پرش به محتوا
Home » معنی upstage؛ نور دزدی از صحنه | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی upstage؛ نور دزدی از صحنه | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۷۱
بعضیا وسطِ نورِ تو می‌ایستن؛ اسمش آپ‌اِستیج‌ه.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Upstage Someone را یاد می‌گیری: «فعلِ «upstage» با ریشۀ چیدمانِ صحنه» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۸۷۱ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Upstage Someone»

در تئاتر، صحنه جهت داره: «downstage» لبه‌یِ نزدیکِ تماشاچیه، «upstage» انتهایِ دور — و قانونِ دید این بود که بازیگری که «upstage» می‌ایستاد، پشتش به تماشاچی و رو‌به‌رویِ همکار می‌شد و مجبورش می‌کرد برگرده؛ «to upstage someone» همون حرکت شد، حالا در هر صحنه‌ای جز تئاتر: هر کاری که نورِ اصلِ صحنه رو از صاحبش می‌دزده. «she upstaged the whole cast in one song» — یعنی با یه آهنگ، کلِ اجرا رو خودش کرد. فارسیش «سایه‌یِ کسی شدن» و خودمانی‌تر «نور دزدی».

مصرفِ گرامری‌ش دو امضا داره: اول، بیشتر در گذشته می‌درخشد («he upstaged the host») چون «دزدیده‌شدنِ لحظه» خبر می‌خواد؛ دوم، شکلِ مجهولش محبوبه («the bride was upstaged by a guest in white») — چون معمولاً قربانی روایت می‌کنه نه فاعل. «upstage» همزمان قیدِ مکان هم هست: «move upstage» یعنی برو انتهایِ صحنه — یک کلمه، دو شغلِ متفاوت که فقط از رویِ جمله تشخیص داده می‌شن. و یه صفتِ نسبتی داره: «upstaging» به‌عنوانِ وصفِ رفتارِ نورربا — «an upstaging mother-in-law».

مرزبندی‌اش با همسایه‌ها مهمه: «show off» فخرفروشیِ خودمحوره؛ «upstage» حتماً یه قربانی می‌خواد — نورِ شخصِ دیگه‌ای باید بدزده بشه. به همین دلیل در مراسم‌ها و کنفرانس‌ها زنده است: مهمونیِ عروسی با لباسِ سفید، سخنرانیِ بلند بالای تریبونِ مجری، بچه‌ای که وسطِ اجرایِ خواهرش گریه می‌کنه. دُمِ اخلاقی‌ش هم تئاتریه: «don’t upstage the bride» جمله‌یِ طلاییِ مهمون‌دونی‌ه؛ یعنی نورِ مراسم مالِ خودشه، قرضی نگیرش.

🗣 تلفظ: «آپ‌اِستیج» /ʌpˈsteɪdʒ/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

برایِ توصیفِ لحظه‌هایِ نورربایی به کار میاد — از صحنه تا جلسه. در تعریف‌کردنِ خودی، صداقت داشته باش: «I did not try to upstage her» دفاعیه؛ «accidentally upstaged» نسخه‌یِ بی‌دردشه. چون کلمه ذاتاً یه قربانی داره، برایِ تمجیدِ محض («you upstaged everyone!») با لبخند هم می‌آد — ولی شنونده‌یِ حساس، ضربه رو هم توش می‌شنوه؛ اگر طرفِ مقابل جلوت نشسته، با احتیاط تعریف کن.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

