تفاوت everyday و every day خواهر دوقلوی maybe/may be است: باز هم یک فاصله، دو نقش. everyday سرهم صفت است و قبل از اسم مینشیند؛ every day جدا قید زمان است و معمولاً آخر جمله. حتی خیلی از native ها هم این را اشتباه مینویسند!
📑 فهرست مطالب
۶ ایستگاه این یادداشت
هر بخشی که بیشتر گیرت میاندازد، از همان شروع کن:
📅 معنی و جدول مقایسه
تست: اگر میتوانی جایش each day بگذاری، جدا بنویس. اگر بعدش اسم آمده و داری چیزی را توصیف میکنی (لباس، زندگی، مشکل)، سرهم بنویس.
I wear everyday clothes every day.
↑ everyday = صفتِ لباس (روزمره) — every day = قید (هر روز)
| کلمه | نقش | جایگاه | مثال |
|---|---|---|---|
| everyday | صفت: روزمره، معمولی | قبل از اسم | everyday life · everyday English |
| every day | قید زمان: هر روز | معمولاً آخر جمله | I study English every day. |
چرا مهم است؟ جملهٔ I go to the gym everyday در شبکههای اجتماعی همهجا هست — و غلط است! آخر جمله قید زمان لازم است: every day. برعکس، everyday English (انگلیسی روزمره) اصطلاح درستی است که در اسم دورهها و کتابها میبینی.
📚 16 مثال سطحبندیشده
A1–A2 (پایه)
- I drink tea every day. — هر روز چای مینوشم.
- These are my everyday shoes. — اینها کفشهای روزمرهام هستند.
- She calls her mother every day. — او هر روز به مادرش زنگ میزند.
- It’s part of everyday life. — این بخشی از زندگی روزمره است.
B1–B2 (متوسط)
- He practices the guitar every day after work. — او هر روز بعد از کار گیتار تمرین میکند.
- The course teaches everyday English, not academic writing. — این دوره انگلیسی روزمره را آموزش میدهد، نه نوشتار آکادمیک.
- Every day brings a new opportunity. — هر روز یک فرصت تازه میآورد.
- Stress has become an everyday problem. — استرس به یک مشکل روزمره تبدیل شده است.
- You don’t need a suit — everyday clothes are fine. — کتوشلوار لازم نیست — لباس معمولی کافی است.
- Prices seem to rise every day. — انگار قیمتها هر روز بالا میروند.
C1 (پیشرفته)
- The book finds poetry in everyday objects. — کتاب در اشیای روزمره شعر پیدا میکند.
- Thousands of commuters cross this bridge every day. — هزاران مسافر هر روز از این پل عبور میکنند.
- AI is quietly reshaping everyday routines. — هوش مصنوعی بیسروصدا روالهای روزمره را بازتعریف میکند.
- Every day, the glacier retreats a little further. — هر روز، یخچال طبیعی کمی بیشتر عقب مینشیند.
- The exhibition celebrates the beauty of everyday moments. — نمایشگاه زیبایی لحظههای روزمره را جشن میگیرد.
- Small habits, repeated every day, compound into big results. — عادتهای کوچک، وقتی هر روز تکرار شوند، به نتایج بزرگ میرسند.
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
❌ I go to the gym everyday.
✅ I go to the gym every day.
آخر جمله قید زمان لازم است: every day (جدا).
❌ This is my every day bag.
✅ This is my everyday bag.
قبل از اسم صفت میآید: everyday (سرهم).
❌ Everyday I learn something new.
✅ Every day I learn something new.
اول جمله هم اگر معنی «هر روز» است، جدا نوشته میشود.
📝 آزمون everyday و every day
8 سؤال — روی گزینهها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.
سؤالات متداول
ترفند تشخیص everyday و every day چیست؟
تست each day: اگر میتوانی جایش each day بگذاری، جدا بنویس (I run every/each day). اگر داری اسمی را توصیف میکنی (لباس، زندگی، مشکل)، سرهم: everyday life.
این اشتباه چقدر رایج است؟
خیلی! حتی native ها هم در شبکههای اجتماعی everyday را بهجای every day مینویسند. در نوشتار رسمی و آزمونها این خطا گرفته میشود.
daily چه فرقی با این دو دارد؟
daily هم صفت است هم قید — یعنی جای هر دو مینشیند: a daily routine (صفت) و I exercise daily (قید). در نوشتار رسمی و روزنامهای daily رایجتر است.
جمعبندی
- everyday (سرهم) = صفتِ «روزمره» — قبل از اسم (everyday life)
- every day (جدا) = قیدِ «هر روز» — آخر جمله (I study every day)
- تست: each day جایش مینشیند؟ جدا بنویس
- daily = هم صفت هم قید — جایگزین رسمی هر دو
📚 درسهای مرتبط:
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. لباسِ روزمره سرهم، ورزشِ هر روز جدا. each day را آچار کن — مثل perhaps برای maybe.
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
🎓 مشاهده کلاسهای آموزش آنلاین
(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصلها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)