در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی A Junkie را یاد میگیری: «از واژهیِ سنگینِ اعتیاد تا بزرگنماییِ قهوه و سریال» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۹۱۹ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «A Junkie»
«junkie» در معنایِ اصلی، آدمِ در بندِ مواده — واژهای کوچهای و سنگین. ریشهاش از «junk» به معنای کالایِ دستدوم و بیارزش میاد؛ پس بارِ تحقیرِ تاریخش تو خودِ صدا هست. در گفتوگویِ جدّیِ اعتیاد، ادبِ زبانی چیزِ دیگهایست: «a person with an addiction» — انسانی اول، بیماری بعد؛ «junkie» برچسبِ فیلمهایِ پلیسی و زردنامههاست و آدم را به بیماریاش تقلیل میده. با این همه، تو زبانِ خودمانیِ روزمره، همین لقب رویِ سرگرمیهایِ بیخطر سوار شده — و بزرگنمایی، کلِ شوخیه.
گرامرش: اسمِ شمارشپذیر با «a»: «a coffee junkie»، «total junkies». شکلِ استعارهای معمولاً قبلِ اسم میاد («a gym junkie») یا با «for»: «he is a junkie for old movies». «addicted to» عبارتِ جدّی و بیشوخیه؛ «junkie» نسخهیِ عامیانه و پرخطرترِ همین حسّاسیت. وقتی برایِ سرگرمی به کارش میبری، صفتِ تأکید میخواد تا بزرگنمایی خوانده بشه: «a serious chocolate junkie» — «serious» همان چراغِ سبزِ شوخیه.
رویِ نردبانِ «علاقهیِ زیاده»: «-holic» (مثلِ «chocoholic») خانگی و بیآزاره؛ «addict» خنثی و عامهپسند («a reality-TV addict»)؛ «junkie» خودمانیتر و تیغدارتر؛ و «addicted to» جدّی و بیشوخی. قانونِ طنز: استعاره فقط وقتی میخندونه که «اعتیاد» مشخصاً پیشپاافتاده باشه — قهوه، سریال، خریدِ آنلاین. اگر سوژه، دردِ واقعیِ کسی باشه، شوخی برمیگرده تو صورتِ گوینده. و همیشه از بیرونِ آینه نگاه کن: برچسب زدن به خودِ آدم («تو junkieای») با شوخی از زبانِ خودِ آدم («من junkie قهوهام») زمین تا آسمون فرق داره.
کاربرد و لحن
برایِ خودت، با خنده: «I'm such a coffee junkie by noon». بیوگرافیِ شبکههایِ اجتماعی پر شده از «travel junkie» و «sneaker junkie» — خودبرچسبیِ مجازِ همین دوره. برایِ هوسِ یک سرگرمی با «for»: «a junkie for thrillers». در بارۀِ آدمِ واقعیِ درگیرِ اعتیاد، هرگز این را به کار نبر؛ واژۀِ محترمانه را بردار و جمله را با «person» شروع کن. در متنِ علمی و نامۀِ درمانی، اصلاً بیجاست.
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
A Junkie را یادت بماند: junkie برایِ اعتیادِ جدّی، واژهیِ کوچهای و برچسبداره؛ ولی در گفتارِ خودمانی به هر علاقهیِ وسوسهانگیز میچسبه: a coffee junkie، a travel junkie؛ چرا شمارشپذیره، چرا برایِ آدم بیادبانهست و کجای نردبانِ -holic و addict قرار میگیره؛ ده مثالِ سطحبندیشده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها