Devastated
صفت بسیار قدرتمند و احساسبار «Devastated» دو لایهی معنایی دارد که با هم پیوند خوردهاند:
۱. **احساسی (تصویری و رایجترین)**: عمیقترین حالت غم، داغ و بهت دشکاری — وقتی خبری آنقدر سنگین است که شخص «ویران» و «خرد» میشود. معادل روان فارسی: **«داغدار شدن / عالم بر سرم خراب شد / داغ فراق به دلم افتاد»** (معادل انگلیسی: extremely upset, shocked and overwhelmed by terrible news or loss). I was devastated when I heard the news.
۲. **فیزیکی و مکانی**: ویران و نابود شدن بهطور کامل (شهر، فصل، صنعت): The earthquake devastated the coastal town. (زلزله شهر ساحلی را کاملاً ویران کرد.)
ریشه: از فعل لاتین devastare (ویران کردن از بالا به پایین — de + vastare).
قدرت لحن: قویتر از sad و upset است و نزدیکترین مترادفش heartbroken (دلشکسته) است. فعل آن devastate و اسم devastation است.
نکته: برای اذیت خفیف از it too much استفاده نکنید — devastated محفوظ برای ضربههای واقعاً سنگین روزگار است.
معنی devastated — صفت بسیار قدرتمند و احساسبار «Devastated» دو لایهی معنایی دارد که با هم پیوند خوردهاند:
۱. **احساسی (تصویری و رایجترین)**: عمیقترین حالت غم، داغ و بهت دشکاری — وقتی خبری آنقدر سنگین است که شخص «ویران» و «خرد» میشود. معادل روان فارسی: **«داغدار شدن / عالم بر سرم خراب شد / داغ فراق به دلم افتاد»** (معادل انگلیسی: extremely upset, shocked and overwhelmed by terrible news or loss). I was devastated when I heard the news.
۲. **فیزیکی و مکانی**: ویران و نابود شدن بهطور کامل (شهر، فصل، صنعت): The earthquake devastated the coastal town. (زلزله شهر ساحلی را کاملاً ویران کرد.)
ریشه: از فعل لاتین devastare (ویران کردن از بالا به پایین — de + vastare).
قدرت لحن: قویتر از sad و upset است و نزدیکترین مترادفش heartbroken (دلشکسته) است. فعل آن devastate و اسم devastation است.
نکته: برای اذیت خفیف از it too much استفاده نکنید — devastated محفوظ برای ضربههای واقعاً سنگین روزگار است. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۲۲۴ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ Devastated
صفت بسیار قدرتمند و احساسبار «Devastated» دو لایهی معنایی دارد که با هم پیوند خوردهاند:
۱. **احساسی (تصویری و رایجترین)**: عمیقترین حالت غم، داغ و بهت دشکاری — وقتی خبری آنقدر سنگین است که شخص «ویران» و «خرد» میشود. معادل روان فارسی: **«داغدار شدن / عالم بر سرم خراب شد / داغ فراق به دلم افتاد»** (معادل انگلیسی: extremely upset, shocked and overwhelmed by terrible news or loss). I was devastated when I heard the news.
۲. **فیزیکی و مکانی**: ویران و نابود شدن بهطور کامل (شهر، فصل، صنعت): The earthquake devastated the coastal town. (زلزله شهر ساحلی را کاملاً ویران کرد.)
ریشه: از فعل لاتین devastare (ویران کردن از بالا به پایین — de + vastare).
قدرت لحن: قویتر از sad و upset است و نزدیکترین مترادفش heartbroken (دلشکسته) است. فعل آن devastate و اسم devastation است.
نکته: برای اذیت خفیف از it too much استفاده نکنید — devastated محفوظ برای ضربههای واقعاً سنگین روزگار است.
🔊 تلفظ واقعی: «دِوِستِیتِد» /ˈdɛvəˌsteɪtɪd/ — فعل: دِوِستِیت /ˈdɛvəsteɪt/.
🎯 کاربرد و لحن
برای خبرهای سنگین خانوادگی و بحرانهای طبیعی: She was absolutely devastated when her dog passed away. (وقتی سگش مُرد، کاملاً داغدار و ویران شد.)
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | I was devastated by the news. | از شنیدن اون خبر داغدار شدم. |
| A1 | He was devastated when his store closed. | از بسته شدن مغازهاش کاملاً ویران شد. |
| A2 | The fire devastated the entire forest. | آتش کل جنگل را نابود کرد. |
| A2 | She felt devastated after the breakup. | بعد از جدایی واقعاً داغدار احساس میکرد. |
| B1 | The team was devastated by the last-minute loss. | تیم از باخت آخر لحظه بهشدت غمگین شد. |
| B1 | The hurricane devastated several villages. | طوفان چند روستا را خراب کرد. |
| B2 | Fans were devastated when the band split up. | هواداران وقتی گروه منحل شد داغدار شدند. |
| B2 | Years of drought devastated the farming economy. | سالها خشکسالی اقتصاد کشاورزی را ویران کرد. |
| C1 | The diagnosis left her utterly devastated and silent. | تشخیص بیماری او را کاملاً داغدار و بیکلام کرد. |
| C1 | Historic bombings devastated much of the old city. | بمبگذاریهای تاریخی بخش زیادی از شهر قدیمی را ویران کرد. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: استفاده برای ناراحتی خفیف (کیکِ دوست را نخوردم)
✅ درست: devastated خیلی سنگین است — مخصوص مرگ، زلزله، خبرهای عظیم و قلبشکست؛ برای چیزهای کوچک: disappointed.
💡 نکته: رده احساسی عمیق درست.
❌ اشتباه رایج: اشتباه با فرم فعل در گذشته active
✅ درست: The quake devastated the city (فعل فعال) در برابر I was devastated (صفت/فعال منفعل) هر دو صحیح — جایگاهشان را مخلوط نکنید.
💡 نکته: ساختار فعال و منفعل.
❌ اشتباه رایج: تلفظ اشتباه روی syllable دوم
✅ درست: استرس روی DEV است: دِوِستِیت — نه دیوِستِEIT.
💡 نکته: تلفظ درست دو فرم.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: Did you hear? Their house burned down last night.
شنیدی؟ خونهشون دیشب کاملاً سوخت.
B: Oh no… they must be absolutely devastated.
اوه نه… حتماً کاملاً داغدار و ویرانان.
A: Yeah, but they’re staying strong — the whole community is rallying.
آره، ولی قوی موندهاند — کل محله به کمکشون اومده.
B: That’s the spirit. Devastated, yes — but not defeated.
همین دیگه. داغدار بله — ولی شکستخورده نه.
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
تفاوت devastated با upset و sad چیست؟
sad و upset طیف معمولی ناراحتیاند؛ devastated قویترین درجهٔ داغ و بهت است — نزدیک به heartbroken.
معنای دوم آن برای اماکن چیست؟
نابود شدن کُلِّ مکان: The war devastated the region.
اسم و فعل آن چیست؟
فعل: devastate (ویران کردن)، اسم: devastation (ویرانی مُطلق)، صفت: devastating (ویرانگر/دلسوختنکننده).
🎯 جمعبندی درس ۲۲۴
Devastated
صفت بسیار قدرتمند و احساسبار «Devastated» دو لایهی معنایی دارد که با هم پیوند خوردهاند:
۱. **احساسی (تصویری و رایجترین)**: عمیقترین حالت غم، داغ و بهت دشکاری — وقتی خبری آنقدر سنگین است که شخص «ویران» و «خرد» میشود. معادل روان فارسی: **«داغدار شدن / عالم بر سرم خراب شد / داغ فراق به دلم افتاد»** (معادل انگلیسی: extremely upset, shocked and overwhelmed by terrible news or loss). I was devastated when I heard the news.
۲. **فیزیکی و مکانی**: ویران و نابود شدن بهطور کامل (شهر، فصل، صنعت): The earthquake devastated the coastal town. (زلزله شهر ساحلی را کاملاً ویران کرد.)
ریشه: از فعل لاتین devastare (ویران کردن از بالا به پایین — de + vastare).
قدرت لحن: قویتر از sad و upset است و نزدیکترین مترادفش heartbroken (دلشکسته) است. فعل آن devastate و اسم devastation است.
نکته: برای اذیت خفیف از it too much استفاده نکنید — devastated محفوظ برای ضربههای واقعاً سنگین روزگار است. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.