پرش به محتوا
Home » معنی To get worked up about؛ به‌خاطر یک موضوع داغ شدن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی To get worked up about؛ به‌خاطر یک موضوع داغ شدن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۷۳۴
ترافیک، صف نانوایی، یک کامنت در شبکه‌های اجتماعی — بعضی‌ها در سه ثانیه از صفر به صد می‌رسند. get worked up دقیقاً همان داغ‌شدنِ ناگهانی است: Do not get worked up about it, really.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To get worked up about را یاد می‌گیری: «get worked up» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۷۳۴ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To get worked up about»

work somebody up یعنی کسی را آشفته/برانگیخته کردن؛ get worked up شکلِ «تو»ی همان ماجراست: آشفته شدن، از کوره به‌در رفتن یا از شدت استرس بالا آوردن. با about می‌آید و بعدش موضوع: worked up about the results. اگر فاعلِ آدم باشد و مفعول داشته باشد، طرف مقابلت را work up می‌کنی: The coach got the crowd worked up.

هم عصبانیت است هم اضطراب؛ از لحن و جملهٔ قبلش می‌فهمی کدام‌شان است — که این انعطاف، رازِ محبوبیتش است. بیشتر در جمله‌های آرام‌سازی می‌آید (No need to get worked up؛ Calm down, do not get so worked up)؛ یعنی کاربردِ اصلی‌اش فرو‌نشاندنِ آتش است، نه روشن‌کردنش.

مترادف‌ها: upset، agitated (رسمی‌تر)، all fired up (این یکی مثبت‌تر است: شورِ انگیزشی، نه عصبانیت). آرام‌ترین معادل عامیانه: Do not work yourself up over it.

🗣 تلفظ: «گِت وِرکت اَپ» /ɡɛt ˈwɜːrkt ˈʌp/ — در گفتار سریع: گِ‌وِرکَداپ.

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

هر جا کسی دارد بی‌دلیل خودش را می‌سوزاند: بین رفقا، خانواده، گاهی همکار. جملهٔ Don’t get so worked up به خودت هم مجاز است؛ وقتی حس می‌کنی داری داغ می‌شوی، اسمِ حالت را صدا کن تا خنک‌تر برمی‌گردی.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Do not get worked up about the score.—سرِ امتیاز داغ نکن.A1۱
He gets worked up before every interview.—قبل هر مصاحبه استرسیم می‌گیره.A1۲
The comments section got everyone worked up.—بخش کامنت‌ها همه رو به هم ریخت.A2۳
She was worked up about the parking ticket.—سرِ جریمهٔ پارکینگ حسابی کلافه بود.A2۴
No need to get worked up — we still have time.—لازم نیست استرس بگیری، وقت داریم.B1۵
Traffic is traffic; getting worked up changes nothing.—ترافیک همینه که هست؛ داغ کردن هیچی رو عوض نمی‌کنه.B1۶
I apologize for getting worked up last night.—بابت دیشب که یه کم از کوره در رفتم عذر می‌خوام.B2۷
Getting worked up about rumors is how rumors win.—عصبانی‌شدن سرِ شایعه، همون چیزیه که شایعه رو برنده می‌کنه.B2۸
The coach got the crowd worked up in one minute.—مربی تو یه دقیقه سالن رو به آتیش کشید.C1۹
Investors who get worked up about headlines usually sell at the worst time.—سرمایه‌گذاری که سرِ تیترها داغ می‌کنه، معمولاً تو بدترین زمان می‌فروشه.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ ساختارِ شکسته
غلط: He gets work up easily.
درست: He gets worked up easily.
اسمِ مفعولیِ عمل لازم است: worked، نه work.
❌ پیش‌نیازِ اشتباه
غلط: worked up on it
درست: worked up about it
موضوع با about می‌آید؛ for/on نه.
❌ فرستادنش به آتشِ طرفِ مقابل
غلط: در ایمیل مشتری: Do not get worked up.
درست: Please let me clarify.
به مشتری گفتنِ «داغ نکن» یعنی ریختن بنزین.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

A: The seating chart is a disaster!
چیدمان میزهای مراسم فاجعه‌ست!
B: It is six names on one table, relax.
شش اسم یه میزه، ولش کن.
A: But my aunt and his cousin…
ولی خاله من و پسرعموش…
B: Do not get so worked up — worst case, they swap seats.
انقدر داغ نکن؛ بدترین حالت صندلی عوض می‌کنن.
✍️ تمرین شما: برای رفیقی که سرِ یک حرفِ بی‌اهمیت در گروه به‌هم ریخته، دو خط آرام‌سازی بنویس با get worked up.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. Do not get worked up یعنی؟
۲. کدام جمله درست است؟
۳. کدام‌جا معنی مثبت می‌گیرد؟
۴. کاربردِ اصلی این عبارت در مکالمه چیست؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 انگیزشی هم می‌شود؟
آری ولی با رنگِ دیگر؛ all fired up یعنی پرانرژی و مشتاق. worked up خالص معمولاً تنش/عصبانیت است.
🔹 فرقش با angry چیست؟
angry نتیجه است؛ worked up کلِ هیاهوی بالاآمده‌ی قبل و حینش را توصیف می‌کند — معمولاً موقتی‌تر و قابل‌خاموش‌شدن.
🔹 خودم به خودم بگویم؟
حتی بهتر هم هست: I am getting worked up over nothing — first step همان اسم‌گذاشتن است.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To get worked up about را یادت بماند: معنی to get worked up about در انگلیسی؛ وقتی از کوره در می‌روی یا نگرانی تبدیل به هیجانِ عصبی می‌شود. کاربرد، مثال‌ها و آزمون کوتاه. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید