب ذکر می‌شود؛ خودِ تصویر «به‌سمتِ کسی» جلو افتادن است.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

A: Both products cost the same.
قیمت هر دو محصول یکیه.
B: Then ship in half the days — there is your edge.
پس نصف زمانِ رقبا تحویل بده؛ لبه‌ات همینه.
A: And if they copy the speed?
اگه سرعتو کپی کردن چی؟
B: Then you sharpen again. The edge is not a thing you own.
اون‌وقتی دوباره تیزش می‌کنی. لبه، چیزی نیست که مالِ تو بمونه.
✍️ تمرین شما: سه جمله بنویس که در آن‌ها یک عادتِ کوچک روزانه‌ات به‌عنوان «edge» توصیف شده باشد (gain/keep/lose را یکی‌یکی امتحان کن).

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. To get the edge on someone یعنی؟
۲. کدام پیش‌نیاز درست است؟
۳. edge چه اندازه برتری است؟
۴. «برتریِ شروع» کدام است؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 edge یا advantage؟
advantage کلی است؛ edge باریک‌تر، تیزتر و رقابتی‌تر. در جملهٔ کسب‌وکاری، edge حرفه‌ای‌تر به نظر می‌آید.
🔹 a slight edge یعنی؟
«یه ذره برتری» — همان لبه‌ی ظریف؛ در نظرسنجی‌ها زیادش می‌بینی: leading by a slight edge.
🔹 پیش‌نیاز on یا over؟
هر دو؛ on وقتی رقیبِ مشخص داری، over وقتی گروهی. هر دو طبیعی‌اند.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To get the edge on someone را یادت بماند: معنی to get the edge on someone در انگلیسی؛ به‌دست‌آوردنِ برتریِ ظریف نسبت به رقیب. کاربرد، مثال‌ها و آزمون کوتاه. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید