پرش به محتوا
Home » معنی to feign something؛ وانمود کردن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی to feign something؛ وانمود کردن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای
to feign something

Feign یعنی وانمود می‌کنی. حال‌ات خوب است اما مریض نشان می‌دهی. علاقه نداری ولی لبخند می‌زنی.

معنی to feign something — Feign یعنی وانمود می‌کنی. حال‌ات خوب است اما مریض نشان می‌دهی. علاقه نداری ولی لبخند می‌زنی. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس 509 از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ to feign something

یعنی یک حس یا حالت را نشان می‌دهی که واقعاً نیست. مهمانی نمی‌خواهی بروی، پس کمی ناله می‌کنی. عصبانی نیستی، ولی اخم می‌کنی تا طرف کوتاه بیاید. دروغ بزرگ و داستان‌سازی نیست؛ یک نمایش کوتاه است.

می‌گویی feign interest یا feign illness. گذشته: she feigned surprise. اسم: a feigned smile.

مترادف‌ها: pretend، fake، put on. Pretend ساده‌تر و خودمانی‌تر است. Fake کمی تندتر است. Feign کمی رسمی‌تر شنیده می‌شود.

🔊 تلفظ واقعی: «تو فِین سامثینگ» /tə feɪn ˈsʌmθɪŋ/ — feign فِین مثل rain. g خوانده نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

مهمانی، اداره، شوخی. نامه: he pretended to be ill. گفتار: She feigned surprise. Do not feign interest.

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 She feigned surprise. وانمود کرد تعجب کرده.
A1 He feigned illness. وانمود کرد مریض است.
A2 Do not feign interest. علاقه الکی نشان نده.
A2 I feigned a smile. لبخند الکی زدم.
B1 They feigned sleep when dad came in. وقتی بابا آمد، خود را به خواب زدند.
B1 She feigned confidence in the meeting. در جلسه اعتمادبه‌نفس نشان داد، ولی نداشت.
B2 I was not angry. I only looked angry. عصبانی نبودم. فقط عصبانی نشان دادم.
B2 If you fake a headache too often, nobody believes you. اگر زیاد سر درد الکی بگیری، کسی باورت نمی‌کند.
C1 In a report write he pretended to be ill. Feign is a bit formal. در گزارش بنویس تظاهر کرد مریض است. Feign کمی رسمی است.
C1 If you feign agreement and then vote no, trust goes. اگر موافقت نشان بدهی و بعد رأی نه بدهی، اعتماد می‌رود.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: معنی فقط جعل مدرک در بنر معنی
✅ درست: این‌جا بیشتر حس و حالت است، نه پاسپورت تقلبی.
💡 نکته: وانمود کردن.
❌ اشتباه رایج: تلفظ با g مثل go
✅ درست: g خوانده نمی‌شود: فِین.
💡 نکته: مثل rain.
❌ اشتباه رایج: در پیامک به دوست
✅ درست: آنجا I pretended. Feign کمی سنگین است.
💡 نکته: لحن را بسنج.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: Why did she leave early?
چرا زود رفت؟
B: She feigned a headache.
وانمود کرد سرش درد می‌کند.
A: Again?
باز؟
B: Yes. She hates these parties.
بله. از این مهمانی‌ها بدش می‌آید.
🏋️ تمرین عملی امروز: یک بار که خودت یا کسی feign کرد را در یک جمله بنویس؛ دروغ بزرگ نساز.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید. روی هر گزینه کلیک کنید همان لحظه پاسخ درست نمایش داده می‌شود.

1) To feign یعنی چه؟

2) کدام جمله طبیعی است؟

3) تلفظ feign کدام است؟

4) لحن معمولاً چیست؟

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

با pretend چه فرقی دارد؟

نزدیک‌اند. Pretend ساده‌تر است. Feign کمی رسمی‌تر.
همیشه دروغ بد است؟

گاهی مؤدبانه است: لبخند الکی در آسانسور.
اسم؟

a feigned smile.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس 509

to feign something

Feign یعنی وانمود می‌کنی. حال‌ات خوب است اما مریض نشان می‌دهی. علاقه نداری ولی لبخند می‌زنی. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟ همین حالا بپرسید؛ مشاوره کوتاه است و مسیر را روشن می‌کند.

📱 ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹

🎁 هدیه: مشاهده رایگان درس ۱ و ۶🎓 مشاهده کلاس‌های آموزش آنلاین

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید