پرش به محتوا
Home » معنی trade-off؛ هر مزیت یک بهای پنهان دارد | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی trade-off؛ هر مزیت یک بهای پنهان دارد | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۴۴
هیچ سودی مفت نیست؛ اسمِ بهایش را «trade-off» می‌گذارند.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Trade-Off را یاد می‌گیری: «اسمِ تصمیم‌سازِ «trade-off» و فرقش با فعلِ trade» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۸۴۴ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Trade-Off»

«trade-off» همان چیزی است که موقعِ انتخابِ خوشمزه، زیرِ میز رد می‌شود: چیزی می‌دهی تا چیزی بگیری. ارزانی و کیفیت، سرعت و دقت، نزدیک‌بودن به محلِ کار و گران‌بودنِ اجاره — هر کدام را که انتخاب کنی، کفه‌یِ دیگر سبک می‌شود. فارسیِ معیارِ تنگ‌اندازی ندارد؛ نزدیک‌ترین‌ها «بده‌بستان» و «موازنه‌یِ منافع» است، اما بارِ «trade-off» بی‌غوغا و فنی‌تر است: اسمِ همان اشکِ همراه.

املایش را یک‌جا یاد بگیر: بریتیش با خط‌تیره «trade-off»، آمریکایی چسبیده «tradeoff» — هر دو درست، ولی در یک متن فقط یکی؛ جمعش «trade-offs». دو قالبِ پرکاربردش را هم حک کن: «the trade-off between A and B» و «weigh the trade-offs» — سنجیدنِ بها قبل از تصمیم. و اشتباهِ رایج: این اسمِ ترکیبی «trade» نیست که «for» بخواهد؛ «trade A for B» فعلِ مبادله است و «trade-off» اسمِ نتیجه — یکی داد و ستد می‌کند، دیگری قیمتِ داد و ستد را می‌نویسد.

چرا این کلمه در جلسه‌ها این‌قدر می‌چرخد؟ چون دعوا را سرد می‌کند: به‌جایِ «این برنامه کند است» می‌گویی «the speed gain has a memory cost — it is the trade-off»؛ یعنی نقص، بخشی از تصمیم بوده، نه غفلت. مهندس، طراح، اقتصاد‌خوان و هر کسی که بینِ دو خوبِ ناسازگار گیر کرده — همه به همین یک اسم نیاز دارند. در متنِ اداری و مصاحبه‌یِ کاری، نشانۀ آدمی است که عددِ هر کفه را دیده؛ در مکالمه هم «it is a trade-off» جمله‌یِ عاقلانه‌یِ بی‌حاشیه است.

🗣 تلفظ: «تِرِید-آف» /ˈtreɪdˌɔːf/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

خانه‌اش جایی است که دو خوب با هم نمی‌جوند: طراحی محصول، انتخابِ شغل، باشگاه و حتی زمانِ خواب. در جلسه بگو «every option has a trade-off» و بعد خودت عدد بده. برایِ چیزی که بهایی ندارد، سراغش نرو — «pure win» یا «no downside» را داری؛ «trade-off» صادقانه یعنی طرفِ سومِ ماجرا، هزینه‌یِ پنهان.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Cheap and fast — there is a trade-off.—ارزون و سریع؛ یه بهایی داره.A1۱
You cannot pick both; pick the trade-off you like.—نمی‌تونی هر دوتارو برداری؛ همون بهارو بپذیر که بهت می‌خوره.A1۲
The trade-off is battery life against speed.—بهاش: عمرِ باتری در برابرِ سرعت.A2۳
Longer rent, shorter commute: a classic trade-off.—اجاره بیشتر، مسیر کمتر: یه بده‌بستانِ کلاسیک.A2۴
Engineers do not say bad; they say trade-off.—مهندس‌ها نمی‌گن بَد؛ می‌گن «بها».B1۵
Weigh the trade-offs before the decision locks.—قبل از قفل‌شدنِ تصمیم، کفه‌هارو بسنج.B1۶
The word hides a bargain inside a complaint.—پشتِ این شکایت، یه معامله‌یِ پنهانه.B2۷
British adds a hyphen; American glues; both pay.—بریتیش خط‌تیره می‌ذاره، آمریکایی می‌چسبونه؛ هر دو بها می‌دن.B2۸
Every choice priced honestly names its cost.—هر انتخابی که صادقانه قیمت‌گذاری بشه، بهاشو هم صدا می‌زنه.C1۹
Maturity is saying the trade-off out loud.—بلوغ همون‌جاست که «بها» رو بلند بگی.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ اسم را فعلِ «for»دار کردن
غلط: We made a trade-off for speed with battery.
درست: The trade-off is speed against battery life.
«trade X for Y» فعلِ مبادله است؛ اسمِ «trade-off» حرفِ اضافه‌یِ «between» یا «against» می‌خواهد و «with» نه.
❌ املایِ «trade of»
غلط: a big trade of decision
درست: a big trade-off decision
«of» اینجا اشتباهِ شنیداری است؛ کلمه «off» است — همان «برداشتن». یک حرف، کلِ اعتبارِ نوشتارت را زیرِ سوال می‌برد.
❌ زدن به سودِ بی‌بها
غلط: Winning the free ticket had a trade-off: happiness.
درست: Winning the free ticket was a pure win.
هرجا چیزی می‌آید و چیزی می‌رود، «trade-off» است؛ اگر هیچی نمی‌رود، واژه را الکی صدا نکن — «pure win» را داری.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

The lighter laptop is slower when it heats.
لپ‌تاپِ سبک وقتی داغ می‌کنه کند می‌شه.
That is the trade-off: grams against frames.
همون «بها»ست: گرم در برابرِ فریم.
And the heavy one lasts longer?
اون سنگین‌ترش عمرش بیشتره؟
Until your shoulders file a complaint.
تا وقتی شانه‌ها شکایت‌نامه بدن.
✍️ تمرین شما: سه انتخابِ واقعیِ این هفته‌ات را در دو ستون بنویس: چه گرفتی، چه دادی؛ زیرش جمله با «the trade-off between … and …». تمرینِ دوم: جمله‌یِ «trade X for Y» را با «the trade-off between X and Y» بساز و تفاوتِ فعل و اسم را با صدای بلند بخوان تا حرفه‌های‌شان جا بیفتد.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «trade-off» دقیقاً چه چیزی است؟
۲. املایِ بریتیش کدام است؟
۳. در جمله، کدام حرفِ اضافه طبیعی است؟
۴. کجا لازم نیست بگویی؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 چرا به‌جایش «compromise» نمی‌گویند؟
«compromise» بارِ سازشِ انسانی دارد و در دعوا بینِ آدم‌ها می‌آید؛ «trade-off» بی‌طرف و فنی است: میانِ ویژگی‌ها، نه میانِ دو نفر. در جلسه، دومی مؤدبانه‌تر است.
🔹 فعل هم دارد؟
در گفتارِ عامیانه «to trade off A and B» شنیده می‌شود، ولی نوشتارِ تمیز آن را صاف نمی‌کند؛ فعلِ معیارِ همان معنا «trade A for B» است. در متن، اسم را با «make/accept/weigh» بنشان: «weigh the trade-offs».
🔹 در اقتصاد و مهندسی فرق معنایی دارد؟
در هر دو یکی است: گزینه‌یِ جابه‌جاییِ محدود؛ اما اقتصاد «opportunity cost» را هم دارد که خواهرِ حسابی‌ترش است — بهای بهترینِ چیزی که از دست دادی؛ «trade-off» خودِ مبادله را نام می‌برد.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Trade-Off را یادت بماند: trade-off یعنی بده‌بستانِ هر انتخاب: سریع و ارزون با هم نمیان؛ املایِ بریتیش و آمریکایی، قالبِ between و weigh the trade-offs، و مرزش با trade for؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید