پرش به محتوا
Home » معنی take up؛ بلعیدنِ وقت و جا، یا شروعِ عادتِ جدید | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی take up؛ بلعیدنِ وقت و جا، یا شروعِ عادتِ جدید | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۱۱
یک فعل، دو صحنه: این مبل نصفِ اتاق را بلعیده؛ آن آدم از دو ماه پیش پیانو زده است.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Take Up: Time vs Hobby را یاد می‌گیری: «دو معنای take up: وقت یا جا گرفتن، و شروعِ فعالیت جدید» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۸۱۱ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Take Up: Time vs Hobby»

معنایِ اول: اشغال کردن. وقتی چیزی وقتِ تو را می‌خورد یا جایت را می‌گیرد: «the new desk takes up half the room». ذرۀ up اینجا رنگِ تمامیت می‌دهد — نیمیِ وقت نه، کلش؛ یک گوشه نه، تمامِ دیوار. برایِ طولِ مدت، take تنها هم درست و ساده‌تر است — «the meeting takes two hours» — ولی همان حرفه با ذره بارِ گله دارد: «takes up a lot of my time».: دارد می‌گوید این کار بیش ازِ سزایش وقت می‌گیرد.

معنایِ دوم: شروع کردنِ چیزی تازه، آن‌طور که به زندگی‌ات وارد شود. «I have taken up running» یعنی دویده‌دویده به جمعِ دوندگان اضافه شده‌ام؛ زمانِ عالی اینجا محبوب است چون خبرِ تغییرِ تازۀ زندگی است، و گذشته‌ی ساده وقتی که زمان را می‌گویی: «I took it up last March». خانواده‌ی رسمی‌ترش هم هست: «take up a post» یعنی سرِ کارِ جدید رفتن، و «take up the challenge» یعنی دعوت به مبارزه را قبول کردن.

تابلویِ دو‌رویِ این درس یک قانونِ ظریف دارد: مفعولِ «شروع» هرگز با with نمی‌آید؛ آن با کسی است که همنشینش می‌شوی — درسِ قبلی. و دو قِطاری که بهتر است با هم حفظ شوند: take up در برابرِ give up؛ یکی واردِ زندگی می‌کند، دیگری بیرونش می‌کند — «he took up chess, then gave it up» — تا این جفت را یاد بگیری، نصفِ مسیرِ کلمه‌سازی را آمده‌ای.

🗣 تلفظ: «تِیک آپ تایم» /teɪk ʌp taɪm/ — «تِیک آپ یوگا» /teɪk ʌp ˈjəʊɡə/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

برایِ گله از وقت‌گیر بودنِ چیزی، ذره را نگه دار: «this form takes up my whole evening». برایِ اعلامِ عادتِ تازه، زمانِ عالی طبیعی‌ترین الگوست: «I have taken up running».؛ برایِ داستانِ گذشته، ساده. در ایمیلِ رسمیِ شروعِ شغل: «I take up my new role on Monday» — همان «سرِ کار رفتن» با وقار. و وقتی فقط مدت را می‌گویی، up را ول کن و take تنها بنویس.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

The old piano takes up the whole wall.—پیونوی قدیمی کل دیوارو گرفته.A1۱
How much time will the form take up?—این فرم چقدر وقتتو می‌خوره؟A1۲
I’ve taken up cycling this month.—این ماه دوچرخه‌سواریو شروع کردم.A2۳
She took up her new post in March.—پارسال فروردین سرِ کارِ جدیدش رفت.A2۴
If it fills the room or the week, take up fits.—هر چی اتاقو یا هفته رو پُر کنه، take up مالشه.B1۵
Take up starts a hobby; give up closes it.—یهیش عادتو شروع میکنه؛ دیگری تمومش میکنه.B1۶
The meeting took two hours — no up, just maths.—جلسه دو ساعت طول کشید؛ اینجا عدد مهمه، ذره لازم نیست.B2۷
“He took up the challenge” means he accepted it, not dated it.—یعنی قبولِ چالش؛ نه شروعِ یه قرارِ عاشقانه.B2۸
Up does double duty: totality in occupy, first step in begin.—این ذره دو شیفته: پُر‌کردن تو «اشغال»، قدمِ اول تو «شروع».C1۹
Every January we take up what last November gave up.—هر دی یعنی شروعِ دوبارهٔ همان چیزهایی که آذر ولشان کردیم؛ take up و give up هم با هم دور می‌زنن.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ کشیدنِ with برایِ شروعِ عادت
غلط: He has taken up with chess.
درست: He has taken up chess.
«با شطرنج رفیق شد» نمی‌گوییم؛ برایِ شروعِ فعالیت، «with» ممنوع — آن برایِ آدم‌هاست.
❌ گذاشتنِ up کنارِ مدتِ خالی
غلط: The film took up two hours.
درست: The film took two hours.
وقتی عددِ مدت می‌آید، فعلِ تنها و دقیق است؛ ذره برایِ حسِ اشغال است نه شمارش.
❌ جفت‌کردنِ take up با give on
غلط: I took up yoga and gave it on.
درست: I took up yoga and gave it up.
حریفِ take up فقط give up است؛ «on» اینجا ساختهٔ ذهن است.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

That bookshelf takes up my entire wall!
اون کتابخونه کل دیوارِ منو بلعیده!
Small price for the shelf life of the hobby on it.
بهای کمیه برای عمرِ فعالیتی که رو قفسه‌هاست.
Fair — I’ve taken up reading again, so the wall earns its rent.
درسته؛ من دوباره شروع کردم به خوندن، پس دیوار کرایهشو درمیاره.
And the old desk? It took up three hours of glue yesterday.
میزِ قدیمی‌چی؟ دیروز سه ساعت چسب‌کاری گرفت از من.
✍️ تمرین شما: چهار جمله، همین الان، دربارهٔ خانهٔ خودت: دو چیز بگو که فضا گرفته‌اند، با «take up»؛ و دو فعالیت که تازه شروعشان می‌کنی، با «would take up». بعد ضبط کن و چک کن کجاها با اشتباه، «with» می‌فرستی سراغِ عادت‌هایت.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. در کدام گزینه take up یعنی «اشغال»؟
۲. متضادِ «take up a hobby» کدام است؟
۳. چرا «she has taken up with tennis» غلط است؟
۴. «take up a post» یعنی چه؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 فرقش با «start» چیست؟
«start» خنثی است؛ «take up» بارِ «تازگیِ عادت» دارد — چیزی که به سبکِ زندگی اضافه شده. برایِ شروعِ کسب‌وکار هم این ساختار درست نیست؛ آنجا «set up».
🔹 برایِ گفتنِ مدت، چرا همان «takes two hours» کافی است؟
وقتی فقط عدد می‌گویی، اشغال در کار نیست؛ شمارش است. ذره «up» وقتی می‌آید که بخواهی سنگینیِ گرفتنِ وقت را حس کنی: «takes up my whole evening».
🔹 take on با take up چه فرقی دارد؟
«take on» بارِ مسئولیت را می‌گیرد — «took on two new projects» — و «take up»، عادت یا اشغال. برایِ شغل هم هست: «take on staff» یعنی استخدام کردن.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Take Up: Time vs Hobby را یادت بماند: take up دو صورتِ پرتکرار دارد: اشغالِ وقت و فضا — «this desk takes up the corner» — و شروعِ عادت یا سمت — «she has taken up yoga». تفاوتِ زمان‌ها، تقابل با give up، ده مثالِ سطح‌بندی‌شده و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید