پرش به محتوا
Home » معنی To be outta sorts؛ سرجاش نیست، حالش گرم نیست | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی To be outta sorts؛ سرجاش نیست، حالش گرم نیست | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

To be outta sorts

اصطلاح ملایم و مادربزرگ‌آسای «To be outta sorts» (فرم استاندارد: **out of sorts**) یعنی **«سرجای خودش نیست — نه مریض جدی، نه شاد؛ چیزی درست وسط؛ کمی بی‌حال، کم‌حوصله یا زخمی‌حال»** — معادل فارسی: «امروز حالم سرجاش نیست / روز خوبم نیست / حس و حالم نیست» (معادل انگلیسی: slightly unwell, irritable, or not one’s usual self — mildly off).
دو رگهٔ معنایی:
۱. **جسمانی خفیف**: سرماخوردگی ابتدایی، بی‌خوابی: He’s been out of sorts since the flu. (از بعد آنفلوانزا حالش سر جاش نیست.)
۲. **روحی و خلقی**: بدون دلیل مشخص کلافه و تند: Don’t mind her — she’s just out of sorts today. (مهم نیست — امروز فقط حالش گرم نیست.)
ریشهٔ شگفت: **sorts** حروف جداگانهٔ چاپ دستی بود! چاپگرِ out of sorts (حروف تمام‌شده) نمی‌توانست درست کار کند — مثل آدمی که امروز «سرجاش» نیست.
نکتهٔ تلفظ: در گفتار سریع آمریکایی of به تاۀ کوتاه تبدیل می‌شود: **outta** — در نوشتار رسمی out of sorts بنویسید.

معنی outta sorts — اصطلاح ملایم و مادربزرگ‌آسای «To be outta sorts» (فرم استاندارد: **out of sorts**) یعنی **«سرجای خودش نیست — نه مریض جدی، نه شاد؛ چیزی درست وسط؛ کمی بی‌حال، کم‌حوصله یا زخمی‌حال»** — معادل فارسی: «امروز حالم سرجاش نیست / روز خوبم نیست / حس و حالم نیست» (معادل انگلیسی: slightly unwell, irritable, or not one’s usual self — mildly off).
دو رگهٔ معنایی:
۱. **جسمانی خفیف**: سرماخوردگی ابتدایی، بی‌خوابی: He’s been out of sorts since the flu. (از بعد آنفلوانزا حالش سر جاش نیست.)
۲. **روحی و خلقی**: بدون دلیل مشخص کلافه و تند: Don’t mind her — she’s just out of sorts today. (مهم نیست — امروز فقط حالش گرم نیست.)
ریشهٔ شگفت: **sorts** حروف جداگانهٔ چاپ دستی بود! چاپگرِ out of sorts (حروف تمام‌شده) نمی‌توانست درست کار کند — مثل آدمی که امروز «سرجاش» نیست.
نکتهٔ تلفظ: در گفتار سریع آمریکایی of به تاۀ کوتاه تبدیل می‌شود: **outta** — در نوشتار رسمی out of sorts بنویسید. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۲۴۶ از مستر کوچ

ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است

📖 معنی و تلفظ To be outta sorts

اصطلاح ملایم و مادربزرگ‌آسای «To be outta sorts» (فرم استاندارد: **out of sorts**) یعنی **«سرجای خودش نیست — نه مریض جدی، نه شاد؛ چیزی درست وسط؛ کمی بی‌حال، کم‌حوصله یا زخمی‌حال»** — معادل فارسی: «امروز حالم سرجاش نیست / روز خوبم نیست / حس و حالم نیست» (معادل انگلیسی: slightly unwell, irritable, or not one’s usual self — mildly off).
دو رگهٔ معنایی:
۱. **جسمانی خفیف**: سرماخوردگی ابتدایی، بی‌خوابی: He’s been out of sorts since the flu. (از بعد آنفلوانزا حالش سر جاش نیست.)
۲. **روحی و خلقی**: بدون دلیل مشخص کلافه و تند: Don’t mind her — she’s just out of sorts today. (مهم نیست — امروز فقط حالش گرم نیست.)
ریشهٔ شگفت: **sorts** حروف جداگانهٔ چاپ دستی بود! چاپگرِ out of sorts (حروف تمام‌شده) نمی‌توانست درست کار کند — مثل آدمی که امروز «سرجاش» نیست.
نکتهٔ تلفظ: در گفتار سریع آمریکایی of به تاۀ کوتاه تبدیل می‌شود: **outta** — در نوشتار رسمی out of sorts بنویسید.

🔊 تلفظ واقعی: «تو بی آوتَ سورتس» /tuː biː ˈaʊtə sɔːrts/ — در فرم استاندارد: out of sorts؛ عامیانه: outta sorts.

🎯 کاربرد و لحن

توضیح دوستانهٔ حال بی‌حال: I’ve been feeling out of sorts all week — maybe I need a vacation. (کل هفته حالم سر جاش نبود — شاید به تعطیلات نیاز دارم.)

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A2 I’m a bit out of sorts today. امروز کمی حالم سر جاش نیست.
A2 She’s been out of sorts lately. این‌روزها حالش گرم نیست.
B1 The baby is out of sorts — probably teething. بچه ناآرومه — احتمالاً دندون در میاره.
B1 He seemed out of sorts during the meeting. توی جلسه به نظر سر جاش نمی‌اومد.
B1 After the long flight, everyone felt out of sorts. بعد از پرواز طولانی، همه حس بی‌حالی داشتن.
B2 The irregular schedule left him feeling out of sorts for days. برنامهٔ نامنظم چند روزی حالش رو به‌هم ریخته بود.
B2 My phone has been out of sorts since the update گوشی‌ام از آپدیت به بعد حالش سر جاش نیست.
C1 Don’t take it personally; she’s just out of sorts this morning. به دل نگیر؛ امروز صبح فقط حالش سر جاش نیست.
C1 The whole team has been out of sorts since the coach resigned. کل تیم از استعفای سرمربی به‌هم‌ریخته‌ست.
C1 Even the dog seemed out of sorts after we moved house. حتی سگمون هم بعد از نقل‌مکان به‌‌هم‌ریخته به نظر می‌رسید.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: ترجمهٔ تحت‌اللفظی به «بیرون از انواع»

✅ درست: sorts در این اصطلاح حروف چاپ است نه «انواع» (kinds)؛ معنای امروزی با ریشه و نه با تجزیهٔ کلمه‌به‌کلمه؛ هر واژه جدا ترجمه نمی‌شود — ترکیب یک استعارهٔ ثابت است.

💡 نکته: استعارهٔ کلی فهمیده شد.

❌ اشتباه رایج: استفاده برای بیماری جدی

✅ درست: برای آنفلوانزای تب‌دار و شکستگی از sick یا ill بهره بگیرید؛ out of sorts ملایم و مبهم است — درجهٔ خفیف بودن را دارد.

💡 نکته: شدت مناسب انتخاب شد.

❌ اشتباه رایج: نوشتن outta در مقالهٔ رسمی

✅ درست: outta تلفظ گفتاری است؛ در نوشتار حتی محاوره‌ای بهتر است out of sorts — و در صحبت با آکسان ملایم هر دو پذیرفته.

💡 نکته: ثبت نوشتاری درست شد.

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: You’ve hardly touched your coffee. Everything okay?

تقریباً قهوه‌ت رو نخوردی. همه‌چیز خوبه؟

B: Yeah, don’t worry — I’m just a bit out of sorts today. Didn’t sleep well.

آره نگران نباش — امروز فقط حالم سر جاش نیست. خوب نخوابیدم.

A: I get that. The weather flip-flopping doesn’t help either.

می‌فهمم. بالا پایین شدن هوا هم کمک نمی‌کنه.

B: Exactly. Maybe a walk at lunch will sort me out!

دقیقاً. شاید یه قدم‌زدن سر ناهار حالمو جا بیاره!

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.


❓ سؤالات متداول

تفاوت با moody چیست؟

moody خلق‌نوسان و زودرنج دائمی یک شخصیت است؛ out of sorts حالت موقت و ملایم یک روز یا یک هفته — حتی آدم‌های شاد هم سرشان می‌خورد.

آیا زیاد جدی است؟

نه، به‌هیچ‌وجه — راه مؤدبانه و ملایم گفتن «حالم سر جاش نیست» است؛ برای توضیح بی‌حالی بدون ورود به جزئیات شخصی.

ریشه واقعی sorts چیست؟

حروف جداگانهٔ چاپ دستی (letterpress) — چاپی که حروفش تمام شده بود نمی‌توانست کار کند. از این تشبیه به آدمِ «بی‌حروف» امروز رسیده‌ایم!

🎯 جمع‌بندی درس ۲۴۶

To be outta sorts

اصطلاح ملایم و مادربزرگ‌آسای «To be outta sorts» (فرم استاندارد: **out of sorts**) یعنی **«سرجای خودش نیست — نه مریض جدی، نه شاد؛ چیزی درست وسط؛ کمی بی‌حال، کم‌حوصله یا زخمی‌حال»** — معادل فارسی: «امروز حالم سرجاش نیست / روز خوبم نیست / حس و حالم نیست» (معادل انگلیسی: slightly unwell, irritable, or not one’s usual self — mildly off).
دو رگهٔ معنایی:
۱. **جسمانی خفیف**: سرماخوردگی ابتدایی، بی‌خوابی: He’s been out of sorts since the flu. (از بعد آنفلوانزا حالش سر جاش نیست.)
۲. **روحی و خلقی**: بدون دلیل مشخص کلافه و تند: Don’t mind her — she’s just out of sorts today. (مهم نیست — امروز فقط حالش گرم نیست.)
ریشهٔ شگفت: **sorts** حروف جداگانهٔ چاپ دستی بود! چاپگرِ out of sorts (حروف تمام‌شده) نمی‌توانست درست کار کند — مثل آدمی که امروز «سرجاش» نیست.
نکتهٔ تلفظ: در گفتار سریع آمریکایی of به تاۀ کوتاه تبدیل می‌شود: **outta** — در نوشتار رسمی out of sorts بنویسید. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید