پرش به محتوا
Home » معنی To be dense about something؛ نخ را هور نمی‌کنی؟ | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی To be dense about something؛ نخ را هور نمی‌کنی؟ | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۷۲۸
dense یعنی متراکم و ضخیم — و وقتی دربارهٔ آدم‌ها به کار می‌رود: سری که نخ‌های کلفت هم از پسش رد می‌شود و خبردار نمی‌شود. To be dense about something یعنی نسبت به یک موضوع — اغلب از سرِ بی‌خیالی یا لجبازی — نفهم به نظر رسیدن: Are you dense about this whole thing؟

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To be dense about something را یاد می‌گیری: «to be dense about something» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۷۲۸ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To be dense about something»

این dense فحشِ سنگین نیست، ولی سیلی هم کم‌شدت نیست: بیشتر لحنِ «بابا، انقدر کلافگی؟» می‌دهد تا «خرفت». بیشتر با being در زمان حال می‌آید — You are being dense on purpose — که یعنی این نفهمیدن انتخابِ خودت است، نه ضعفِ ذهنی. همین تفاوت، برچسب را از توهین به رفتار می‌برد.

حرفِ اضافه‌اش about است و بعدش آن چیزی که دربارهٔ‌اش کُری می‌زنی: dense about the cost, dense about her hints. و معنی اصلیِ dense جای دیگری است: مه‌آلود و متراکم — dense traffic یعنی ترافیک غلیظ. هیچ توهینی در کار نیست؛ صفت همان صفت است، جان‌واژه فرق می‌کند.

نزدیک‌ترهای مؤدبانه: oblivious (بی‌توجه، بدون کنایهٔ توهین) و slow to get it (کُند فهمیدنِ یک موضوع). در دایرهٔ رفقا dense را می‌توان گفت، جلوی غریبه همان oblivious را بفرست.

🗣 تلفظ: «دِنس» /dens/ — یک هجا، e کوتاه؛ با dance (دَنس با aِ کشیده) قاطی نشود.

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

شوخی‌های لاس‌زنی و بحث‌های خانوادگی؛ همان‌جا که می‌خواهی بگویی «دارم جدی‌ام، نخ را بگیر». لحنِ سوالی (Am I being dense here؟) شکلِ مؤدبانهٔ اعتراف‌کردن است: خودت را متهم می‌کنی تا طرف گارد نگیرد. در محاورهٔ کاری با هم‌تیمی هم رایج است، جلوی مشتری هرگز.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Are you dense about hints, or just ignoring me?—نخ رو هور نمی‌کنی یا فقط بیخیالی؟A1۱
He pretends to be dense about the bill.—وانمود می‌کنه که از حساب‌وکتاب سرِ در نیاره.A1۲
Do not be dense — the shop is closed on Fridays.—کلافگی نکن، جمعه‌ها بسته‌ست.A2۳
I hope I am not being dense, but is this a yes or a no?—امیدوارم بد فهمیده باشم، ولی آره یا نه؟A2۴
She can be dense about how her jokes land with people.—گاهی نمی‌فهمه جوکش به آدم‌ها می‌شینه یا نه.B1۵
You are being dense on purpose, and we both know it.—عمداً کوری می‌زنی و خودمون می‌دونیم.B1۶
He is sharp in code yet dense about office politics.—تو کد تیزه ولی سیاستِ اداره رو نمی‌فهمه.B2۷
Being dense about your health now means being busy at the doctor later.—الان به سلامت بی‌خیال باشی، بعداً وقتِ دکتر شلوغه.B2۸
Call it dense if you want, but I would rather double-check the contract.—هرچی می‌خوای بگو، من ترجیح می‌دم قراردادو دوباره بخونم.C1۹
Teams go dense about small complaints right before they lose customers.—تیم‌ها درست وقتی دارن مشتری رو از دست می‌دن، نسبت به شکایتای کوچیک کور می‌شن.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ جاانداختنِ فعلِ being
غلط: You dense about this.
درست: You are being dense about this.
برچسبِ لحظه‌ای با being می‌آید؛ بی‌فعل، جمله قطع می‌شود.
❌ حرفِ اضافهٔ اشتباه
غلط: dense for the cost
درست: dense about the cost
پیش‌نیازِ این عبارت about است، نه for یا on.
❌ فحش‌دادن جلوی آدم‌های جدی
غلط: Your boss is dense.
درست: جلوی مدیر همان it did not land یا we may be missing the point است.
dense شوخیِ دوستانه است، در جمعِ رسمی پرونده‌سازی.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

A: The host keeps yawning. Get the hint?
میزبان مدام خمیازه می‌کشه. نخو می‌گیری؟
B: Huh? Why, what is wrong?
ها؟ چی شده مگه؟
A: Do not be dense — it is already ten.
کوری نزن، ده‌ شبه.
B: Right — coats, and go.
درسته — کت‌هاو بردار، بریم.
✍️ تمرین شما: برای رفیقی که سه بار گفته‌ای «خسته‌ام» و هنوز برنامه می‌چیند، یک پیامک با لحن شوخی بفرست و dense را وسطش جا بده.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. He is being dense about the bill یعنی چه؟
۲. کدام جمله شکل درست دارد؟
۳. کجا این کلمه توهین نیست؟
۴. وقتی می‌خواهی مؤدبانه بگویی متوجه نشدی، کدام بهتر است؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 فرقش با stupid چیست؟
stupid برچسبِ کلی به هوش است و توهینِ سنگین؛ dense یعنی نَفهم‌بودنِ موقت نسبت به یک موضوع خاص.
🔹 dense برای مه و ترافیک هم هست؟
آری؛ dense fog و dense traffic یعنی غلیظ و متراکم — همان کلمه، بی‌هیچ توهینی.
🔹 مؤدبانه‌ترین جایگزین؟
oblivious: He seems oblivious to the problem. هم دقیق است هم بی‌خطر.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To be dense about something را یادت بماند: معنی to be dense about something در انگلیسی؛ نخ دادن و نفهمیدن، یا از روی لجبازی نفهمیدن به نظر رسیدن. کاربرد، مثال‌ها و آزمون کوتاه. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید