To be outta sorts
اصطلاح ملایم و مادربزرگآسای «To be outta sorts» (فرم استاندارد: **out of sorts**) یعنی **«سرجای خودش نیست — نه مریض جدی، نه شاد؛ چیزی درست وسط؛ کمی بیحال، کمحوصله یا زخمیحال»** — معادل فارسی: «امروز حالم سرجاش نیست / روز خوبم نیست / حس و حالم نیست» (معادل انگلیسی: slightly unwell, irritable, or not one’s usual self — mildly off).
دو رگهٔ معنایی:
۱. **جسمانی خفیف**: سرماخوردگی ابتدایی، بیخوابی: He’s been out of sorts since the flu. (از بعد آنفلوانزا حالش سر جاش نیست.)
۲. **روحی و خلقی**: بدون دلیل مشخص کلافه و تند: Don’t mind her — she’s just out of sorts today. (مهم نیست — امروز فقط حالش گرم نیست.)
ریشهٔ شگفت: **sorts** حروف جداگانهٔ چاپ دستی بود! چاپگرِ out of sorts (حروف تمامشده) نمیتوانست درست کار کند — مثل آدمی که امروز «سرجاش» نیست.
نکتهٔ تلفظ: در گفتار سریع آمریکایی of به تاۀ کوتاه تبدیل میشود: **outta** — در نوشتار رسمی out of sorts بنویسید.
معنی outta sorts — اصطلاح ملایم و مادربزرگآسای «To be outta sorts» (فرم استاندارد: **out of sorts**) یعنی **«سرجای خودش نیست — نه مریض جدی، نه شاد؛ چیزی درست وسط؛ کمی بیحال، کمحوصله یا زخمیحال»** — معادل فارسی: «امروز حالم سرجاش نیست / روز خوبم نیست / حس و حالم نیست» (معادل انگلیسی: slightly unwell, irritable, or not one’s usual self — mildly off).
دو رگهٔ معنایی:
۱. **جسمانی خفیف**: سرماخوردگی ابتدایی، بیخوابی: He’s been out of sorts since the flu. (از بعد آنفلوانزا حالش سر جاش نیست.)
۲. **روحی و خلقی**: بدون دلیل مشخص کلافه و تند: Don’t mind her — she’s just out of sorts today. (مهم نیست — امروز فقط حالش گرم نیست.)
ریشهٔ شگفت: **sorts** حروف جداگانهٔ چاپ دستی بود! چاپگرِ out of sorts (حروف تمامشده) نمیتوانست درست کار کند — مثل آدمی که امروز «سرجاش» نیست.
نکتهٔ تلفظ: در گفتار سریع آمریکایی of به تاۀ کوتاه تبدیل میشود: **outta** — در نوشتار رسمی out of sorts بنویسید. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۲۴۶ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ To be outta sorts
اصطلاح ملایم و مادربزرگآسای «To be outta sorts» (فرم استاندارد: **out of sorts**) یعنی **«سرجای خودش نیست — نه مریض جدی، نه شاد؛ چیزی درست وسط؛ کمی بیحال، کمحوصله یا زخمیحال»** — معادل فارسی: «امروز حالم سرجاش نیست / روز خوبم نیست / حس و حالم نیست» (معادل انگلیسی: slightly unwell, irritable, or not one’s usual self — mildly off).
دو رگهٔ معنایی:
۱. **جسمانی خفیف**: سرماخوردگی ابتدایی، بیخوابی: He’s been out of sorts since the flu. (از بعد آنفلوانزا حالش سر جاش نیست.)
۲. **روحی و خلقی**: بدون دلیل مشخص کلافه و تند: Don’t mind her — she’s just out of sorts today. (مهم نیست — امروز فقط حالش گرم نیست.)
ریشهٔ شگفت: **sorts** حروف جداگانهٔ چاپ دستی بود! چاپگرِ out of sorts (حروف تمامشده) نمیتوانست درست کار کند — مثل آدمی که امروز «سرجاش» نیست.
نکتهٔ تلفظ: در گفتار سریع آمریکایی of به تاۀ کوتاه تبدیل میشود: **outta** — در نوشتار رسمی out of sorts بنویسید.
🔊 تلفظ واقعی: «تو بی آوتَ سورتس» /tuː biː ˈaʊtə sɔːrts/ — در فرم استاندارد: out of sorts؛ عامیانه: outta sorts.
🎯 کاربرد و لحن
توضیح دوستانهٔ حال بیحال: I’ve been feeling out of sorts all week — maybe I need a vacation. (کل هفته حالم سر جاش نبود — شاید به تعطیلات نیاز دارم.)
