پرش به محتوا
Home » معنی That figures!؛ معلوم بود!؛ انتظارش را داشتم! | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی That figures!؛ معلوم بود!؛ انتظارش را داشتم! | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

That figures!

«That figures!» یعنی «معلوم بود!؛ شگفتی نبود!؛ جور درمی‌آید!» — همان آهِ آرام وقتی خبر بد اما کاملاً پیش‌بینی‌شده می‌رسد: اتوبوس دوباره دیر آمد؟ That figures! این عبارت انگلیسی‌زبانِ خسته از تکرار است: figure یعنی «جور کردنِ حساب» — و اینجا همه‌چیز مثل ساعت جور درآمد!

معنی That figures! — «That figures!» یعنی «معلوم بود!؛ شگفتی نبود!؛ جور درمی‌آید!» — همان آهِ آرام وقتی خبر بد اما کاملاً پیش‌بینی‌شده می‌رسد: اتوبوس دوباره دیر آمد؟ That figures! این عبارت انگلیسی‌زبانِ خسته از تکرار است: figure یعنی «جور کردنِ حساب» — و اینجا همه‌چیز مثل ساعت جور درآمد! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۳۴۴ از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

⬆ بازگشت به فهرست

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ That figures!

«That figures!» یعنی معلوم بود؛ منطقی است؛ انتظارش را داشتم.
ساختار: That figures یا It figures — هر دو درست و تقریباً هم‌معنا؛ فعلِ سوم‌شخص figures از figure به معنی «جور درآمدنِ حساب».
خانواده: I knew it! (می‌دانستم!)، no surprise there (جای شگفتی نیست)، typical! (معمولِ همیشگی!)، what did you expect? (چی انتظار داشتی؟).
طیف لحن: از آهِ خنثی (قیمت‌ها باز هم بالا رفت — That figures) تا کنایهٔ تلخ (معلوم بود تو برنده می‌شوی!).
ریشه: figure از لاتین figura به معنی «شکل»؛ چیزی که figures حکمِ معمای ریاضی را دارد: اعدادش قشنگ با هم جور می‌شوند!
همتای ایرانی: «معلوم بود!» و «تازه فهمیدی؟!» — بدون ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمه.

🔊 تلفظ واقعی: «دَت فیگرز» /ðæt ˈfɪɡərz/ — دقت: th با واک «ذ/دِ» است (این‌بار نه «ث»!)، واکهٔ اول کوتاه و ضعیف، تکیه روی FI-gers. جمله‌اش کوتاه و خشک بیان می‌شود — مثل بالا انداختنِ یک شانه.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

برای خبرهای تکرارشونده: He is late again — that figures! برای الگوهای قابل‌پیش‌بینی: Of course the cheapest one broke first — that figures. با s حتماً: That figures (نه That figure!). در متن نوشتاریِ خودمانی هم می‌آید؛ در گفتار It figures هم به همان اندازه رایج است.

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ ۱۰ مثال سطح‌بندی‌شده

جمله‌ها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شده‌اند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.

سطح English ترجمه

A1
He is late again. That figures! دوباره دیر کرده. معلوم بود!

A1
It is raining today. That figures! امروز باران می‌آید. جای تعجب نیست!

A2
They lost the game. That figures — they never practice. باختند. معلوم بود — هیچ‌وقت تمرین نمی‌کنند.

A2
The bus is full on Fridays. That figures. جمعه‌ها اتوبوس پُر است. طبیعی است.

B1
She got the promotion? That figures — she works harder than anyone. ارتقا را گرفته؟ عجیب نیست — از همه سخت‌تر کار می‌کند.

B1
The prices went up right before the holidays. That figures. قیمت‌ها دقیقاً قبل از تعطیلات بالا رفت. معلوم بود.

B2
Sales dipped after the controversial ad — that figures, given the backlash. فروش بعد از آن آگهی جنجالی افت کرد — با توجه به موج نارضایتی، طبیعی است.

B2
That figures: the cheapest contractor missed the deadline by two months. معلوم بود: ارزان‌ترین پیمانکار دو ماه از موعد عقب افتاد.

C1
That figures — the merger was doomed from the start, given that neither board ever trusted the other. معلوم بود — ادغام از همان اول محکوم به شکست بود، چون هیچ‌یک از دو هیئت‌مدیره به دیگری اعتماد نداشت.

C1
It figures that the meeting ran long; nobody in that room ever edits an agenda. معلوم بود جلسه طولانی می‌شود؛ هیچ‌کس در آن اتاق دستور جلسه را کوتاه نمی‌کند.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ That figure!

✅ That figures!

با s می‌آید — فعلِ سوم‌شخص؛ figure اینجا خودش فعل است، نه اسم.

❌ استفاده برای خبرِ خوبِ غیرمنتظره

✅ برای شگفتیِ خوشایند What a surprise یا No way به کار ببر

That figures طعمِ «انتظارش را داشتم» دارد — برای خبرِ پیش‌بینی‌شده (اغلب آزاردهنده یا خنثی)، نه شگفتی.

❌ قاطی کردن با Go figure

✅ That figures یعنی معلوم بود؛ Go figure یعنی چه عجیب!

برادرِ درس بعدی برعکسِ این کار می‌کند: واکنش به چیزِ غیرمنتظره است، نه پیش‌بینی‌شده.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه

A: The elevator is out of order again.

آسانسور باز هم خراب است.

B: That figures. It breaks every week.

معلوم بود. هر هفته خراب می‌شود.

A: And it is raining, of course.

و البته باران هم می‌آید.

B: Monday is Monday!

دوشنبه که دوشنبه است!

🏋️ تمرین عملی امروز: سه الگوی تکرارشوندهٔ زندگی‌ات را بنویس با That figures: یکی دربارهٔ حمل‌ونقل، یکی دربارهٔ کار یا درس و یکی دربارهٔ آدمی که همیشه همین‌طور است — و دفعهٔ بعد که اتفاق افتاد، بلند بگو!

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

It figures و That figures چه فرقی دارند؟

هیچ — هر دو درست و رایج‌اند؛ That figures در گفتار روزمره کمی بیشتر شنیده می‌شود و It figures در متن‌ها. هر دو یعنی: منطقی بود، انتظارش را داشتم.

این عبارت منفی است یا مثبت؟

خنثی است ولی بیشترین مصرفش برای خبرهای پیش‌بینی‌شدهٔ آزاردهنده است؛ لحنش از آهِ «معلوم بود» تا کنایه تغییر می‌کند — چهره‌اش را لحن می‌سازد.

ریشه‌اش چیست؟

figure از لاتین figura به معنی «شکل و حساب»؛ وقتی می‌گویی That figures یعنی «حسابِ این ماجرا قشنگ جور شد» — همان حسی که وقتی معما حل می‌شود داری!

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس ۳۴۴

That figures!

«That figures!» یعنی «معلوم بود!؛ شگفتی نبود!؛ جور درمی‌آید!» — همان آهِ آرام وقتی خبر بد اما کاملاً پیش‌بینی‌شده می‌رسد: اتوبوس دوباره دیر آمد؟ That figures! این عبارت انگلیسی‌زبانِ خسته از تکرار است: figure یعنی «جور کردنِ حساب» — و اینجا همه‌چیز مثل ساعت جور درآمد! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید