پرش به محتوا

adjective

صفتِ مرکبِ run-of-the-mill برایِ چیزهایِ معمولی

معنی run-of-the-mill؛ معمولیِ معمولی — نه بد، نه خوب، فقط بی‌رنگ | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس ۸۲۳: Run-of-the-Mill ⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۲۳ وقتی فیلم فقط فیلم است — نه بد، نه یادماندنی؛ انگلیسی برایِ این بی‌رنگی یک صفتِ کارخانه‌ای… 

عشقِ بی‌اعصاب در قالبِ «have got it bad for someone»

معنی she’s got it bad؛ بی‌حساب درگیر شده — از دستش رفته | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس ۸۴۳: She’s Got It Bad ⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۴۳ «bad» اینجا بَدی نیست؛ اندازه‌یِ بی‌اندازه‌یِ شیفتگی است. در این درس از مجموعهٔ مستر…