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A2 | I’m a bit out of sorts today. | امروز کمی حالم سر جاش نیست. |
| A2 | She’s been out of sorts lately. | اینروزها حالش گرم نیست. |
| B1 | The baby is out of sorts — probably teething. | بچه ناآرومه — احتمالاً دندون در میاره. |
| B1 | He seemed out of sorts during the meeting. | توی جلسه به نظر سر جاش نمیاومد. |
| B1 | After the long flight, everyone felt out of sorts. | بعد از پرواز طولانی، همه حس بیحالی داشتن. |
| B2 | The irregular schedule left him feeling out of sorts for days. | برنامهٔ نامنظم چند روزی حالش رو بههم ریخته بود. |
| B2 | My phone has been out of sorts since the update | گوشیام از آپدیت به بعد حالش سر جاش نیست. |
| C1 | Don’t take it personally; she’s just out of sorts this morning. | به دل نگیر؛ امروز صبح فقط حالش سر جاش نیست. |
| C1 | The whole team has been out of sorts since the coach resigned. | کل تیم از استعفای سرمربی بههمریختهست. |
| C1 | Even the dog seemed out of sorts after we moved house. | حتی سگمون هم بعد از نقلمکان بههمریخته به نظر میرسید. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: ترجمهٔ تحتاللفظی به «بیرون از انواع»
✅ درست: sorts در این اصطلاح حروف چاپ است نه «انواع» (kinds)؛ معنای امروزی با ریشه و نه با تجزیهٔ کلمهبهکلمه؛ هر واژه جدا ترجمه نمیشود — ترکیب یک استعارهٔ ثابت است.
💡 نکته: استعارهٔ کلی فهمیده شد.
❌ اشتباه رایج: استفاده برای بیماری جدی
✅ درست: برای آنفلوانزای تبدار و شکستگی از sick یا ill بهره بگیرید؛ out of sorts ملایم و مبهم است — درجهٔ خفیف بودن را دارد.
💡 نکته: شدت مناسب انتخاب شد.
❌ اشتباه رایج: نوشتن outta در مقالهٔ رسمی
✅ درست: outta تلفظ گفتاری است؛ در نوشتار حتی محاورهای بهتر است out of sorts — و در صحبت با آکسان ملایم هر دو پذیرفته.
💡 نکته: ثبت نوشتاری درست شد.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: You’ve hardly touched your coffee. Everything okay?
تقریباً قهوهت رو نخوردی. همهچیز خوبه؟
B: Yeah, don’t worry — I’m just a bit out of sorts today. Didn’t sleep well.
آره نگران نباش — امروز فقط حالم سر جاش نیست. خوب نخوابیدم.
A: I get that. The weather flip-flopping doesn’t help either.
میفهمم. بالا پایین شدن هوا هم کمک نمیکنه.
B: Exactly. Maybe a walk at lunch will sort me out!
دقیقاً. شاید یه قدمزدن سر ناهار حالمو جا بیاره!
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
تفاوت با moody چیست؟
moody خلقنوسان و زودرنج دائمی یک شخصیت است؛ out of sorts حالت موقت و ملایم یک روز یا یک هفته — حتی آدمهای شاد هم سرشان میخورد.
آیا زیاد جدی است؟
نه، بههیچوجه — راه مؤدبانه و ملایم گفتن «حالم سر جاش نیست» است؛ برای توضیح بیحالی بدون ورود به جزئیات شخصی.
ریشه واقعی sorts چیست؟
حروف جداگانهٔ چاپ دستی (letterpress) — چاپی که حروفش تمام شده بود نمیتوانست کار کند. از این تشبیه به آدمِ «بیحروف» امروز رسیدهایم!
🎯 جمعبندی درس ۲۴۶
To be outta sorts
اصطلاح ملایم و مادربزرگآسای «To be outta sorts» (فرم استاندارد: **out of sorts**) یعنی **«سرجای خودش نیست — نه مریض جدی، نه شاد؛ چیزی درست وسط؛ کمی بیحال، کمحوصله یا زخمیحال»** — معادل فارسی: «امروز حالم سرجاش نیست / روز خوبم نیست / حس و حالم نیست» (معادل انگلیسی: slightly unwell, irritable, or not one’s usual self — mildly off).
دو رگهٔ معنایی:
۱. **جسمانی خفیف**: سرماخوردگی ابتدایی، بیخوابی: He’s been out of sorts since the flu. (از بعد آنفلوانزا حالش سر جاش نیست.)
۲. **روحی و خلقی**: بدون دلیل مشخص کلافه و تند: Don’t mind her — she’s just out of sorts today. (مهم نیست — امروز فقط حالش گرم نیست.)
ریشهٔ شگفت: **sorts** حروف جداگانهٔ چاپ دستی بود! چاپگرِ out of sorts (حروف تمامشده) نمیتوانست درست کار کند — مثل آدمی که امروز «سرجاش» نیست.
نکتهٔ تلفظ: در گفتار سریع آمریکایی of به تاۀ کوتاه تبدیل میشود: **outta** — در نوشتار رسمی out of sorts بنویسید. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.