تفاوت ill و sick ظریف ولی واقعی است: هر دو یعنی «مریض»، ولی جای استفاده، سطح رسمی بودن و حتی معناهای فرعیشان فرق دارد — مخصوصاً sick که در be sick و feel sick داستان کاملاً متفاوتی دارد.
📑 فهرست مطالب
۶ ایستگاه این یادداشت
هر بخشی که بیشتر گیرت میاندازد، از همان شروع کن:
🤒 معنی و جدول مقایسه
قانون سریع: در مکالمهٔ روزمره sick بگو (I’m sick). در متن رسمی یا بیماری جدی ill بنویس (seriously ill). قبل از اسم تقریباً همیشه sick میآید (a sick day, a sick child).
She stayed home because she was sick. / He is seriously ill in hospital.
↑ sick روزمره — ill جدی و رسمی
| کلمه | سبک | جایگاه | نکته |
|---|---|---|---|
| sick | روزمره، آمریکایی | قبل از اسم ✅ (a sick child) | feel sick = حالت تهوع (BrE) |
| ill | رسمیتر، بریتانیایی | بعد از فعل (be/become/fall ill) | seriously ill · terminally ill |
چرا مهم است؟ دو تله دارد: اول اینکه در انگلیسی بریتانیایی be sick یعنی بالا آوردن، نه فقط مریض بودن! دوم اینکه ill معمولاً قبل از اسم نمیآید — an ill child عجیب است، باید بگویی a sick child. اصطلاح sick of هم اصلاً ربطی به مریضی ندارد: یعنی خسته و بیزار.
📚 16 مثال سطحبندیشده
A1–A2 (پایه)
- I’m sick. I can’t come to work today. — مریضم. امروز نمیتوانم بیایم سر کار.
- My grandmother is very ill. — مادربزرگم خیلی بیمار است.
- The sick child stayed in bed. — بچهٔ مریض در رختخواب ماند.
- I feel sick — maybe it was the fish. — حالت تهوع دارم — شاید بهخاطر ماهی بود.
B1–B2 (متوسط)
- She took a sick day yesterday. — او دیروز مرخصی استعلاجی گرفت.
- He fell ill during the trip. — او در طول سفر بیمار شد.
- I’m sick of this rainy weather! — از این هوای بارانی خسته شدهام!
- The doctor visits sick patients at home. — دکتر بیماران را در خانه ویزیت میکند.
- She was off ill for two weeks. — او دو هفته بهخاطر بیماری سر کار نیامد.
- The smell made me feel sick. — آن بو حالم را بد کرد.
C1 (پیشرفته)
- He was diagnosed as terminally ill. — تشخیص دادند که بیماریاش لاعلاج است.
- The company’s sick leave policy is generous. — سیاست مرخصی استعلاجی شرکت سخاوتمندانه است.
- Mentally ill patients need specialized care. — بیماران روانی به مراقبت تخصصی نیاز دارند.
- I’m sick and tired of these endless meetings. — از این جلسههای بیپایان به تنگ آمدهام.
- Several passengers were violently sick on the rough ferry. — چند مسافر در کشتی متلاطم بهشدت بالا آوردند.
- She cared for her ill mother for years. — او سالها از مادر بیمارش مراقبت کرد.
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
❌ My son is an ill boy.
✅ My son is a sick boy.
قبل از اسم تقریباً همیشه sick میآید؛ ill معمولاً بعد از فعل بهکار میرود.
❌ I’m sick of flu.
✅ I’m sick with flu. / I have the flu.
sick of یعنی «بیزار از»! برای بیماری باید گفت sick with یا have.
❌ He felt ill so he vomited. (بهعنوان ترجمهٔ «حالت تهوع داشت»)
✅ He felt sick, so he thought he might vomit.
برای حالت تهوع، انگلیسیها feel sick میگویند؛ feel ill یعنی احساس بیماری کلی.
📝 آزمون ill و sick
8 سؤال — روی گزینهها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.
سؤالات متداول
ill رسمیتر است یا sick؟
ill رسمیتر و در انگلیسی بریتانیایی رایجتر است؛ sick روزمرهتر و در انگلیسی آمریکایی پرکاربردتر. در مکالمه sick بگو، در متن رسمی ill بنویس.
feel sick یعنی چه؟
یعنی حالت تهوع داری، نه اینکه بهطور کلی مریضی! I feel sick یعنی «دلم آشوب است». برای مریضی کلی بگو I’m not feeling well.
sick of یعنی چه؟
هیچ ربطی به مریضی ندارد: یعنی خسته و بیزار. I’m sick of traffic یعنی از ترافیک به تنگ آمدهام. نسخهٔ شدیدترش: sick and tired of.
جمعبندی
- sick = روزمره، آمریکایی، قبل از اسم (a sick child, sick day)
- ill = رسمیتر، بریتانیایی، بعد از فعل (fall ill, seriously ill)
- feel sick = حالت تهوع — be sick در BrE = بالا آوردن!
- sick of = بیزار از (بیربط به مریضی)
📚 درسهای مرتبط:
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. مریضی ساده sick است، مریضی جدی ill. و اگر گفتی sick of، دیگر از مریضی حرف نمیزنی — از بیزاری حرف میزنی!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
🎓 مشاهده کلاسهای آموزش آنلاین
(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصلها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)