این درس دربارهی سرگرمی است — و سرگرمی همان چیزی است که در هر آشنایی تازه از تو میپرسند. محور گرامریاش یک تضاد جالب است: چرا play the piano اما play football بدون the. در کنارش اسم مصدر در نقش فاعل را میبینی (Learning languages is… — فعل مفرد!) و دو اصطلاح زیبا: take my mind off و get tired of. 🚨 ضمناً این صفحه یک غلط دستوری واضح دارد که اصلاح شده.
🧭 این درس کجای مسیر است؟
این درس، بخش ۵۶اُم از مجموعهی ۹۰۰ جمله پرکاربرد مکالمه انگلیسی است — جملههای ۸۲۶–۸۴۰.
فایل صوتی درس
اول یک بار فایل صوتی را کامل گوش بده، بعد سراغ جدول جملهها برو. گوش دادنِ قبل از خواندن، تلفظ را درست در ذهن جا میاندازد.
۱۵ جملهی سرگرمی و علایق با ترجمه و تلفظ
هر جمله سه ستون دارد: متن انگلیسی، تلفظ تقریبی فارسی و معنی. دو ستون فارسی فقط چرخ کمکیاند — بعد از جدول توضیح دادهایم چرا باید هرچه زودتر کنارشان بگذاری.
| # | English | تلفظ | معنی فارسی |
|---|---|---|---|
| ۸۲۶ | My hobby is collecting stamps. Do you have a hobby? | مای هابی ایز کِلِکتینگ استَمپس. دو یو هَو اِ هابی؟ | سرگرمی من جمع کردن تمبر است. تو سرگرمی داری؟ |
| ۸۲۷ | I’ve always thought photography would be an interesting hobby. | آیو اُلْوِیز ثات فُتاگرِفی وود بی اَن اینترِستینگ هابی | همیشه فکر میکردم عکاسی سرگرمی جالبی باشد. |
| ۸۲۸ | Some people like horseback riding, but I prefer golfing as a hobby. | سام پیپل لایک هورسبَک رایدینگ، بات آی پریفِر گالفینگ اَز اِ هابی | بعضیها اسبسواری دوست دارند، ولی من گلف را بهعنوان سرگرمی ترجیح میدهم. |
| ۸۲۹ | Do you have any special interests other than your job? | دو یو هَو اِنی اسپِشِل اینترِستس آدِر دَن یور جاب؟ | غیر از شغلت علاقهی خاصی داری؟ |
| ۸۳۰ | Learning foreign languages is just an avocation with me. | لِرنینگ فارِن لَنگویجیز ایز جاست اَن اَوُکِیشِن ویت می | یادگیری زبانهای خارجی برای من فقط یک سرگرمی جانبی است. |
| ۸۳۱ | I find stamp collecting relaxing, and it takes my mind off my work. | آی فایند استَمپ کِلِکتینگ ریلَکسینگ، اند ایت تِیکس مای مایند آف مای وُرک | جمع کردن تمبر را آرامشبخش میدانم و ذهنم را از کار دور میکند. |
| ۸۳۲ | On weekends I like to get my mind off my work by reading good books. | آن ویکاِندز آی لایک تو گِت مای مایند آف مای وُرک بای ریدینگ گود بوکس | آخر هفتهها دوست دارم با خواندن کتاب خوب ذهنم را از کار دور کنم. |
| ۸۳۳ | My cousin is a member of a drama club. He seems to enjoy acting. | مای کازِن ایز اِ مِمبِر آو اِ درَما کلاب. هی سیمز تو اینجُی اَکتینگ | پسرعمویم عضو یک انجمن تئاتر است. به نظر میرسد از بازیگری لذت میبرد. |
| ۸۳۴ | He plays the piano for his own enjoyment. | هی پلِیز د پیَنو فور هیز اُن اینجُیمِنت | برای لذت خودش پیانو مینوازد. |
| ۸۳۵ | I’ve got interested in hi-fi. I’m building my own equipment. | آیو گات اینترِستید این های-فای. آیم بیلدینگ مای اُن اِکوییپمِنت | به سیستم صوتی علاقهمند شدهام. دارم تجهیزات خودم را میسازم. |
| ۸۳۶ | He’s not a professional. He plays the piano for the fun of it. | هیز نات اِ پرِفِشِنال. هی پلِیز د پیَنو فور د فان آو ایت | حرفهای نیست. برای تفریح پیانو میزند. |
| ۸۳۷ | I’ve heard of unusual hobbies, but I’ve never heard of that one. | آیو هِرد آو آنیوژوال هابیز، بات آیو نِوِر هِرد آو دَت وان | سرگرمیهای عجیب شنیدهام، ولی هرگز آن یکی را نشنیده بودم. |
| ۸۳۸ | The trouble with skiing is that it’s an expensive hobby. | د ترابل ویت اسکیئینگ ایز دَت ایتس اَن اِکسپِنسیو هابی | مشکل اسکی این است که سرگرمی گرانقیمتی است. |
| ۸۳۹ | That’s a rare set of coins. How long did it take you to collect them? | دَتس اِ رِر سِت آو کوینز. هاو لانگ دید ایت تِیک یو تو کِلِکت دِم؟ | مجموعهی سکهی کمیابی است. چقدر طول کشید جمعشان کنی؟ |
| ۸۴۰ | I started a new hobby. I got tired of working in the garden. | آی استارتید اِ نیو هابی. آی گات تایِرد آو وُرکینگ این د گاردِن | سرگرمی تازهای شروع کردم. از باغبانی خسته شده بودم. |
مهم: این جدول یک چرخ کمکی است، نه مقصد
دو ستون تلفظ فارسی و معنی فارسی که بالا دیدی، روش علمی یادگیری زبان نیستند. آنها را گذاشتهایم چون در روزهای اول، برای بعضی زبانآموزان راه را باز میکنند. اما اگر به آنها عادت کنی، همانها جلوی پیشرفتت را میگیرند.
❌ چرا تلفظ فارسی علمی نیست؟
الفبای فارسی صداهای انگلیسی را ندارد. صدای th در think، صدای w در water و مصوت کوتاه i در sit هیچ معادل فارسی ندارند.
وقتی مینویسیم «تَنکس»، در واقع داریم یک تلفظ غلط را در ذهنت ثبت میکنیم. مرجع درست، فقط و فقط فایل صوتی است.
❌ چرا ترجمهی فارسی علمی نیست؟
هر بار که جمله را از راه فارسی میفهمی، مغزت یک واسطه میسازد: English ← فارسی ← معنا. این واسطه موقع حرف زدن هم برمیگردد و باعث مکث میشود.
زبانآموز روان، این مسیر را دارد: English ← معنا. بدون توقف در فارسی.
✅ روش علمی: انگلیسی را با انگلیسی یاد بگیر
به دیوار نگو «دیوار» و بعد ترجمه کن به wall. مستقیم به همان دیوار بگو wall. تصویر ← کلمهی انگلیسی، بدون توقف در فارسی.
سه گام برای همین درس:
۱. بار اول با ستون فارسی بخوان تا بفهمی چه خبر است.
۲. بار دوم ستونهای فارسی را با دست بپوشان و فقط انگلیسی را بخوان. سعی کن معنا را حس کنی، نه ترجمه.
۳. بار سوم فقط فایل صوتی را گوش بده، بدون هیچ متنی. اگر جمله را فهمیدی، آن جمله واقعاً مال توست.
📌 این مهمترین مهارت کل مسیر است. کامل توضیحش دادهایم: تمرین فکر کردن با زبان انگلیسی — بخوان و از همین امروز شروع کن.
پنج نکتهای که این درس را کاربردی میکند
۱. play the piano اما play football
جملههای ۸۳۴ و ۸۳۶ میگویند play the piano. 📐 قاعده: ✅ سازهای موسیقی → the میگیرند: play the piano/guitar/violin. ❌ ورزشها → نمیگیرند: play football/tennis/chess. ⚠️ ❌ play the football · ❌ play piano 💡 استثنای مدرن: در موسیقی جَز و راک گاهی the حذف میشود (He plays guitar in a band) — اما در انگلیسی استاندارد the امنتر است. 📌 و برای بازیهای ورزشی سه فعل داریم: play + بازی توپی/رقابتی · go + فعالیت ingدار (go skiing, go riding) · do + ورزش انفرادی (do yoga, do karate).
۲. اسم مصدر در نقش فاعل — فعل مفرد میگیرد
جملهی ۸۳۰: Learning foreign languages is… ⚠️ دقت کن: languages جمع است، اما فعل is مفرد آمده! چون فاعل جمله کل عبارت learning languages است — یک فعالیت واحد، نه چند زبان. 📐 هر عبارت ingدار در نقش فاعل، مفرد حساب میشود: Collecting stamps is fun. · Reading books helps me relax. 💡 جملهی ۸۲۶ هم همین است: My hobby is collecting stamps — اینجا اسم مصدر متمم است. ⚠️ و همین اسم مصدر بعد از حرف اضافه هم میآید: by reading (۸۳۲) · tired of working (۸۴۰).
۳. take/get your mind off — دور کردن ذهن
جملههای ۸۳۱ و ۸۳۲ یک اصطلاح زیبا دارند: take/get your mind off something = ذهنت را از چیزی دور کردن، حواست را پرت کردن (به معنی خوب). 📐 It takes my mind off my work. 💡 خانوادهی mind که در همین مجموعه دیدی: make up your mind = تصمیم گرفتن (درس ۳۲) · change your mind = نظر عوض کردن · Would you mind…? = زحمتی نیست…؟ (درس ۲۲) · keep in mind = به خاطر سپردن · It slipped my mind = یادم رفت. ⚠️ و get tired of (۸۴۰) = خسته شدن از — حرف اضافهاش of است و بعدش ing میآید.
۴. hobby، interest یا pastime؟
این درس چهار کلمه برای «سرگرمی» دارد: hobby = سرگرمی فعال که مهارت میخواهد (جمع کردن تمبر، عکاسی). interest (۸۲۹) = علاقه — عامتر، لازم نیست کاری بکنی. pastime = وقتگذرانی (درس ۴۷). avocation (۸۳۰) = ⚠️ کلمهای رسمی و کمی قدیمی = مشغولیت جانبی در کنار شغل اصلی. 💡 با vocation (حرفه، شغل اصلی) اشتباه نگیر — دقیقاً برعکس هماند! 🚨 و در متن سایت نوشته شده an a vocation — دو حرف تعریف پشت سر هم که غلط است؛ درستش an avocation است.
۵. find something + صفت — نظر دادن کوتاه
جملهی ۸۳۱: I find stamp collecting relaxing. = جمع کردن تمبر را آرامشبخش میدانم. 📐 ساختار: find + مفعول + صفت — راهی کوتاه و طبیعی برای گفتن «به نظرم … است»: I find it interesting. · I found the book boring. ⚠️ نکتهی مهم: relaxing یا relaxed؟ ing = ویژگی خودِ چیز (The film is boring = فیلم کسلکننده است) · ed = احساس آدم (I’m bored = من حوصلهام سر رفته). ❌ I am boring یعنی «من آدم کسلکنندهای هستم»!
play، go یا do؟
برای هر نوع فعالیت، فعل و حرف تعریفش فرق دارد.
| فعل | با چه چیزی | مثال | حرف تعریف |
|---|---|---|---|
| play | ساز موسیقی | play the piano | ✅ the لازم است |
| play | بازی توپی و رقابتی | play football / chess | ❌ بدون the |
| go | فعالیت ingدار | go skiing / swimming | ❌ بدون حرف تعریف |
| do | ورزش انفرادی | do yoga / karate | ❌ بدون حرف تعریف |
| ⚠️ play the football | — | غلط | ورزش the نمیگیرد |
| ⚠️ play piano | — | در استاندارد غلط | ساز the میخواهد |
گرامر این درس را عمیقتر بخوان
سه ستون گرامری این درس — حرف تعریف، کاربرد to و صفت — هر کدام مقالهی کامل خودشان را دارند:
🔑 کاربرد to؛ فرق to + فعل، ing و حرف اضافهenjoy acting · tired of working · by reading — سه کاربرد اسم مصدر در یک درس.
📐 جایگاه صفت در جملهI find it relaxing — و تفاوت حیاتی boring با bored و interesting با interested.
💡 گرامر را کِی بخوانم؟
اول جملهها را یاد بگیر و بهکار ببر؛ بعد سراغ قاعدهاش برو. گرامر وقتی جا میافتد که چند جملهی واقعی از آن ساختار در ذهنت باشد — نه برعکس.
مکالمهی کوتاه: آشنایی در یک مهمانی — گفتوگو دربارهی سرگرمیها
پنج ساختار درس در هفت خط: Do you have a hobby، find it relaxing، play the piano، take my mind off و get tired of.
🔑 عبارتهای کلیدی این مکالمه
Do you have a hobby? — سرگرمی داری؟
I find it relaxing — آرامشبخشش میدانم
play the piano — پیانو زدن — ساز با the
take your mind off — ذهن را دور کردن از
got tired of working — خسته شدن از — با ing
🎧 چطور تمرین کنم؟
۱. کل مکالمه را دو بار بلند بخوان — یک بار عادی، یک بار با همان سرعت فایل صوتی.
۲. نقش یکی از دو نفر را بگیر و جای دیگری سکوت کن؛ بعد جا عوض کن.
۳. همان موقعیت را با کلمات خودت از نو بساز. اگر کسی را برای تمرین نداری، با ربات چت انگلیسی همین سناریو را اجرا کن.
📌 برای دیدن مکالمههای کاملتر در همین موقعیت، سراغ مکالمات موضوعی — ورزش و سرگرمی برو.