The guest upstaged the bride.—مهمون، نور عروسو دزدید.A1۱
Do not upstage the host!—میزبونو زیرِ سایه ننداز!A1۲
One song and she upstaged the cast.—یه آهنگ؛ کلِ گروه زیرِ نورش رفت.A2۳
The intern upstaged the boss by accident.—کارآموز اشتباهی نورِ رئیسو دزدید.A2۴
It needs a victim: no show-off without one.—قربانی می‌خواد؛ بدونِ یکی، فخرفروشی می‌مونه.B1۵
Past and passive are its favorite homes.—گذشته و مجهول، خونه‌هایِ محبوبشه.B1۶
On stage it also means: move away from us.—تو تئاتر معنایِ دوم: برو دورتر از تماشاگر.B2۷
Applause can be stolen in one entrance.—یه ورود می‌تونه کفِ همه رو بدزده.B2۸
Every spotlight has a shadow owner.—هر اسپات‌لایت، صاحبِ سایه هم داره.C1۹
The stage taught our envy new words.—صحنه، به حسادتِ ما واژه‌هایِ تازه داد.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ قاطی با «show off»
غلط: He upstaged everyone by showing his medal — but no one was there.
درست: He showed off his medal — nobody was upstaged.
بدونِ قربانی، «upstage» معنایِ کامل نمی‌گیره؛ این فعل حتماً نورِ یکی رو می‌خواد.
❌ فراموشیِ جهتِ صحنه
غلط: In theater, «move upstage» = come to the edge.
درست: In theater, «move upstage» = go away from the audience.
«up» یعنی انتهایِ دورِ صحنه؛ لبه‌یِ نورِ تماشا «down» می‌مونه. قیدِ مکان رو با فعلِ دزدی قاطی نکن.
❌ استفاده برایِ تعریفِ بی‌درد
غلط: Telling a shy guest: You upstaged the whole hall!
درست: Telling a shy guest: You were the highlight!
«upstage» ذاتاً یه نفر رو می‌سوزونه؛ جلویِ خودِ طرف گفتنش، تعریف نیست — آتشه با لبخند.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Who clapped more? The best man or you?
کی بیشتر کف گرفت؟ داماد یا تو؟
I only read one honest poem.
من فقط یه شعرِ صادق خوندم.
One honest poem upstages ten toasts.
یه شعرِ راست، ده تا سلامتی رو زیرِ نور می‌گیره.
Blame the truth, not the poet.
سرِ راست‌گویی داد بزن، نه شاعر.
✍️ تمرین شما: سه «نوردزدیِ» معروف (خبری، خانوادگی، ورزشی) رو با «upstaged + someone» در سه جمله‌یِ کوتاه تعریف کن. تمرینِ دوم: برایِ مهمونیِ عروسی سه «بایَد/نبایَد» بنویس با فعلِ «upstage»: «wear beige; do not upstage the bride», «save the toast for the best man; do not upstage him» — تا هم فعل جا بیفته هم آداب.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. ریشۀ «upstage» کجاست؟
۲. کدوم فعل معمولاً می‌چسبه؟
۳. تفاوتش با «show off»؟
۴. «the bride was upstaged» چرا مجهوله؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 «downstage» هم معنیِ دیگه‌ای داره؟
همین‌طور: نزدیکِ تماشاگر. اگه صحنه‌یِ فیلم‌نامه شنیدی که می‌گه «cross downstage left», اون نقشه‌یِ کفِ صحنه‌ست؛ «up» دور، «down» نزدیک. فعلِ «upstage» از همون نقشه بلند شده.
🔹 برایِ رقابت‌هایِ تلویزیونی هم به کار می‌ره؟
آره؛ «the jury was upstaged by a contestant’s speech» کاملاً رایجه. هر جا تریبون و نور دست‌ونپاچگی کنن، اصطلاح زنده‌ست.
🔹 ریشۀ «upstage someone» کی جا افتاد؟
در انگلیسیِ صحنه‌یِ قرنِ نوزدهم؛ اول اصطلاحِ کارِ بازیگران بود — «upstage me, will you?» یعنی برگرد سمتِ نورِ من؛ بعد از سالن اومد بیرون و هر نورربایی رو گرفت.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Upstage Someone را یادت بماند: upstage someone یعنی نورِ حرفه رو دزدیدن از طرف — ریشۀ تئاتریِ «پشتِ سرِ بازیگر ایستادن»؛ چرا بیشتر در گذشته و مجهول میاد، فرقش با show off، و ماجرای عروسِ لباس‌سفیدِ مهمون؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید