پرش به محتوا
Home » تفاوت marriage و wedding | ازدواج یا جشن عروسی

تفاوت marriage و wedding | ازدواج یا جشن عروسی

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

🎯 wedding یک روز است، marriage یک عمر

wedding مراسم و جشن است — همان یک روزِ لباس و کیک و مهمان. marriage خودِ ازدواج و زندگی مشترک است — رابطه‌ای که سال‌ها ادامه دارد. جمله‌ی معروف: A wedding is a day, a marriage is a lifetime!

تفاوت marriage و wedding را انگلیسی‌ها با یک جمله حل کرده‌اند: عروسی یک روز است، ازدواج یک عمر. wedding مراسم است (کارت دعوت، تالار، کیک)؛ marriage نهاد و رابطهٔ زناشویی (خوشبخت یا ناموفق). گرامر فعلش هم تلهٔ جداگانه‌ای است: marry بدون with!

📑 فهرست مطالب

۶ ایستگاه این یادداشت

هر بخشی که بیشتر گیرت می‌اندازد، از همان شروع کن:

💍 معنی و جدول مقایسه

دو تصویر: آلبوم عکس مال wedding است؛ سالگرد بیست‌سالگی مال marriage. فعل‌ها: marry somebody (بدون with!)، get married to somebody، be married.

Their wedding was small, but their marriage has lasted forty years.

↑ wedding = مراسم یک روزه — marriage = رابطهٔ چهل‌ساله

واژه/عبارت یعنی مثال
wedding مراسم و جشن عروسی a wedding dress · wedding ring
marriage ازدواج، زندگی مشترک (نهاد/رابطه) a happy marriage · marriage certificate
marry somebody با کسی ازدواج کردن — بدون with! She married a doctor.
get married (to) ازدواج کردن (روزمره‌تر) They got married in June.
be married (to) متأهل بودن He’s married to my cousin.

چرا مهم است؟ دو تلهٔ بزرگ فارسی: ۱) marry with somebody — غلط مشهور! فعل marry مستقیم مفعول می‌گیرد: She married Ali. ۲) اگر با get married می‌گویی، حرف اضافه to است نه with: He got married to Sara. جشن را هم دعوت می‌کنند به wedding، نه به marriage!

📚 16 مثال سطح‌بندی‌شده

A1–A2 (پایه)

  • The wedding is next Friday. — عروسی جمعهٔ آینده است.
  • They have a happy marriage. — آن‌ها زندگی مشترک شادی دارند.
  • She married her best friend. — او با بهترین دوستش ازدواج کرد.
  • I love your wedding ring! — حلقهٔ ازدواجت را خیلی دوست دارم!

B1–B2 (متوسط)

  • We’re invited to a wedding this weekend. — این آخر هفته به یک عروسی دعوتیم.
  • Their marriage lasted over fifty years. — ازدواجشان بیش از پنجاه سال دوام آورد.
  • They got married in a small garden ceremony. — در یک مراسم کوچک باغی ازدواج کردند.
  • She’s married to an architect. — او با یک معمار ازدواج کرده است.
  • The wedding cake had five layers! — کیک عروسی پنج طبقه داشت!
  • A good marriage needs work from both sides. — زندگی مشترک خوب، تلاش هر دو طرف را می‌خواهد.

C1 (پیشرفته)

  • The royal wedding drew millions of viewers worldwide. — عروسی سلطنتی میلیون‌ها بیننده در سراسر جهان داشت.
  • Their marriage of convenience gradually became genuine love. — ازدواج مصلحتی‌شان کم‌کم به عشق واقعی تبدیل شد.
  • Marriage rates have declined across most developed countries. — نرخ ازدواج در بیشتر کشورهای توسعه‌یافته کاهش یافته است.
  • The film is a perfect marriage of music and imagery. (استعاری!) — فیلم پیوند بی‌نقصی از موسیقی و تصویر است.
  • They renewed their vows on their silver wedding anniversary. — در سالگرد بیست‌وپنجمین سال ازدواج، پیمانشان را تجدید کردند.
  • Counseling saved their marriage from collapse. — مشاوره ازدواجشان را از فروپاشی نجات داد.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ She married with a doctor.

✅ She married a doctor.

فعل marry مستقیم مفعول می‌گیرد — بدون with!

❌ He got married with my sister.

✅ He got married to my sister.

الگوی get married حرف اضافهٔ to می‌خواهد.

❌ We were invited to their marriage.

✅ We were invited to their wedding.

به مراسم دعوت می‌شوی: wedding — نه به رابطه!

📝 آزمون marriage و wedding

8 سؤال — روی گزینه‌ها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.

سؤالات متداول

فرق marriage و wedding در یک جمله؟

wedding مراسم است — همان یک روزِ جشن و لباس و کیک؛ marriage خودِ ازدواج و زندگی مشترک است که سال‌ها ادامه دارد. دعوت‌نامه برای wedding می‌آید، مشاوره برای marriage!

marry با چه حرف اضافه‌ای می‌آید؟

هیچ! marry مستقیم مفعول می‌گیرد: She married Ali. اگر get married یا be married بگویی، حرف اضافه to است: married to Ali. کلمهٔ with در هیچ‌کدام جایی ندارد — غلط مشهور فارسی‌زبان‌ها.

marriage معنای استعاری هم دارد؟

بله، پیوند و ترکیب دو چیز: a marriage of tradition and technology یعنی پیوند سنت و فناوری. در نوشتار خلاق و روزنامه‌نگاری زیاد می‌بینی.

جمع‌بندی

  • wedding = مراسم و جشن (یک روز): wedding dress, wedding ring
  • marriage = ازدواج و زندگی مشترک (یک عمر): a happy marriage
  • marry somebody — بدون with! · get/be married to somebody
  • دعوت به wedding — مشاوره برای marriage
  • استعاری: a marriage of X and Y = پیوند دو چیز

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. عروسی یک روز است، ازدواج یک عمر — و marry with هم یک عمر غلط است! مستقیم بگو: She married him.

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

🎁 هدیه: مشاهده رایگان درس ۱ و ۶
🎓 مشاهده کلاس‌های آموزش آنلاین

(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصل‌ها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)