اشتباههای رایج فارسیزبانها
❌ I play the football every weekend.
✅ I play football every weekend.
ورزشها حرف تعریف نمیگیرند — اما سازهای موسیقی میگیرند.
❌ He plays piano very well.
✅ He plays the piano very well.
سازهای موسیقی در انگلیسی استاندارد حتماً the میخواهند.
❌ Learning languages are difficult.
✅ Learning languages is difficult.
فاعل کل عبارت learning languages است — یک فعالیت واحد، پس فعل مفرد.
❌ I’m boring in this class.
✅ I’m bored in this class.
boring = کسلکننده (ویژگی چیز) · bored = بیحوصله (احساس آدم). جملهی اول یعنی «من آدم کسلکنندهای هستم»!
❌ I got tired of work in the garden.
✅ I got tired of working in the garden.
بعد از حرف اضافهی of فعل ing میگیرد.
آزمون این درس
۸ سؤال از همین ۱۵ جمله. روی گزینه بزن تا جواب و توضیحش را ببینی.
سؤالات متداول
؟ چرا «play the piano» اما «play football»؟
قاعدهی سنتی انگلیسی است: سازهای موسیقی با the میآیند (چون به آن ساز مشخص اشاره میشود) اما ورزشها بدون آن (چون فعالیت کلیاند). ⚠️ در انگلیسی محاورهای مدرن، مخصوصاً در موسیقی راک و جز، گاهی the حذف میشود — اما در آزمون و نوشتار رسمی همیشه بگذارش.
؟ چرا «Learning languages is» و نه «are»؟
چون فاعل جمله کلمهی languages نیست، بلکه کل عبارت learning languages است — یعنی یک فعالیت واحد. هر عبارت ingدار در نقش فاعل مفرد حساب میشود: Reading books is fun.
؟ «bored» و «boring» را چطور اشتباه نگیرم؟
یک قاعدهی ساده: -ed برای احساس آدم · -ing برای ویژگی چیز. I’m bored (حوصلهام سررفته) · The film is boring (فیلم کسلکننده است). همین برای interested/interesting، tired/tiring و excited/exciting.
؟ «play»، «go» و «do» برای ورزش کدام کجاست؟
play + بازی توپی یا رقابتی: play tennis, football, chess. go + فعالیت ingدار: go swimming, skiing, running. do + ورزش انفرادی یا رزمی: do yoga, karate, gymnastics.
؟ «hobby» و «interest» چه فرقی دارند؟
hobby = کاری که فعالانه انجام میدهی و معمولاً مهارت یا وسیله میخواهد (عکاسی، باغبانی). interest = علاقه، عامتر — میتواند فقط دنبال کردن یک موضوع باشد: I have an interest in history. در رزومه معمولاً Interests مینویسند، نه Hobbies.
؟ چرا میگویید تلفظ فارسی و ترجمه علمی نیست، ولی خودتان نوشتهاید؟
چون برای روزهای اول در را باز میکنند. الفبای فارسی صداهای th و w را ندارد، پس تلفظ فارسی همیشه تقریبی و کمی غلط است. راه درست این است که بعد از دو سه بار، ستونهای فارسی را بپوشانید و فقط با انگلیسی کار کنید.
جمعبندی
🎯 سه چیزی که از این درس باید بماند
۱. play the piano (ساز) اما play football (ورزش).
۲. عبارت ingدار در نقش فاعل مفرد است: Learning languages is…
۳. -ed = احساس آدم (bored) · -ing = ویژگی چیز (boring).
سرگرمی موضوعی است که در هر آشنایی تازهای بالا میآید — و جواب دادن به Do you have a hobby? اولین فرصت توست برای اینکه گفتوگو را طولانیتر کنی. و نکتهی bored در برابر boring را جدی بگیر — چون اگر اشتباه بگویی، ناخواسته خودت را کسلکننده معرفی کردهای! تمرین امروزت: سرگرمیات را در چهار جمله معرفی کن — چیست (My hobby is …ing)، چرا دوستش داری (I find it…)، چه چیزی برایت میکند (It takes my mind off…) و مشکلش چیست (The trouble with it is…). زبانآموزانی که تا اینجا آمدهاند، تجربهشان را اینجا نوشتهاند.
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
🎓 مشاهده کلاسهای آموزش آنلاین
(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصلها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان و مدرس زبان انگلیسی با بیش از ۲۰ سال سابقه. او میگوید جملهی I am boring را بارها در معرفیهای اول کلاس شنیده — «و هر بار با خنده میگویم: امیدوارم منظورت bored باشد!»